این مطلب از وبلاگ آوای هزار مسجد که توسط آقای غلامرضا آذری خاکستر از فرزندان هزار مسجد لاین نو که ازپژوهشگران مرکز اسناد آستان قدس رضوی است نوسته شده است هزار مسجد به رشته كوهي گفته ميشود كه حد فاصل دشت طوس(مشهد)ومنطقه كوهستاني درگز وكلات قرار گرفته است |
در دوران باستان به اين كوهها "سپنته اوشائي"مي گفتند كه معني كوه سپيد گون مي دهدو فردوسي هم از آن با نام سپيد كوه ياد مي كند.بنا به نوشته مورخين در زمان حمله اسكندر و يونانيان به ايران،سازمان ديني ايران كه ميراث دار فكري جامعه به شمار ميرفت با دانش وگنجينه هاي معنوي خود به اين منطقه پناه برده و مؤبد بزرگ وساير نخبگان فرهنگي درقلعه " كلات"جاي ميگيرند ولي با محاصره اين قلعه توسط اسكندر،آنها بطريقي مخفيانه از آنجا گريخته ودر دامنه اين ارتفاعات كوهستاني مخفي ميشوند
بعدها مردي بنام "سپيتاما"عليه سلطه يونانيان دراين ناحيه قيام مي كند كه متاثر از اندرزهاي موبدان مبني بر وطن دوستي ومبارزه با بيگانگان ميباشد.برخي معتقدند كه نامگذاري هزار مسجد بدليل استقرارهمين پيشوايان ونگهبانان مواريث فكري جامعه بوده است واصل اين واژه را "هزار مسگت" كه "مس"در زبان پهلوي به معني پاك وپيشوا مي باشد كه بعدها در دوران اسلامي بدليل تشابه به كلمه مسجد ونزديكي آن به فرهنگ عامه به هزار مسجد شهرت يافته است.
اين واقعه يعني پراكنده شدن نخبگان ديني و فرهنگي جامعه درحوالي هزار مسجد وقتي اهميت مي يابد كه بنا بر عقيده برخي محققين چون استاريكف اساس داستانهاي حماسي وتاريخي ايران وشاهنامه منثور را از موبدي ساكن طوس ميداندوبنابر برخي نظريات ديگر, نسل ابو منصور طوسي مؤلف شاهنامه منثور به كنارنگ طوس ميرسد.يكي ديگر از اسناد حضور نخبگان فكري در اين منطقه وجود غاري در كوههاي مشهد بنام "غارمغان"ميباشد.پس نبايستي شك كرد كه نه تنها شاهنامه فردوسي اثر حماسي ايرانيان از منابع فكري به يادگار مانده از آن دوره الهام گرفته باشد،بلكه قيام نخبگان نظامي ضد بيگانه چون ارشك،ابومسلم ،نادر شاه ونخبگان علمی- فرهنگي در علوم مختلف كه پسوندهاي طوسي و نيشابوري را به يدك مي كشند ،ريشه در اين واقعيت تاريخي داشته باشد.
جهت اطلاعات بیشتر پیرامون سوابق تاریخی منطقه هزار مسجد به کتاب "خاوران گوهرناشناخته ایران" نوشته ابوالفضل قاسمی مراجعه شود
خداوندا تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم
مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را
مبادا گم کنم اهداف زیبا را
مبادا جا بمانم از قطار موهبتهایت
مرا تنها تو نگذاری
که من تنهاترین تنهام؛ انسانم
خدا گوید :
تو ای زیباتر از خورشید زیبایم
تو ای والاترین مهمان دنیایم
تو ای انسان!
بدان همواره آغوش من باز است
شروع كن
یك قدم با تو
تمام گام های ماندهاش با من
آنهايي که رژه نيروهاي مسلح در جوار حرم امام روحا... (ره) را در سالهاي قبل دنبال کرده بودند، سالها با چهره مردي روبهرو ميشدند که شعارهايش نه از جنس رژههاي ارتش و سپاه که از عطر شعارهاي دفاع مقدس نشأت گرفته بود. حاجي بخشي 70 ساله شعار ميداد «کي خسته است؟» و جمعيت جواب ميداد: «آمريکا». اين چنين بود که حال و هواي گرماي شهريورماه و رژه با زبان روزه، به بهترين نحو، تبديل به احسن ميشد و همه براي سلامتي پير جبهه صلوات ميفرستادند و مطمئن بودند سال ديگر، او با دردهاي ناشي از بيماري و ترکشهاي دفاع مقدس همچنان پاي ثابت هر جبههاي است که نياز به حضور مردم دارد. بسيجي آن روزهاي ما، دو روزي است در جوار رحمت الهي و در کنار برادر، داماد و پسر خويش آرميده و حيف است که زود يادمان برود. روحيه حاجيبخشي حتي شهيد آويني را نيز متعجب کرده بود. آنها که با او صميميتر بودند، در جبهه به او «پدر وتو» هم ميگفتند، آخر روزي چند بار در مورد حق وتو سخنراني ميکرد و از جمعهاي چهار، پنج نفره هم نميگذشت، اينگونه بود که هم سخنراني مي کرد و تعليم مي داد و هم مي خنداند و تاديب ميکرد. راستي دلمان براي آن گلابپاش هم تنگ ميشود. همان گلابپاشي که حاجيبخشي در والفجر 4، کانيمانگا را به هم ريخت و با شعارهاي خود و پاشيدن عطر گلاب، رزمندگان را آنچنان ترغيب کرد که منطقهاي مهم را بدون در اختيار داشتن اسلحه و نيروي لازم فتح کنند و رمز کار در يک جمله خلاصه شده بود: «ماشاءا... حزبا...».
ميدانيد چرا اسکات پيترسون خبرنگار روزنامه آمريکايي کريستين ساينس مانيتور عکس حاجبخشي را به ديوار اتاق کار خود زده بود؟ کدام عکس؟ همان عکس معروفي که حاجيبخشي در سه راهي شهادت مشغول خاموش کردن ماشين مشتعل خود است، در حالي که دامادش هم در ماشين در حال سوختن است! پيترسون ميگفت حاجيبخشي نماد روح شجاعت و حماسي جنگ ايران است. بچه هاي جنگ خوب مي دانند که ماجراي آن عکس معروف چيست؛ ماشين حاجي بخشي که دامادش نيز سوار آن بود در سه راهي شهادت مورد هدف گلوله مستقيم تانک قرار گرفت، پس از تلاش بسيار نجات داماد حاجي ميسر نشد و وقتي برايش مسجل شد که افراد داخل ماشين شهيد شده اند با روحيه اي بالا به سمت خط راه افتاد و فرياد زد: کي خسته است؟! مگر مي شود چنين داغي را در عرض چند ثانيه فروخورد؟ آري مي شد ...
جامعه ما هنوز نيازمند تغذيه است، از جنس همان خوراکيهايي که در جيب شهدا بود و حاجيبخشي آن خوراکيها را به عنوان تبرک و روحيه به رزمندگان ميداد، اگرچه کميت آن خوراکيها کم بود اما آنچنان انرژي به انسان ميداد که کارهاي ناشدني را شدني ميکرد. حاجيبخشي جمعه تشييع ميشود، هرکس که آمد قدمش روي چشم و هرکس که نتوانست بيايد، يادش باشد که گرينوف حاجيبخشي نبايد روي زمين بماند...
سومين دوره از نشست انديشههاي راهبردي امروز چهارشنبه 14 دي ماه در حضور رهبر انقلاب اسلامي و با شركت محققان و صاحبنظران با موضوع «زن و خانواده» برگزار ميشود. آنچه ميخوانيد يادداشتي است از دكتر صادق واعظزاده، دبير نشست انديشههاي راهبردي در خصوص برگزاري نشست امروز:
با استعانت از خداوند حكيم، «نشست انديشههاي راهبردي» طي يك سال از تاريخ تأسيس، با عنايات رهبر فرزانه و استقبال انديشمندان، رويكرد دينمحوري و خردورزي و تفكر علمي در مطالعات راهبردي و تصميمسازيهاي كلان كشور را دنبال كرده است. تقويت اين رويكرد به همراه افزايش حضور و اثربخشي نخبگان در راهبري تحولات اجتماعي، از ضرورتهاي حوزهي نظر و عمل در شرايط كنوني كشور است. در پاسخ به اين ضرورتها دو نشست قبلي ضمن كمك به تحقيق و انديشهورزي در حوزهي پيشرفت و عدالت، آغازي بر سامانيافتن برنامههاي بلندمدت و تحولآفرين كشور شد.
«مركز الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت» با هدف تعميق و توسعهي پژوهش و نظريهپردازي، گفتمانسازي و طراحي و تدوين الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت، تحت اِشراف رهبر معظم انقلاب اسلامي تأسيس شد و اساسنامهي آن به تصويب ايشان رسيد. سپس شبكهاي فكري براي مباشرت مستقيم انديشمندان و صاحبنظران در فرايند تهيهي الگوي پيشرفت عدالتمحور كشور در قالب انديشكدهها و حلقههاي فكري طراحي شد كه در دست تأسيس است. عناوين اصلي مطالعه و همانديشي در عرصهي فكر، علم، معنويت و زندگي، مبتني بر مباني اسلامي و با توجه به مقتضيات ايراني و در جهت نيل به عدالت اجتماعي است. برنامهي تقسيم كار ملي نيز به منظور استفاده از ظرفيت گستردهي تخصصي مراكز، مؤسسات و شخصيتهاي حقيقي در سه زمينهي پژوهش و نظريهپردازي، تهيه و تدوين اسناد الگو و گفتمانسازي نهايي شده است.
مجموعهاي از اقدامات در دستور كار قرار گرفته كه شامل بررسي و تحليل اسناد و تجارب قبلي، ارزيابي و آسيبشناسي مقايسهاي روند گذشته، مطالعهي انتقادي نظريهها و الگوهاي موجود، تدوين مباني مطلوب و آيندهپژوهي پيشرفت كشور است. ديگر وظايف متعدد مركز نيز در دست برنامهريزي و اقدام است كه گزارش آن در جايي ديگر خواهد آمد. همزمان، دعوت از فرهيختگان و انديشمندان دانشگاهي و حوزوي و صاحبنظران مباحث راهبردي براي همكاري در امور فوق آغاز شده است.
سومين نشست انديشههاي راهبردي به موضوع «زن و خانواده» اختصاص يافته است. اين موضوع از مباحث مهم حوزهي تفكر و زندگي اسلامي و از گستردهترين و حساسترين موضوعات علمي، نظري و كاربردي و از نيازهاي مبرم جامعهي امروز ايران و از اولويتهاي گفتماني جمهوري اسلامي در سطح ملي و جهاني است. اين موضوع در آينده اهميت و حساسيت بيشتري نيز خواهد يافت. در حالي كه مباني و اصول متعالي اسلام براي تأمين كرامت زن و احقاق حقوق وي و دستاوردهاي ارزنده اما ناتمام جمهوري اسلامي در اين جهت در برابر ما است، تبيين متقن و روزآمد و راهگشاي آن مباني و اصول از چالشهاي مزمن حوزه و دانشگاه است.
محورهاي موضوعي سومين نشست
برنامهريزي براي تحقق شايستگيها و كرامت زن و خانواده و رفع مصاديق ظلم به زنان نيز مطالبهاي بحق از مراجع سياستگذاري و اجرايي كشور است. كوتاهي و كاهلي در اين موارد، علاوه بر كفران نعمت و از دست دادن فرصت، زمينهساز سوءاستفادهي بدخواهان و كجانديشان است. در اين خصوص نيز مثل عرصههاي فرهنگي ديگر، علاوه بر نقد تفكر و رويهي مكاتب رقيب، راهكار اصلي تلاش و تكاپوي فكري ابتكاري و غير انفعـالي براي تبيين ديدگاههاي اصيل و راهيابي براي پيشرفت و تعالي كشور است. برگزاري سومين نشست انديشههاي راهبردي نمونهاي از اين تلاش و تكاپو است.
فراخوان نشست سوم پيرامون محورهاي اسـاسي زير به مراكز دانشگاهي و حوزوي ارسال شد:
منزلت و نقش زنان در انقلاب اسلامـي و جايگاه آنان در پيشرفت همهجانبهي كشور
حقوق و مسئوليتهاي فردي و اجتماعي زنان
موقعيت، مؤلفهها و كاركرد خانواده از منظر اسلام
نقد بنيانهاي فمينيسم و وجه ايراني آن
مسائل و مظلوميتهاي زنان در ايران و راههاي مواجهه صحيح با آنها
جايگاه و نقش زن در خانواده و بررسي فقهي مسائل مربوط
آسيبشناسي و راههاي تقويت خانواده در ايران
مقايسهي وضعيت خانواده در جمهوري اسلامي ايران و كشورهاي غربي
همچنين از طريق مشورت تخصصي و جستوجوي آثار علمي مربوط در پايگاههاي اطلاعرساني كشور، محققان فعال اين حوزه شناسايي شدند و فراخوان نشست مستقيماً به اطلاع آنان رسيد. در پاسخ به فراخوان، تعداد 188 مقالهي مشروح از طريق درگاه الكترونيكي نشست واصل شد. هر مقاله بدون نام مؤلف براي ارزيابي در اختيار سه داور متخصص فرار گرفت و نتايج را كميتهي داوري شامل استادان متخصص دانشگاه و حوزه با رتبهي بالاي علمي جمعبندي كرد كه نهايتاً 58 مقاله براي درج در مجموعهي مقالات پذيرفت.
برنامهريزي براي تحقق شايستگيها و كرامت زن و خانواده و رفع مصاديق ظلم به زنان نيز مطالبهاي بحق از مراجع سياستگذاري و اجرايي كشور است. كوتاهي و كاهلي در اين موارد، علاوه بر كفران نعمت و از دست دادن فرصت، زمينهساز سوءاستفادهي بدخواهان و كجانديشان است.
با توجه به نظرات داوران و پيشنهاد كميتهي داوري، تعدادي از مقالات برتر با رعايت تنوع موضوعي، حضور استادان و جوانان، مشاركت حوزه و دانشگاه و پرداختن به جنبههاي نظري و كاربردي براي ارائهي شفاهي در طول نشست برگزيده شد.
اطلاعرساني و فراخوان نشست، دريافت و داوري مقالات و اعلام نتايج با تأسيس پايگاه الكترونيكي نشست و با تلاش در جهت نيل به برترين سطح معيارهاي موجود در برگزاري نشستهاي علمي انجام شد. مجموعهي مقالات نشست، پيش از برگزاري نشست در دو مجلد تدوين و مجموعاً در 850 صفحهي بزرگ به چاپ رسيده است كه در اختيار شركتكنندگان محترم قرار خواهد گرفت و پس از نشست به همراه بيانات رهبر فرزانهي انقلاب اسلامي در شمارگان وسيع منتشر خواهد شد.
خداوند دانا را سپاسگزاريم كه با توجه به آثاري منتشرشده در سالهاي اخير در كشور، نشست در جذب آثار عميق و جديد از محققان فعال حوزهي زن و خانواده موفق بوده است. ارائهي ديدگاههاي تازه از سوي انديشمندان جوان در كنار آثار عميق شخصيتهاي صاحب كرسي و توجه متوازن به ابعاد نظري و كاربردي در نشست، نويدبخش تكاپو براي ارتقاي مطالعات و تحقيقات زن و خانواده و راهيابي براي مسائل و مشكلات مربوطه است.
از همهي كساني كه با ارائهي مقاله به غناي اين رويداد علمي-راهبردي كشور كمك رساندهاند، تشكر و قدرداني ميكنيم و از كساني كه به سبب محدوديتهاي موجود در هر نشست علمي، موفق به پذيرفتن مقالهي آنان نشدهايم، عذر ميخواهيم.
موضوع پوشش و حجاب زنان مسلمان در تاريخ معاصر ايران داراي ماجراهايي است، به خصوص جرياني كه منجر به قيام خونين مسجد گوهرشاد شد. عده زيادي شهيد، عده اي مجروح و جماعت گسترده اي دستگير و زنداني و به تبعيد فرستاده شدند و عده اي از آنها به طور مشكوك فوت كردند. در جريان حجاب و پوشش، قضاياي به يادماندني در تاريخ معاصر ايران به ثبت رسيده است، مانند تبعيد آيت الله العظمي حاج حسين طباطبايي قمي به كربلا، زنداني و تعبيد شدن آقايان آيت الله ميرزا محمد آقازاده و آيت الله سيد يونس اردبيلي به نقاط بد آب و هوا و سركوب گروه هاي مردمي يكي پس از ديگري. تا اينكه موفق شدند در روز 17 دي ماه سال 1314 توسط رضاخان به همراه خانواده اش الگوي پوشش غرب را با تقليد كوركورانه بر مردم تحميل كنند، به طوري كه با اتكا به قوه قهريه با برپايي جشن كشف حجاب به آن روز رسميت دادند كه البته با واكنش ها، اعتراضات و چالش هاي متعددي همراه بود. روز 17 دي ماه سال 1356 به گونه اي ديگر سرنوشت انقلاب را رقم زد و در طول مدت 42 سال با وقايعي همراه بود كه ذيلاً به چند مورد مهم آن اشاره مي شود.
1- قبل از طرح موضوع كشف حجاب، در آغاز سلطنت رضاخان از مجراي قانوني سعي كردند تحت عنوان «اتحاد لباس» يا «متحدالشكل كردن لباس ها در ايران» اقدام به تحولات اجتماعي بكنند كه با اعتراضات عده اي همراه بود كه تأكيد كرده بودند و در ماده 3 اين قانون تصريح شده بود: «متخلفين از اين قانون در صورتي كه شهرنشين باشند، به جزاي نقدي از يك تا پنج تومان و يا به حبس از يك تا هفت روز و در صورتي كه شهرنشين نباشند به حبس از يك تا هفت روز به حكم محكمه محكوم خواهند شد. وجوه جرايم مأخوذه از اجراي اين ماده در هر محل توسط بلديه آنجا مخصوص تهيه لباس متحدالشكل براي ساكنين خواهد بود و در ماده 4 اين قانون در شهرها و قصبات از اول فروردين 1308 و در خارج از شهرها در حدود امكان عملي شدن آن به شروطي كه از فروردين 1309 تجاوز نكند به مورد اجرا گذارده خواهد شد و دولت، مأمور تنظيم نظام نامه و اجراي آن خواهد بود.
اين طرح تعيين شده از قبل ناشي از تفكر و انديشه غرب باوران جريان پيدا كرده بود به اين اميد پس از تغييرات كلي لباس با زبان ملي ايرانيان سر و كار داشتند و به دنبال متحدالشكل لباس جريان موسوم به كشف حجاب را به عنوان مبحث ديگري دنبال كردند كه با ناكامي ها در ابتداي كار مواجه شدند.
2- اولين واكنش در همان ايام از ناحيه علما و فضلاي حوزه هاي علميه بود كه با بصيرت به اين درك رسيده بودند كه غرب نقشه اي براي مبارزه با آداب و رسوم ديني و اسلامي در دست اقدام دارد، چون اين قانون به طريقي تضعيف روحانيت و پايگاه اجتماعي آن را هم در برمي گرفت و در تهران آيت الله سيدمحمد بهبهاني و در تبريز آقا سيد ابوالحسن انگجي و آقا تبريزي (دو عالم مجاهد) بودند كه عليه اين قانون قيام كردند و بنابر مستندات مي توان ادعا كرد اولين خيزش توسط روحانيون عليه قانون اتحاد لباس در تبريز جريان يافت كه توسط عوامل رضاخان سركوب شد. در ادامه اين ماجرا در مشهد مقدس روند قضايا به گونه اي ديگر رقم خورد كه چندين عامل در آن دخالت داشت كه منجر به قيام خونين مسجد گوهرشاد شد.البته توضيح آن در محدوده اين مختصر نمي باشد و مبحث مستقلي را مي طلبد.
3- زنان مسلمان در برابر اين توطئه غرب كه توسط عوامل آنها در ايران دنبال مي شد از خود مقاومت نشان دادند و سختي هاي فراواني را از لحاظ روحي، اخلاقي و اجتماعي متحمل شدند و از پوشش و حجاب اسلامي خود دفاع كردند. چه بسا بسياري در اثر دشواري هاي اين قانون و به لحاظ حفظ حيثيت مظلومانه و غريبانه در منازل شان جان باختند و به اين امر ننگين تن ندادند ولي هنگامي كه رضاخان سقوط كرد علي رغم وجود قانون كشف حجاب، زنان مسلمان با جرئت تمام در معابر عمومي با چادر ظاهر شدند و مأموران حكومتي توان مقابله با آنها را نداشتند و در همين ايام آيت الله سيدابوالقاسم كاشاني طي نامه شديداللحني به نخست وزير وقت خواهان كم كردن فشار بر زنان محجبه شد كه پاسخ مساعدي را دريافت كرد و در سال 1322 حضرت آيت الله العظمي حاج آقا حسين طباطبايي قمي از مراجع تقليد وقت طي نامه اي از شاه جديد تقاضا كرد كشف حجاب اجباري را لغو كند كه به اين موفقيت نائل شد و پس از لغو قانون كشف حجاب بسياري از زنان مسلمان به حجاب روي آوردند.
اين نكته قابل توجه است كه در دوره رضاخان فشار با زور قوه قهريه بود، اما در عصر محمدرضا به پشتيباني و فشار تبليغاتي متكي شده بود و از اين طريق اعمال مي شد.
4- رژيم محمدرضا همه ساله در هفده دي به اين مناسبت در مطبوعات و دستگاه هاي رسانه اي به آن دامن مي زدند. حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي كه در آن ايام مشغول درس و بحث بوده در اين رابطه شاهد ماجراهايي بوده است. ايشان در مصاحبه اي مي فرمايد: «در زمان رياست مرحوم آيت الله العظمي بروجردي در حوزه علميه قم در سالگرد هفده دي، نظام تبليغات گسترده وقيحانه اي راجع به كشف حجاب راه انداخت. طلاب حوزه هم متقابلاً طي يك راه پيمايي كه به سمت فرمانداري انجام دادند، از اين قضيه اعلام انزجار كردند... طلاب تا نزديكي فرمانداري رفتند، در آنجا نيروهاي نظامي و انتظامي مستقر در فرمانداري به سوي مردم تيراندازي كردند. من خودم به ياد دارم در آن ايام طلبه كم سن و سالي بودم و در ميان جمعيت حركت مي كردم، ساختمان فرمانداري بالاتر از گذر خان بود. در همان حال كه ما از جلوي گذرخان رد مي شديم تيراندازي و پرتاب گاز اشك آور شروع شد. در اين حال عده زيادي مجروح و به بيمارستان منتقل شدند و ما هم به عيادت آنها رفتيم. مرحوم آيت الله العظمي بروجردي نسبت به اين قضيه عكس العمل شديدي نشان دادند و به دستگاه حاكمه پرخاش كردند چون به هر حال اين ماجرا منجر به كشته شدن و مجروح شدن تني چند از طلاب شده بود...»
5- در ماجراي طرح انجمن هاي ايالتي و ولايتي مسئله زنان و آزادي زنان را به گونه اي سياسي بهانه كردند و در اين نوبت هم روحانيت به رهبري امام خميني(ره) با روشن بيني نقشه رژيم شاه را به خوبي دريافته بودند و آن چيزي كه عوامل حكومت به نام طرح مسئله تساوي و آزادي حقوق زنان ارائه داده بودند در واقع دامي در جهت ترويج ابتذال و اشاعه الگوهاي فاسد غربي بود كه در بيانات صريح امام خميني (ره) افشا شد و صريحاً موضع اسلام را اعلام داشتند و فرمودند: «اسلام مراعات بانوان را در تمام جهات پيش از هر كس نموده و احترام به حيثيت اجتماعي و اخلاقي آنها موجب شده كه از اين نحو اختلاط مخالف با عفت و تقواي زن جلوگيري كند، نه آن كه خداي نخواسته آنان را مانند محجورين و محكومين قرار داد... نواميس مسلمين در شرف هتك است و دستگاه جابره با تصويب نامه هاي خلاف شرع و قانون اساسي مي خواهد زن هاي عفيف را ننگين و ملت ايران را سرافكنده كند... اين طوري كه اينها زن را مي خواهند بار بياورند كه يك ملعبه اي در دست مردها باشد... ما مي خواهيم زن آدم باشد مثل ساير آدم ها...»
در دهه چهل رژيم شاه با راه اندازي مطبوعات گسترده به نام هاي مختلف سعي داشت كه روز هفده دي را يك مناسبت مترقي جلوه دهد و چادر و حجاب را يك آداب و رسوم كهنه شده، قديمي زمان جاهليت معرفي كند و زنان محجبه را امل و نادان، عقب مانده، دهاتي، مرتجع و ... تلقي مي كردند و براي آن مانور تبليغاتي تندي اجرا و همواره امام راحل را متهم به مخالفت با آزادي زنان مي كردند.
6- از سال 1343 كه امام راحل دستگير و به تركيه تبعيد شدند و سپس دوران تبعيد را در نجف اشرف مي گذراندند در ايران ذكر نام «خميني» ممنوع بود و هر كسي از او تقليد و يا هواداري مي كرد و يا آثار و كتب او را در اختيار داشت متهم بود و مجازات سنگين و شكنجه و زندان را بر او تحميل مي كردند و استفاده از تمام آثار او در ايران ممنوع بود تا اينكه اول آبان سال 1356 خبر شهادت حاج آقا مصطفي خميني در ايران پخش شد. برخي از علاقه مندان و شاگردان او احساس تكليف كردند و براي او اقدام به برگزاري مراسم سوگواري كردند و هنگامي كه ذكر نام «خميني» بر زبان اهل منبر جاري مي شد با سه صلوات سنگين همراه مي شد و اين، حكايت از محبوبيت ايشان در دل هاي مردم مي كرد. دستگاه هاي خبري و تبليغاتي رژيم شاه برخي از مواقع در رسانه هاي خود نام امام خميني(ره) را همراه با عنوان «مخالف آزادي زنان» و « مخالف كشف حجاب» و عناوين ديگري مانند مرتجع و غيره تبليغ مي كردند. به خصوص در روز 17 دي ماه سال 56 به پاس گراميداشت كشف حجاب در روز هفده دي ماه روزنامه اطلاعات با درج مقاله اي سفارش شده و لاك و مهر كرده تحت عنوان «ارتجاع سرخ و سياه در ايران» به نام مستعار احمد رشيدي مطلق به چاپ رساند و در اين مقاله به امام راحل توهين كرده بودند و نوشته بودند : «روح الله خميني معروف به هندي بود. به قولي او مدتي در هندوستان و در آنجا با مراكز استعماري انگليس ارتباطاتي داشته است و به همين جهت به سيد هندي معروف شده است...»
7- اين مقاله موجب خشم و انفجار مردم انقلابي مسلمان شد و در شهر قم حالت غيرعادي به خود گرفت و روز 18 دي درس و بحث به تعطيلي كشيده شد و بازار تعطيل شد و در همين ايام زنان محجبه با اجتماع گسترده اي در مشهد عليه روز هفده دي تظاهرات بر پا كرده و با پليس درگير شدند و در شهرهاي ديگري مانند شيراز، اصفهان، تهران و ساير شهرها نسبت به اين اقدام عوامل رژيم شاه بسيار عصباني و خشمگين بودند و روز 19 دي ماه راه پيمايي آرام طلاب و مردم در شهر قم جريان گرفت و با حضور در منازل مدرسان و علما ابعاد گسترده تري يافت و جمعيت به منزل آيت الله العظمي گلپايگاني رفتند و معظم له ضمن همدردي با طلاب و مدرسان نسبت به اهانت به امام خميني زبان به شكوه گشود و اقدام تبليغاتي دروغين و سراپا اهانت رژيم را محكوم و اعلام كردند كه با او تا آخر ايستاده ايم و به جمعيت حاضر توصيه كردند كه همين اعتراضات خود ادامه بدهند و در عصر آن روز تظاهركنندگان معترض گسترده تر شد و عوامل حكومت و نيروهاي شهرباني به بهانه اي با آنها درگير شدند. تعدادي از طلاب را مجروح و شهيد كردند و موجب قيام و جنبش انقلاب طلاب حوزه هاي علميه شد و بعد به مناسبت چهلمين روز شهداي 19 دي ماه در تبريز قيام ديگري شكل گرفت و انقلاب اسلامي به اوج رسيد و شعله آن خاموش نشد و هفده دي ماه سال 57 ديگري نامي از آن روزهاي ننگين به ميان نيامد و شاه هم در 26 دي ماه فرار را بر قرار ترجيح داد.
8- بنابراين در تاريخ معاصر ايران سال 1342 رژيم شاه بر اين امر ننگين اصرار ورزيد و نظام طاغوت از آن به عنوان كشف حجاب مفتخر بود، اما از طرفي براي قشر متدين و مسلمان ناگوار بود. بدين جهت از هفده دي 56 به عنوان خاطره ا ي تلخ در تاريخ معاصر ايران ياد مي شود كه در روند رويدادها تحت الشعاع انقلاب اسلامي قرار گرفت و به ياري خداوند همه حوادث تلخ آن به شيريني پيروزي انقلاب مبدل شد.
كشف حجاب در ايران رسما و علنا از سال 1314 و با فرمان رضاشاه وارد ايران شد اما پيشينه اين حركت به دوران قاجار بازمي گردد به ويژه زماني كه ما با غرب درگير مي شويم و مردم ما با جوامع غربي بيشتر آشنا مي شوند كه عمدتا ديپلمات ها، بازرگانان و فرزندان اشراف جزء اين گروه مي باشند، زيرا فقط اين گروه بودند كه فرصت خروج از كشور و آشنايي با جوامع غربي را داشتند. شايد اولين تمثيلها را از جوامع غربي بتوان در آثار ميرزا ابولحسن خان ايلچي سفير وقت ايران در انگلستان مشاهده كرد. وي در سفرنامه خود تحت عنوان «حيرت نامه سفرا» به وضعيت زنان در غرب و به ويژه به بي بند و باري آنان اشاره مي كند. ايلچي در كتاب خود مي نويسد خانمها در غرب در ميهماني هاي مختلط با مردها شركت مي كنند، بدون اين كه حجابي داشته باشند و با حيرت و حسرت از اين مساله ياد مي كند. ما در اواخر دوران محمد شاه و دوران ناصر الدين شاه شاهد ظهور فرقه بابيت و بهائيت در ايران هستيم كه در صدد شكستن ساختارهاي فرهنگي و اجتماعي در كشورمان بودند. اساسا فرقه بابيه و بهائيت براي اين به وجود آمدند كه بتوانند اقتدار تشيع و اقتدار روحانيت شيعه را در ايران از بين ببرند و يكي از مسائلي كه اين فرقه دنبال مي كرد تشويق بي حجابي بود. براي اولين بار در دشت بدشت حد فاصل شاهرود و مشهد طاهره قره العين يكي از زنان بهائي -كه به فعاليت هاي تروريستي هم مشغول بود و حتي نقشه ترور عموي خود مرحوم ملا صالح برقاني را كه يكي از روحانيون برجسته بود،كشيده بود- در جلسه اي كه بابيها برگزار مي كنند تا برنامه كاري آينده خود را مشخص كنند، بدون حجاب ظاهر مي شود. تعدادي از بابيها كه فكر نمي كردند اينها تا اين حد ساختارشكن باشند، همانجا دچار ترديد شده و از اين گروه جدا مي شوند و عده ديگر نيز اين فرقه را همراهي مي كنند. عمده كساني كه در دوره ناصر الدين شاه و در دوران مشروطه در صدد ترويج بي حجابي در ايران بودند، به اين فرق ضاله مربوط شده و با آنها در ارتباط بودند. پس از انقلاب مشروطه نيز برخي از اعضاي وابسته به فرقه ضاله بابيت و بهائيت در اين فعاليت ها شركت داشته و در همه جا هم نفوذ مي كردند. از نهضت مشروطه گرفته تا نهضت جنگل و بعد هم اين مساله وارد دوران رضاخان شده و عملا زمينه كشف حجاب را در ايران اينها فراهم مي كنند و رضاشاه دستور نهايي را صادر مي كند. در دوره مشروطه مردم ايران نسبت به رواج بي بند و باري معترضند كه اين بي بند و باري هم شرب خمر و هم بي حجابي را در بر مي گيرد. برخي از مطبوعات آن دوره مروج و مشوق نوعي آزادي براي زنان بودند؛ البته با شعارهاي عامه پسند مثل آموزش زنان كه في نفسه بحث خوبي است و زنان ما بايد دانش آموخته شوند تا بتوانند خانواده خودشان را بهتر اداره كنند و در امور كشور فعال تر شركت كنند. با اين شعارها، گروه هاي فمينيستي در آن دوره وارد ايران شده بودند؛ اما در پشت اين شعارها هدف خود را كه همان ساختار شكني است دنبال مي كردند. هنوز جامعه ايراني آماده پذيرش كشف حجاب نيست و آنان با پيش كشيدن مباحثي چون آزادي زنان و ارائه گزارش هايي از وضعيت زنان در غرب، اهداف خود را كه همانا سوق دادن زنان ايراني به سمت بي بند و باري بود دنبال مي كردند. به عنوان مثال احسان الله خان كه وابسته به فرقه ضاله بهائيت و عامل نفوذي هم در نهضت مشروطه و هم در نهضت جنگل است، وقتي جنگلي ها رشت را به تصرف خود درمي آورند، زنها و مردهائي كه از ميرزا كوچك خان حمايت كرده بودند، به استقبال آنان مي آيند و در آنجا احسان الله خان خطاب به زنان محجبه انقلابي ايران مي گويد كه اين كفن هاي سياه چيست كه به دور خود پيچيده ايد؛ خود را از اين قيد و بند خلاص كنيد. وقتي كه ميرزا كوچك خان وارد رشت مي شود، مردم متدين و انقلابي شهر در مقابل ميرزا مي ايستند و به وي مي گويند خون خواستي، داديم؛ جان خواستي، داديم؛ جوانانمان را داديم؛ سرمايه هايمان را داديم؛ اما دينمان را نمي دهيم. ميرزا متعجب مي شود و مي پرسد كه چرا اين صحبت را مي كنيد و مردم نيز گفته هاي احسان الله خان را براي ميرزا تعريف مي كنند. ميرزا متعجب مي شود و با توجه به سابقه ذهني كه از احسان الله خان داشت، در اين شرايط اطمينان حاصل مي كند كه وي يك شخص ضد دين است و از همان جا حساب خود و نهضت جنگل را از احسان الله خان جدا مي كند كه اين مساله موجب كودتاي احسان الله خان در نهضت جنگل مي شود.
پس از كودتاي 1299 شاهد فعاليت گسترده متجددين زير چتر حمايتي حكومت كودتا هستيم. اين گروه ها كار خود را از قبل يعني از سال 1293 در مطبوعات از جمله در روزنامه «كاوه» كه توسط تقي زاده و ديگران منتشر مي شد، آغاز كرده بودند و بحثشان اين بود كه بايد از طريق ديكتاتوري منور يا مشت آهنين شرايط ايران تغيير كند. اين گروه كه 53 نفر از رجال برجسته غرب گرا در دوران مشروطه بودند، و اين زمينه فكري را فراهم كرده بودند بعد از كودتا به خدمت رضاخان در آمدند. آنان تيمي هستند كه به لحاظ فكري، زمينه و مقدمات كودتا را فراهم مي كنند و بعد از كودتا مسائل فرهنگي و اجتماعي دوران رضاخان را هدايت مي كنند. بعد از كودتا گروه هاي ديگري هم ايجاد مي شوند مانند «كانون ايران جوان» كه دكتر علي اكبر سياسي -يكي از دانشجوياني كه به غرب رفته و باز گشته بود- آن را تاسيس كرده بود. يكي از اصول مرام نامه اين گروه، كشف حجاب است. اين گروه در حدود سال 1303 -زماني كه رضاخان هنوز نخست وزير بود- ملاقاتي با رضاخان داشتند. رضاخان پس از مطالعه مرام نامه اين گروه به آنها مي گويد كه من تمام مواد مرام نامه شما را از جمله كشف حجاب، اجرا خواهم كرد و به آنها مي گويد كه شما نمي خواهد دخالت كنيد؛ زيرا رضاخان نمي خواست كه آنها بروز سياسي و فعاليت سياسي نداشته باشند. رضاشاه از كودتا تا يك سال پس از سلطنتش جانب احتياط را پيش گرفته و علنا دست به مخالفت با مذهب و مظاهر ديني نمي زد. همين احتياط رضاخان، حساسيت و مخالفت جريان روشنفكري را با رضاخان برمي انگيزد و مدام به رضاخان فشار مي آورند كه چرا تغييرات را شروع نمي كند و چرا زودتر دست به كار نمي شود تا اين پروژه هر چه زودتر به مرحله اجرا در آيد كه رضاخان از آنها مهلت مي خواهد. فعاليت فرقه ضاله هم در اين دوره با توجه به فضايي كه رضاخان براي آنان فراهم كرده بود، تشديد مي شود و افرادي چون صديقه دولت آبادي كه وابسته به يك خانواده بابي است و خود او نيز بابي مسلك است به شدت در حوزه كشف حجاب و پيش برد اين پروژه فعاليت دارند. در نهايت رضاخان به سلطنت مي رسد و پروژه دين زدايي كه يكي از اركان آن كشف حجاب است در ايران آغاز مي شود.
از ابتداي دوره قاجار شاهد هجوم گسترده غرب به كشورمان هستيم اين برخورد مانند گذشته يك برخورد نظامي نيست، بلكه مي خواهند با ورود به كشور ما را به مانند مردم خود بسازند والبته اين ساخت يك ساخت غير متناسب و كاريكاتوري است. آنها مي خواهند كالاي خود را به فروش رسانده و در مرحله بعد مواد اوليه خود را تامين كنند. براي به دست آوردن بازار بايد ذائقه مردم تغيير كند، تغيير ذائقه از طريق تغيير شخصيت صورت مي گيرد بنا بر اين يك حركت گسترده اي براي تغيير رويه مردم آغاز مي شود كه در جنبه هاي مختلف قابل مشاهده است. به طور كلي آنان از هر فرصتي براي تغيير شخصيت و غربي كردن مردم ايران استفاده مي كردند؛ و هدف اصلي شان نيز دور كردن حجاب از زنان و از بين بردن كانون گرم خانواده بود.
مقابله رضاشاه با حجاب زنان از همان اوائل سلطنت وي آغاز شده بود،اما از سال 1311 اين مساله جنبه رسمي به خود گرفت. سفر به تركيه كه تنها سفر خارجي رضاشاه هم بود و به منظور ديدن پيشرفت هاي تركيه انجام شده بود، وي را براي مبارزه با حجاب و صدور فرمان كشف حجاب مصمم تر كرد. تركيه كه ميراث دار حكومت عثماني است، حكومتي كه مدعي گسترش اسلام بود؛ اما پس از جنگ جهاني اول، تركان جوان به رهبري آتاترك كه پيشينه يهودي دارد و دونمه است (دونمه به يهودياني گفته مي شود كه به ظاهر اسلام آورده اند اما همچنان يهودي هستند) زمام امور تركيه را در دست مي گيرند و از همان ابتدا رسما اعلام مي كنند كه دين را كنار مي گذارند و نظام لاييك بر تركيه حاكم خواهد شد. با ديكتاتوري آتاترك، تمام اين تغييرات در جامعه تركيه ايجاد مي شود. رضاخان كه به فاصله چند سال زمام امور را در ايران در دست گرفته بود، مي خواست تا با سفر به تركيه از پيشرفت هاي اين كشور ديداري داشته باشد. وي پس از سفر به تركيه به شدت تحت تاثير پيشرفت هاي ترك ها قرار مي گيرد. از جمله مسائلي كه توجه رضاخان را به خود جلب كرد، بي حجابي و كشف حجاب بود و پس از بازگشت به ايران مصمم شد تا پروژه كشف حجاب را به اجرا گذارد. دستور صادر مي شود كه زنان با حجاب نمي توانند در معابر، خيابان ها، قبرستان ها و تمام اماكني كه كه يك فرد مي تواند در آنجا حضور داشته باشد حاضر شوند. از همان ابتدا نسبت به اين پديده شوم مقاومت صورت مي گرفت. روحانيون مقاومت خاص خودشان را دارند. در اسناد مربوط به كشف حجاب آمده كه در جاي جاي ايران روحانيون و علما با اين پديده مخالفت مي كنند، اما در حد مقدورات خودشان. مرحوم آيت الله حاج آقاحسين قمي از مشهد به تهران مي آيد تا پيام اعتراض علماي مشهد را به رضاخان برساند، در مشهد آشوب و درگيري هايي به وجود مي آيد كه به قيام مسجد گوهر شاد -كه هم ضد كلاه است و هم ضد كشف حجاب- مي انجامد. رضاخان علاوه بر صدور فرمان كشف حجاب به وزراي خود دستور مي دهد تا هر وزير، جشني را تحت عنوان جشن كشف حجاب در وزارتخانه خود برپا كند و همسر و دخترانش را با سر برهنه به اين مراسم بياورد. همچنين كارمندان آن وزارتخانه نيز موظف بودند تا اين دستور را اجرا كنند و با همسران و دخترانشان -در حالي كه حجاب نداشتند- به اين مراسم بيايند. اين مساله تلاطمي را در جامعه به وجود آورد و در گزارش ها آمده كه بسياري از كارمندان و تعدادي از وزرا در مقابل اين مساله از خود مقاومت نشان دادند. به عنوان مثال صدرالاشراف -كه در آن دوره وزير عدليه بود- مي گويد كه رضاخان مرا فراخواند و از من خواست تا جشني را بر پا كنم و همسر و دخترانم را با سر برهنه به اين جشن بياورم؛ وقتي كه به خانه رفتم و اين مساله را با همسرم در ميان گذاشتم گفت كه من طلاق مي گيرم و حاضر به اين كار نمي شوم. صدرالاشراف با اين دست و آن دست كردن، برگزاري جشن را به تاخير مي انداخت. رضاخان به سراغش آمد و گفت كه چرا جشن را برگزار نمي كني؟ صدرالاشراف مي گويد كه اگر شما اجازه بدهيد اين مساله را از رده هاي پايين تر شروع كنيم. رضاخان مي گويد تا تو اين كار را نكني، رده هاي پايين تر اين كار را نمي كنند. صدرالاشراف به خانه مي آيد و به همسرش مي گويد كه پاي مرگ و زندگي در ميان است و بايد اين كار انجام شود. همسرش ناچار اين مساله را مي پذيرد. صدرالاشراف مي گويد آن شب همسر و دخترانم بدون حجاب در مجلس كشف حجاب حاضر شدند، از فرداي آن روز زنم از غصه به بستر بيماري افتاد و تا يك سال بعد كه جنازه اش از خانه خارج شد، از خانه بيرون نيامد. در رده هاي بالا و وزرا وضع به اين گونه بود، اما در رده هاي پايين تر تعدادي از كارمندان مرد و افسران دست به خودكشي زدند و به خانواده هايشان نيز حكم كردند كه آنها نيز با خوردن ترياك خود را بكشند. زنان ايراني حتي زنان مسئولين، عمدتا كلاه هايشان را پايين داده و يقه هاي پالتوهايشان را بالا كشيده و كز مي كردند تا موهايشان ديده نشود. البته بعدا رضاشاه دستوري صادر كرد مبني بر اين كه زنان حق ندارند كلاه هايشان را پايين كشيده و يقه پالتوهايشان را بالا بكشند. مرحله بعدي، برخورد خياباني است؛ به گونه اي كه هيچ زن روستايي از اين قاعده مستثني نماند. ماموران در روستاها زنان و دختران را مورد حمله قرار داده و چادر از سر آنان مي كشيدند و بر سر نيزه كرده و آتش مي زدند حتي به خانه هاي مردم مي ريختند و صندوق خانه را تفتيش كرده و اگر چادر پيدا مي كردند به شدت برخورد مي كردند. بر اساس قانون هر زن چادري اگر دستگير مي شد شوهرش هم مورد مجازات قرار مي گرفت با اين بهانه كه تو بايد جلوي همسرت را بگيري تا با حجاب در معابر حاضر نشود. گزارش هاي متعددي از ضرب و شتم زنان و حتي زنان باردار وجود دارد به گونه اي كه فرزندان زنان باردار در اين كتك كاري ها سقط شده بودند. زنان متدين از سال 1314 تا سال 1320 تقريبا مي توان گفت كه از خانه خارج نشدند مگر به اجبار و در مواقع ضروري كه آن هم درگيري با ماموران را به دنبال داشت. از طريق پشت بام هاي خانه ها ترددهايشان را انجام مي دادند، آن هم براي رفع حوائج ضروري. برخي از خانه ها كه به هم نزديكتر بودند با كندن ديوار و ايجاد تونل رفت و آمدهايشان را از اين طريق انجام مي دادند تا از گزند ماموران و برخورد آنان و برداشته شدن حجابشان مصون باشند. در بخشنامه كشف حجاب، حضور زنان با حجاب در حتي حمام عمومي، قبرستان ها، مشاهد و زيارتگاه ها و سوار شدن در اتوبوس ها و وسائل عمومي ممنوع بود. گزارشي از شهر مشهد وجود دارد كه فرماندار مشهد (پاكروان) در نامه اي به شاه مي گويد كه از ديروز تردد زنان با حجاب در معابر عمومي در مشهد ممنوع شده، از فردا حضور زنان با حجاب در حرم مطهر امام رضا(ع) نيز ممنوع خواهد شد و به خدام حرم دستور داده شده بود تا از ورود زنان با حجاب به حرم جلوگيري كنند كه اين مساله اوج خباثت و خشونت رضاشاه و ماموران و گماشتگان او را نشان مي دهد. رضاشاه براي اين كه به همه نشان بدهد كه در اجراي اين پروژه مصمم است، در مراسم كشف حجاب كه در دانش سراي عالي برگزار مي شد، زنان و دختران خود را بدون حجاب حاضر كرد. البته بعضي از گزارش ها نشان مي دهد كه بعضي از زنان رضاشاه هم از اين مساله راضي نبودند، هرچند آنان در آينده حجاب ظاهري و باطني را برداشتند اما در آن مقطع يك نوع نارضايتي در گفتار زنان رضاشاه ديده مي شد. آنان با اجراي اين پروژه مدعي بودند كه ايران متمدن شده و به جرگه كشورهاي آزاد و متمدن پيوسته است. همزمان فشار به نيروهاي مذهبي و شعائر ديني افزايش پيدا كرد، ممنوعيت مراسم عزاداري و سفر به عتبات با جديت تمام پيگيري مي شد و رضاشاه به دنبال اين بود تا پروژه اي را كه انگليسي ها به وي ديكته كرده بودند، به بهترين وجه اجرا كند و هر گونه مخالفتي با سركوب و كشتار پاسخ داده مي شد؛ نظير آنچه كه در گوهرشاد مشهد رخ داد.
رضاخان اساسا فردي است كه از تربيت ديني محروم است و انساني ضدهنجار بوده و با هنجارهاي اجتماعي مخالف است، از 14 - 15 سالگي وارد قواي قزاق شده و در اصطبل قزاقخانه به كار گرفته مي شود. از همان ابتدا سايه پدر بالاي سرش نبوده و در همان زمان هم بحث هايي مبني بر اينكه پدر وي كيست، مطرح بوده است. پس از ورود به تهران در خانه دائي اش -كه برخي معتقدند بهائي بوده- ساكن مي شود. در تهران و در سرچشمه به حمالي و زماني را هم در حمام به دلاكي مشغول بوده است. گزارش هاي متعددي از چاقوكشي رضاخان در حال مستي منتشر شده و به طور كلي رضاخان جزو لات هاي تهران به شمار مي رفته است. سفير وقت هلند در ايران در خاطرات خود مي نويسد كه روزي به مجلس حاج آخوند بابي -كه يكي از سران بهائيت در ايران بود- رفتم. پايان جلسه، قزاقي در رابطه با آينده ايران از من سؤال كرد؛ بعدها فهميدم كه آن قزاق به پادشاهي ايران رسيده است. انگليسي ها نيز براي كودتا و به دست گرفتن قدرت در سال 1299 به دنبال كسي بودند كه نه شيعه اثناعشري خالص و نه به قوانين اجتماعي پايبند باشد تا كه مجري محض دستورات آنان باشد. بدين ترتيب انگليسي ها، فردي بي سواد و اوباش را به سلطنت ايران گماشتند و با اين كار خود، بزرگ ترين توهين را به ملت ايران كردند.
سخن آخر
مقوله كشف حجاب در ايران با تمهيداتي در ايران پيش رفت و در ادامه، اين طرح با كشتار و خونريزي در مسجد گوهرشاد و سركوب مردم پياده شد. اهداف استعماري در پشت اين ماجرا قرار داشت و مكرر در مطبوعات فمينيستي آن دوره تبليغ مي شد كه زن، تا زماني كه در قيد حجاب باشد نمي تواند فعاليت هاي اجتماعي داشته باشد. انقلاب اسلامي اين تفكر را زير سؤال برد. البته قبل از اين هم اين تفكر زير سؤال بود، ما در نهضت مشروطه و نهضت تحريم تنباكو شاهد حضور زنان متدينمان هستيم؛ اما انقلاب اسلامي مهر ابطالي بر اين تفكر و اين ادعا زد. در جريان انقلاب اسلامي و تظاهراتي كه صورت مي گرفت، تظاهرات معروف تاسوعا و عاشوراي سال 57، 17 شهريور 1357، عيد فطر 1356 و 57، شاهد حضور گسترده زنان و نقش آفريني آنان هستيم. خوشبختانه سياست هاي استعماري نتوانست زنان متدين ما را از حجاب دور كند؛ هرچند جامعه ما از اين مساله آفت خورد، اما ما هنوز شاهد حضور زنان محجبه در همه صحنه ها در كشورمان هستيم. جالب است بدانيد زماني كه رضاشاه از ايران خارج مي شد زنان با حجاب به خيابان ها آمده بودند و عليه رضاشاه شعار مي دادند و مي گفتند وقتي كه مهتر بودي از حالا بهتر بودي؛ و منظورشان از مهتر، مهتري اصطبل سفارت هلند و قزاقخانه بود. حضور زنان محجبه در خيابان به هنگام خروج رضاشاه از ايران و شعار آنها عليه وي پاسخ دندان شكني بود به 20 سال دين ستيزي او. البته دين ستيزي و مساله كشف حجاب در دوره محمدرضا پهلوي نيز مي خواست ادامه پيدا كند كه در دو سال اول سلطنت محمدرضا شاهد رشد جريانات مذهبي در كشور و حضور دوباره مردم در اقامه شعائر ديني و سفرهاي زيارتي هستيم و كسروي هم در شيعه گري با ناراحتي به آن اشاره مي كند و مي گويد كه رضاخان به خوبي جلوي حجاب زنان را گرفته بود اما با رفتن او گرايش به حجاب و به طور كلي به مسائل ديني تشديد شد. در اين دوره شاهد برخورد آيت الله كاشاني با يك سرباز انگليسي هستيم كه مي خواست به ياد دوران رضاخان حجاب زن محجبه اي را در خيابان بردارد. آيت الله كاشاني با ديدن اين صحنه از درشكه پياده شده و به سمت سرباز انگليسي رفته و سيلي به گوش او مي زند. پس از اين، در مكاتبه اي از شاه خواسته مي شود كه ديگر در خيابان ها و معابر كسي متعرض زنان محجبه نشود.
البته پسر رضا شاه، سياست هاي ضدديني پدر را در قالبي ديگر و البته وسيع تر پي گرفت
|
مورخ 09/10/1390 - نام امام جمعه : غباسعلي قلي زاده الحمدلله الذي جعل اليل لباسا، والنوم سباتا، وجعل النهار نشورا، لک الحمد ان بعثتني من مرقدي، ولوشئت جعلته سرمدا، حمدا دائما لا ينقطع ابدا ولا يحصي له الخلائق عدداوالصلوه والسلام.....
دعوت به تقوي:قال الله تعالي: وَلَهُ مَا فِي الْسَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَهُ الدِّينُ وَاصِبًا أَفَغَيْرَ اللّهِ تَتَّقُونَ و آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست و آيين پايدار [نيز] از آن اوست پس آيا از غير خدا پروا داريد
نخست مى گويد: آنچه در آسمانها و زمين است از آن او است آيا در مقابل كسى كه مالك عالم هستى است بايد سجده كرد يا بتهاى فاقد همه چيز؟ سپس اضافه مى كند نه تنها آسمانها و زمين از آن او است كه همواره دين و تمام قوانين نيز از ناحيه او مى باشد. طبعا اطاعت نيز مخصوص او است . نحل/52 |
|
درسهاي عاشورائي-(4)نماز
نماز از ارکان بسيار مهم اسلام است که بپا داشتن آن باعث رضايت و خشنودي خدا ميگردد. نماز عامل اتصال و ارتباط بندگان با خداست. رابطهاي که نبايد هيچگاه گسسته شود و تا آخرين لحظه عمر بايد پابرجا بماند.
همه جهادهاي پيامبر(ص) ونبردهاي حضرت علي(ع) ونهضت حسيني براي «اقامه نماز» وايجاد رابطه بندگي ميان خلق وخالق بوده است
در نهضت عاشورا نماز از جايگاه ويژه وقابل توجهي برخوردار است
كان الحسين بن على عليه السلام اذا توضاء تغير لونه و ارتعدت مفاصله فقيل له فى ذلك ، فقال : حق لمن وقف بين يدى الملك الجبار ان يصفر لونه و ترتعد مفاصله ، امام حسين عليه السلام وقتى وضو مى گرفت رنگش پريده و پاهايش مى لرزيد. علت اين كار را پرسيدند فرمود: سزاوار است براى كسى كه در مقابل خداى با جبروت ايستاده رنگش زرد شود و پاهايش بلرزد.
از ويژگى هاى امام حسين عليه السلام كه منشاء و سرچشمه ديگر صفات و امتيازات او گرديد، اين بود كه فرمان خاص آفريدگارش را در روز بزرگ و جاودان عاشورا به سبك بى نظيرى به انجام رسانيد و خدا را به گونه اى عبادت كرد كه نه كسى پيش از او توفيق آن را يافته بود و نه پس از او عبادت او،
امام در برخورد اول باسپاه حر اوسپاهش را امر به نماز نمود
در شب عاشورا خطاب به حضر عباس(ع) فرمود: ارجع اليهم فان استطعت ان توخرهم الي غداه لعلنا نصلي لربنا اليله وندعوه ونستغفره فهو يعلم اني احب الصلواه و..
نمازگزار بايد اسرار نماز را دوست داشته باشد، دوست نماز باشد، نه نمازخوان باشد. سيد الشهدا عليه السلام به اباالفضل عليه السلام فرمود: ((به اين قوم بگو امشب را كه شب عاشورا است به من مهلت بدهد براى اينكه خداى سبحان مى داند انى احب الصلوة له
حالت نيايش و راز و نياز امام حسين عليه السلام به درگاه الهى ، هيچ گاه در تمام زندگى ظاهرى حضرتش قطع نگشت
شب عاشورا لهم دوى كدوى النحل ما بين راكع و ساجدوقاري للقرآن
حبيب ابن مظاهر خطاب به لشگر دشمن مي گويد: چرا مي خواهيد با گروهي بجنگيد که سحر خيزان وشب زنده داران واهل عبادتند
امام سجاد مي فرمايد : پدرم در شب عاشورا
همه شب را به نماز و دعا و استغفار به پايان بردند و پس از مختصر استراحتى كه حضرت كرد نماز صبح را با اصحاب خويش به جماعت به جا آورد و بعد به تدارك و آماده سازى سپاه پرداخت .
در جريان شهادت حضرت امام حسين عليه السلام آمده است : كه صبح عاشورا آن حضرت خود اذان و اقامه گفته و نماز صبح را با اصحابشان خواندند.
استفاده امام از فرصتهاي نماز براي سخنراني وارشاد
در پاسخ ابوصمامه ساعدي فرمودند: ذكرت الصلوة جعلك الله من المصلين الذاكرين ، نعم هذا اول وقتها
در زيارت نامه امام حسين عليه السلام مى خوانيم .اشهد انك قد اقمت الصلوة و اتيت الزكوة
|
|
الحمدلله الذي يعلم عجيج الوحوش في الفلوات،ومعاصي العباد في الخلوات ، واختلاف النينان في البحار الغامرات، وتلاطم الماءبالرياح العاصفات ،واشهدان محمدا نجيب الله ،وسفير وحيه ورسول رحمته
دعــوت به تـقوي: قال الله تعالي: قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَلَا يَتَّقُونَ
قوم فرعون آياپروا ندارند ايـن نكته قابل توجه است كه تنها صفتى را از فرعونيان كه بر آن تكيه كرده ظلم است و مـى دانـيـم ظـلم معنى جامع و گسترده اى دارد كه شرك يكى از مصاديق بارز آن است ، (ان الشـرك لظـلم عـظـيـم - لقـمـان آيـه 13) و اسـتـثـمـار و اسـتـعـبـاد بـنـى اسـرائيـل با آنهمه زجر و شكنجه نيز مصداق ديگرى از آن مى باشد، از اين گذشته آنها بـا اعـمال خلافشان قبل از هر كس بر خودشان ستم مى كردند، و به اين ترتيب مى توان هدف دعوت انبياء را در مبارزه با ظلم و ستم در تمام ابعاد خلاصه كرد!
|
|
تسليت شهادت حضرت رقيه(س)_ تبريک ولادت با سعادت امام کاظم(ع)_ تسليت سالگرد ارتحال آيه الله العضمي مرعشي نجفي
9 دى؛ بصيرت و دشمنشناسى و وقتشناسى و حضور
حماسه حضور در 9دي1388هوشياري و دشمن شناسي ملت مسلمان ايران را به خوبي نشان داد و براي هميشه به عنوان حماسه اي ماندگار در تاريخ باقي خواهد ماند.
آثار و دستاوردهاي داخلي حماسه 9دي،
1-افزايش اقتدار و استحكام نظام؛2-تقويت باور به وجود جنگ نرم و فتنه هاي پيچيده؛3-كنار رفتن نقاب ها؛4 -رفراندوم ملي در دفاع از نظام و رهبري؛
آثار و دستاوردهاي خارجي حماسه9دي
1-آشكار شدن دشمني گسترده غرب با نظام و پيوند فتنه با خارج؛2-اذعان غرب به اقتدار و قدرت بازدارندگي نظام اسلامي؛3-تحرك بخشي به بيداري اسلامي منطقه؛ 4-حفظ استقلال سياسي؛
شايد گزاف نباشد اگر بگوييم اساسي ترين دليل خصومت غرب به محوريت آمريكا با انقلاب و نظام اسلامي، نگراني و هراس از قدرت الهام بخشي و الگوسازي انقلاب اسلامي بوده است. البته وقوع بيداري اسلامي در منطقه به تأسي از انقلاب هم در همين راستا ارزيابي مي شود. اين هراس ايران را همواره در كانون دشمني هاي غرب قرار داده كه فتنه و حركت آنها در عاشورا براي مبارزه با اين الگو بود؛
اخلاق انتخاباتى
در منطق اسلامى، قدرت و عزت و آبرو و خوشنامى و امكانات، فقط و فقط براى خدمت به مردم و حركت دادن خود و جامعه و كشور در راه نظام مقدس اسلامى و رسيدن به آرمان بلندى است كه انسانها نيازمند آنند.
کانديداهاي محترم در همه حال، اخلاق و آداب اسلامى را رعايت كنند و از انصاف و عدالت خارج نشوند كه توفيق خدمت و رضايت خداوند جز از اين طريق به دست نمىآيد.
انتخابات در ايران بايد در راستاي توجه به اخلاق ومنشهاي انساني براي جهانيان الگو باشد
رزمايش بزرگ «ولايت 90» نيروى دريايى ارتش از روز شنبه با رمز«يا اباعبدالله» اين رزمايش از نظر جغرافيا در منطقهاى به وسعت حدود 2 هزار كيلومتر از شرق تنگه هرمز تا خليج عدن برگزار مىشود و جديدترين تجهيزات، دستاوردها و تاكتيكهاى نيروى دريايى به نمايش گذاشته مىشود.
اهميت استراتژيك تنگه هرمز بر اساس آمار اداره اطلاعات انرژى آمريكا، روزانه 5.16 تا 17 ميليون بشكه نفت خام از منطقه خليجفارس عمدتاً به مقصد ژاپن، آمريكا، اروپاى غربى و ديگر كشورهاى آسيايى صادر مىشود كه تمام آن از تنگه هرمز عبور مىكند و اين به جز حجم عظيم فرآوردههاى نفتى، گاز مايع و مايحتاج كشورهاى منطقه است كه از اين تنگه عبور مىكند. شاهرگ حياتي غرب در دست |
مورخ 02/10/1390 - نام امام جمعه : عباسعلي قلي زاده
| ||||||
|
|
| |||||||||||||||||
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|