X
تبلیغات
آ مثل آموزش پ مثل پرورشی و م مثل مشاوره

آ مثل آموزش پ مثل پرورشی و م مثل مشاوره
 
قالب وبلاگ


Nabeshe Ghabr  نبش قبرش حجربن عدی +عکس

“حجربن عدی” از صحابه پیامبر بزرگوار اسلام(ص) و از یاران با وفای امیرالمومنین حضرت علی (ع) است که به دست معاویه شهید شد و شهادت او موجی از اعتراض و نفرت را به حکومت امویان برانگیخت.
به گزارش خبرگزاری مهر، “حجربن عدی” از قبیله کنده و اهل کوفه است. نوجوان بود که همراه برادرش هانی، به نمایندگی از قبیله‌شان، به خدمت پیامبر رسید و مسلمان شد. مسلمانی راستین، باوفا، شب‌زنده‌دار و روزه‌دار بود.

حجر بن عدی در میان یاران حضرت على (علیه السلام) نمونه بود. او در مدت خلافت امیر مؤمنان (علیه السلام) در هر سه جنگ صفین، نهروان و جمل در رکاب آن حضرت شمشیر مى زد او پیش از شروع جنگ صفین، روزى پشتیبانى خود را از امیرمؤمنان (علیه السلام) چنین اعلام کرد “ما زاده جنگ و فرزندان شمشیریم مى دانیم جنگ را از کجا باید شروع کرد و چگونه از آن بهره بردارى نمود، ما با جنگ بزرگ شده و آن را آزموده زود شناخیتم، ما داراى یاران نیک، خویشاوندان و عشیره فراوان، رأى آزموده و نیروى پسندیده اى هستیم. اینک اختیار ما در دست توست، اگر به شرق یا غرب جهان بروى، در رکاب تو هستیم و هر چه دستور بدهى اطاعت مى کنیم. امیر مؤمنان (علیه السلام) از این وفادارى خوشحال شد و درباره او دعا کرد. یکى از افتخارات وى مقابله با ضحاک یکى از فرماندهان نامدار شام بود که در این نبرد پیروز شد.

حجر در جنگ صفین از طرف امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمانده قبیله کنده بود و در جنگ نهروان فرماندهی میسره‌ی لشگر امام را بر عهده داشت.

زندگی حجر بعد از شهادت امام علی(ع) 

پس از شهادت امام علی (ع) پس از آنکه امام حسن علیه السلام به ناچار صلح را پذیرفت، این یار وفادار و با بصیرت، درحالی‌ که از سادگی سپاهیان امام، خون در چشمانش می‌جوشید، با احترام مقابل حضرت نشست. غرق فکر بود و می‌خواست امام حسن علیه السلام به او و چند نفر از یارانش اعتماد کند و دوباره با معاویه بجنگد. امام هم در فکر بود.

به حضرت عرض کرد: «یا بن رسول‌الله؛ آرزو می‌کردم که پیش از دیدن چنین روزی بمیرم. ما را از زمره اهل عدل بیرون آوردی و در فرقه ارباب جور داخل کردی. حقی را که داشتیم، پشت سر گذاشتیم و در باطلی در آمدیم که از آن می‌گریختیم و پستی را از خودمان به خود بخشیدیم و فرومایگی را پذیرفتیم که سزاوار آن نبودیم.

سخنش بر حضرت سنگین آمد. امام آن اوضاع پیچیده و علت صلح با معاویه را برایش تشریح کرد، ولی حجر قانع نشد. نزد امام حسین علیه السلام رفت تا شاید ایشان فرمان جنگ بدهد.

امام حسین علیه السلام هم سخن برادر را تأیید کرد و حجر را به پیروی از امام عصر خود خواند. حجر بن عدی پذیرفت و مصلحت امامانش را بر خواسته‌ خود مقدم داشت. منتظر روزی بود که امیرالمؤمنین به او وعده داده بود؛ روز شهادتش. تا آن روز، با اراده‌ای محکم، در دوستی علی‌ علیه السلام و پیروی از او باقی ماند.

جریان شهادت حجر بن عدی 

بعد از جریان صلح تحمیلى بر امام حسن (علیه السلام) حاکمان شهرها به دستور معاویه شروع به شکنجه و آزار شیعیان حضرت على (علیه السلام) کردند. یکى از این حاکمان مغیره بود که چون از محبوبیت عمومى و شایستگى و فضیلت حجر آگاه بود ناگزیر به آن اعتراف مى کرد و مى گفت نمى خواهم بهترین مردان شهر را بکشم تا آنان را در پیشگاه خدا سعادتمند گردند و من بدبخت و تبهکار! او اضافه کرد با قتل حجر و یاران او معاویه در دنیا به عزت و آقائى مى رسد ولى مغیره روز قیامت ذلیل و معذب مى گردد.

پس از شهادت امام مجتبی علیه السلام و رفت و آمد بزرگان عراق و اشراف حجاز با امام حسین علیه السلام دست‌نشاندگان معاویه به دستور او سختگیری بیشتری نسبت به شیعیان، به‌خصوص شیعیان کوفه می‌کردند و بعضی از چهره های سرشناس شیعه را به بهانه های پوچ و بی اساس به قتل می‌رساندند. یکی از آنان حجربن عدی کندی بود.

هنگامى که نوبت قتل حجر وفادار و بزرگوار رسید از دژخیم خود اجازه خواست دو رکعت نماز بخواند، او موافقت کرد، حجر به نماز ایستاد و نماز را طول داد پرسیدند آیا از ترس مرگ نماز را طول دادى گفت: “به خدا سوگند در عمرم هر وقت وضو گرفته ام، دو رکعت نماز خوانده ام و هرگز نمازى به این کوتاهى نخوانده ام و براى اینکه خیال نکنید من از مرگ مى ترسم به این کوتاهى خواندم و بعد گفت پس از مرگ من، زنجیر از دست و پایم باز نکنید و خون پیکرم را نشوئید زیرا مى خواهم روز رستاخیز با همین وضع با معاویه روبرو شوم”!

تاثیر شهادت صحابه پیامبر (ص) 

شهادت حجر تأثیر بسیاری بر روحیه مردم گذاشت و موج نفرت از خاندان اموی سراسر جامعه اسلامی را فرا گرفت، به طوری که عایشه هنگامی که در مراسم حج با معاویه ملاقات کرد، به او گفت:« چرا حجر و یاران او را کشتی و از خود شکیبایی نشان ندادی؟ از رسول خدا شنیدم که فرمود در « مرج عذراء » جماعتی کشته می شوند که فرشتگان آسمان از کشته شدن آنها خشمگین خواهند شد.» معاویه برای این که عمل خود را توجیه کند گفت:« در آن زمان هیچ مرد عاقل و کاردانی نزد من نبود تا مرا از این کار باز دارد.»

[ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 ] [ 8:56 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
1-- آیه الكرسی نوری از آسمان است .2- آیه الكرسی آیتی از گنج عرش است .
3- آیه الكرسی باعث ایمنی در سفر است .
4- آیه الكرسی اعلاء ترین نقطه قرآن است .
5- ذكر رسول مكرم اسلام در بستر؛ خواندن آیه الكرسی بود .
6- با خواندن آیه الكرسی انسان دچار هیچگونه آفتی نخواهد داشت .
7- برای رفع فقر آیه الكرسی موثر است و كمك الهی از غیب می رسد .
8- همه چیز در آیه الكرسی است یعنی كرسی گنجایش آسمانها و زمین را دارد .
9- در تنهایی آیه الكرسی بخوانی باعث رفع ترس می شود و از سوی خدا كمك می رسد .
10- آیه الكرسی رادر نماز ها ؛ روزها؛ شبهای ایام هفته ؛ سفرها و در نماز شب و دفن میت بخوانید .
11- هنگام خواب نیز آیه الكرسی بخوانید زیرا با عث می شود خداوند فرشته ای نگهبان و محافظت بگمارد تا صبح سلامت بمانی .
12- هر گاه از درد چشم شكایت داشتی آیه الكرسی بخوانید و آن درد را اظهار نكنید آن درد بر طرف می شود و از آن عافیت می طلبید .
13- پیامبر اسلام (ص) : در خانه ای كه آیه الكرسی خوانده شود ابلیس از آن خانه دور می شود و سحر وجادو در آن خانه وارد نمی شود .

14- آیه الكرسی پایه و عرش الهی است و هدف از خواندن آن این است كه مردم در عبادت جز خداوند كسی را نپرستند و به ذلت فرو نروندو روح یكتا پرستی ایجاد كنند و از بندگی ناروا آزاد شوند و آیه الكرسی عقلها را بیدار و اله حقیقی را معرفی و خدای دانا و توانا را به مردم می شناساند .
15- وقت غروب 41 بار آیه الكرسی را بخوانی حاجت روا می شوی 0 ( 41 بار تا علی العظیم بخوان یعنی یك آیه ) مجرب است 0 و برای رفع هم و غم ؛ شفای مریض ؛ درمان درد؛ رحمت خداوند و زیاد شدن نور چشم آیه الكرسی را مدام بخوانید .
16- اگر مومن آیه الكرسی را بخواند و ثوابش را برای اهل قبول قرار دهد خداوند ملكی را بر او مقرر می كند كه برایش تسبیح كند .
17- آیه الكرسی در مزرعه و مغازه پنهان كردن باعث بركت مزرعه و رونق گرفتن كسب است .
18- از پیامبر نقل نموده اند كه : این آیه عظیم تر از هر چیزی است كه حق تعالی آفریده است .
19- چند چیز حافظه را زیاد می كند یكی از آن خواندن آیه الكرسی است .
20- با خواندن آیه الكرسی را بخوانی تا شب در امان خدا هستی .
21- هر صبح آیه الكرسی را بخوانی تا شب در امان خدا هستی .
22- آسان شدن مرگ بوسیله آیه الكرسی است .
23- آیه الكرسی عضیم ترین آیه در قرآن است .
24- برای حفظ مال و جان آیه الكرسی بخوان .
25- آیه الكرسی ویرانگر اساس شرك است .
26- آیه الكرسی سید سوره بقره است .

[ سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392 ] [ 11:54 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

1- نماز برقراري ارتباط با الله وبريدن از الهه هاست .
2- نماز سكوي اعتلا وعروج انسان است .
3- نماز معيار حق جويي وشكوفايي جوانه هاي وجود وپيمان تسليم است
4- نمازپيام مكتب ستون دين وقله ي بالندگي است .
5- نماز درس خاك طبعي وفروتني وبريدن از منيت هاست .
6- نماز كلاس درس وكتاب هستي است .
7- نماز صف آرايي در كرانه ي هستي وديدن ناديدني هاست .
8- نماز نياز هميشه ي انسان به شكفتن است .
9- نماز سكينه ي روح وآرامش خاطر ووقار ظاهر است .
10- نماز كشش عاشقان ومحبوب خاشعان ومهر معبود است .
11- نماز منشور سفيران حق و وفاي عهد رشد يافتگان وپيام آمران به معروف وناهيان از منكر ومصلحان زمين است .
12- نماز قرباني كردن هوسها و زدودن زشتي ها و نفي انحصار طلبي ها و سد كژرويها وعامل خويشتن داري ها ورهبر نيكيهاوزيباييهاست.
13- نماز صيقل وجود وآيينه حق است .
14- نماز بانگ برپايي تعظيم ارزشها وتكريم انسانهاست .
15- نماز ترسيم كننده ي طريق فلاح ونقطه ي اوج صيرورت انسان است .
16- نماز چراغ هر خانه وكاشانه وزينت هر شهر وديار وعطر حيات است .
17- نماز درس توحيد ورمز اخلاص وراز عبوديت است .
18- نماز پرفروزترين ستاره ي آسمان احكام اسلامي است .
19- نماز نويد بخش سلامت جسم وبهداشت روان وطهارت روح است .
20- نماز چشمه ي جوشان معرفت است

[ سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392 ] [ 11:37 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
آدرس سایتwww.bso.ir

اخبار سازمان


چهارمين سال دوره طليعه حكمت (دوره تربيت مربي آثار شهيد مطهري)
در دو سطح مقدماتي و تكميلي ويژه خواهران و برادران، تابستان امسال برگزار خواهد شد.
ثبت نام دوره طلیعه حکمت 92 آغاز شد.
آخرین مهلت ثبت نام تا 10/2/92  می باشد.تاریخ برگزاری پیش آزمون از کتاب جاذبه و دافعه علی (ع) 12 اردیبهشت می باشد.

چهارمين سال دوره طليعه حكمت (دوره تربيت مربي آثار شهيد مطهري)
در دو سطح مقدماتي و تكميلي ويژه خواهران و برادران، تابستان امسال برگزار خواهد شد.

دوره برادران: 1/5/1392 – 15/5/1392

دوره خواهران: 19/5/1392 – 2/6/1392

لطفا در ثبت نام موارد زیر را در نظر داشته باشید:

1-قبل از ثبت نام یک فایل عکس 4*3 از خود جهت ارسال آماده نمایید.

2-فیش واریزی به مبلغ دویست هزار ریال به شماره حساب 1866421079941 بانک انصار – به نام معاونت تربیت و آموزش سازمان بسیج دانشجویی

3- تکمیل اطلاعات فرم ثبت نام ضروری می باشد. در صورت عدم تکمیل همه اطلاعات ثبت نام شما کامل نخواهد بود.

4-در حال حاضر امکان اصلاح اطلاعات وجود ندارد، لذا در وارد کردن آنها دقت نمایید.

5-در صفحه های ثبت نام از بارگزاری مجدد صفحه و برگشتن به صفحه ی قبل خودداری کنید.


 

همچنین می توانید جهت ثبت نام می توانید به دفاتر بسیج دانشجویی دانشگاه خود و یا نواحی بسیج دانشجویی استان محل تحصیل خود مراجعه نمایید.

[ سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392 ] [ 10:20 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

  در طبیعت و اخلاق انسانی هیچ ضعف وانحرافی نیست كه با تعلیم مناسب اصلاح نشود.

- دلهایی كه روی آن كلمه تقوی و محبت نوشته شده به هر جایی كه بخواهند پرواز می كنند و كائنات در مقابل آنها سرتعظیم فرود می آورند.

- از دانش آموزی كه فكر روشن دارد، ناامید مشو.

- اطفال بیشتر به دستور و سرمشق محتاجند تا انتقاد و عیبجویی.

- معلم پرورنده ی روان است و پدر و مادر پروش دهنده جان.

- علم بزرگترین هدیه ای است كه مردم نیكوكار می توانند به گدایان و بینوایان بدهند.

- آن كه از دست روزگار به خشم می آید هر چه آموخته بیهوده بوده است.

- آینده ی كودكان بسته به تربیت آنهاست.

- قرض پدر و مادر به فرزندان علم و ثروت نیست، تربیت و اخلاق است.

- آموزش و پرورش بدون تجربه بی فایده است.

- بهترین زمان برای تربیت اراده ، ایام جوانی است.

- استعداد چیزی است كه در جوانی پیدا می شود، اگر آن را تربیت كردید و درصدد تقویت آن بر آمدید مانند بذری كه در مزرعه خوب كاشته شده باشد، محصول خواهد داد و اگر آن را به حال خود گذاشتید و آن را تربیت نكردید مانند تخمی كه در زمین شوره زار افتاده باشد ، از بین می رود و محصول نمی دهد.

- اساس آموزش و پرورش ساختن ماشین نیست، بلكه ساختن انسان است.

- اگر امروز حتی یك كلمه از دیروز بیشتر بدانید مسلماً شخص دیگری هستید.

- آموزش و پرورش البته مهم است ، ولی زندگی كردن خیلی از آن مهمتر است . بنابراین هدف آموزش و پرورش صحیح باید در مرحله اول بهبودی وضع زندگی باشد.

- تربیت ، علم زندگی و هنر خوب زیستن است.

- اگر به بچه كمی محبت نشان بدهید، وی صد چندان به شما مهر خواهد ورزید.

- فكر ساخته ی تعلیم و تربیتی است كه تا امروزه گرفته ایم ، برای فكر بهتر باید از فردا تعلیم و تربیت بهتری بگیریم .

-  اگر بزرگان ، خویش را خوب تربیت كنند ، كودكان خوب بزرگ می شوند.

- تعلیم و تربیت علم است و معلمی هنر .

- اگر در خانواده ، با محبت محاكمه شویم در جامعه با خفت مجازات نمی شویم .

- قبل از آن كه كودك را كتك بزنید یقین حاصل كنید كه خود سبب خطای او نبوده اید.

- كسی كه از ادب و تربیت پدر بهره ندارد روزگار او را تربیت خواهد كرد .

- بهتر است پدر و مادر را مسبب مسائل و مشكلات خود ندانید . آنها آنچه می دانستند در حق شما انجام دادند ، ناامیدی شما ناشی از این است كه تصور می كردید آنها انسان های كاملی هستند .

- دشواری های خود را با فرزندانتان در میان بگذارید و آنها را از كوچكی متعهد و مسئول بار بیاورید.

- تعلیم و تربیت باید در جهت انسان سازی باشد نه پرورش انسان نماهای تحصیل كرده .

- بكوشید فرزندانتان را از كودكی با واقعیات آشنا نمایید و یك مرتبه و بی تجربه و ناآگاه در صحنه اجتماع ، آنها را رها نكنید

- به جای دستوردادن ، با بچه ها ارتباط قلبی برقرار كنید . خودتان را تا سطح آنها پایین بیاورید ، خود را به جا و در سن آنها تصور كنید ، به آنها گوش كنید و به احساساتشان احترام بگذارید .

-  مربیان باید از گفتارهای سرزنش آمیز، ترساندن ، تهدید ، رشوه دادن ، مسخره كردن و پندهای دستوری تا آنجا كه ممكن است پرهیز نمایند .

- به بچه ها بیاموزید بین عشق و نومیدی ، عشق را انتخاب كنند ، چون از دست دادن عشق به منزله از دست دادن زندگی  است .

- یادگیری روندی دلخواه و داوطلبانه است .

- بچه ها بیشتر از روی الگو و نمونه های عملی ، مطالب را فرا می گیرند تا از طریق كتاب و قلم .

- با مشاهده ، دیدن ، انتخاب كردن و با تمرین می توان دانش آموخت .

- ما از فرزندان خود انتظار داریم انسان های مسئول ، متوجه ، متعهد و پرمهری باشند در حالی كه نمونه های صحیحی در اختیار آنها قرار نمی دهیم . كودكان آنچه می بینند یاد می گیرند و به آن عمل می كنند .

- بچه ها از كودكی باید به ارزش و شخصیت خود پی ببرند و یاد بگیرند كه به خود احترام بگذارند.

- به فرزندان خود بیاموزید كه در زندگی فرصت های بی شماری در اختیار دارند . البته هنگامی این باور را می پذیرند كه فرصتی در اختیار آنها گذاشته شود .

-  كوشش كنید حس تعاون و همكاری و احساس مسئولیت را از كودكی در فرزندانتان تقویت كنید.

- بعد از تنبیه كردن بچه ها، آنها را در آغوش بگیرید و نوازششان كنید.

- به بچه ها بگویید كه خیلی فوق العاده اند و به آنها اعتماد دارید.

-  انسان شدیداً نیازمند به تربیت و اصلاح خویش است ، همان گونه كه كشتزار تشنه آب باران است.

- به فرزندان خود هنر و تقوی بیاموزید، چون آنها زنده نگه دارنده ی نام هستند.

- بهترین میراثی كه پدران برای فرزندان خود می گذارند، تربیت نیكو است .

-  یتیم آن نیست كه پدرش مرده باشد ، بلكه آن است كه از علم و ادب بی بهره باشد .

-  تربیت زیباترین چیزی است كه مردان بزرگ ذخیره می كنند.

-  كودكان به نمونه و سرمشق بیش از انتقاد نیازمندند.

-  نگذارید بچه ها گریه كنند زیرا باران هم غنچه را ضایع می كند.

- آنچه را كه فرزند در توان داشته و انجام داده از او بپذیر و از او كارهای طاقت فرسا مخواه.

- وقتی خونسردی خودتان را از دست می دهید – به خصوص در مورد فرزندان– فوراً عذر خواهی كنید.

- یادگرفتن در كودكی مانند نقش روی سنگ ، ثابت و راسخ می ماند.

-  دوست آن است كه در نبودن انسان ، حق دوستی را رعایت كند .

-  غریب كسی است كه دوست نداشته باشد .

- زندگی صحنه تلاش و بالندگی و لحظه های آن چون رودی در گذر است ، رودی مواج كه در تلاطمش ، انسانها ساخته می شوند ، پس تا دمی باقی است از لحظات دیگران عبرت بگیریم :

- كودكان خود را برای زمانی غیر از روزگار خویش پرورش دهید ، چراكه آنان در روزگاری كه با دوران شما متفاوت است به وجود آمده اند . ( امام علی علیه السلام (

- بهترین ارثی كه پدران می توانند به فرزندان خویش بدهند ادب و تربیت صحیح است . ( حضرت علی علیه السلام (

- مردی از فرزند خود به حضرت امیر المومنین (ع ) شكایت كرد . حضرت فرمود : فرزندت را نزن ، بلكه برای ادب كردنش ، با او قهر كن ، اما مراقب باش ، قهركردن تو با چندان طول نكشد و هر چه زودتربا او آشتی نما . ( حضرت علی علیه السلام)

- پدر در ولایتی كه به فرزند دارد مسئول است كه طفل را مؤدب و با اخلاق پسندیده پرورش دهد و او را به پرستش خداوند بزرگ راهنمایی نماید .

(امام سجاد علیه السلام)

- دربرنامه ی درسی نباید چیزی گنجانده شود ، مگر اینكه در آینده به كار آید . ( تافلر)

 -آنچه مدرسه می تواند و باید در زمره ی خود بشناسد ، این است كه قدرت تفكر شاگردان را تكامل بخشد . ( دیوئی)

- فهمیدن ، همیشه بهتر از آموختن است . ( لوبون )

- هدف نهایی آموزش و پرورش ، آموختن طریقه صحیح استفاده از اوقات فراغت است . ( ارسطو)

- از طرز دعوای زن و شوهر ، به خوبی می توان فهمید كه میزان تربیت ، فهم و فرهنگ آنها  ، تا چه اندازه است . ( برنارد شاو)

- با تلقینات منفی ، روح ِ شكوفایی را در بچه خواهید كـُشت ، با عسل تعداد بیشتری مگس خواهید كشت تا با سركه . (بوسكالیا)

-   بدترین پاداش یك استاد ، این است كه شاگردانش تا ابد در حال شاگردی وی باقی مانند . ( نیچه )

 -تربیت كودك را باید بیست سال پیش از تولدش آغاز كرد . ( ناپلئون )

- تربیت پس از نان ، نخستین احتیاج بشر است  . (دالتون )

- در تربیت فرزند ، زیاد سختگیر نباش . باغبان ، درخت جوان را كه هنوز خوب ریشه ندوانیده ، به شدت تكان نمی دهد .


[ سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392 ] [ 10:7 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

Fatemie[WwW.Kamyab.IR]

دیگر آن خنده‌ی زیبا به لب مولا نیست / همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست
قطره‌ی اشک علی تا به ته چاه رسید / چاه فهمید که کسی همچو علی تنها نیست
شهادت حضرت فاطمه(س) تسلیت باد
.

[ پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392 ] [ 23:14 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
پس از حادثه جنجال برانگیز و دلخراش مرگ دختر دانشجوی هندی که در پی تجاوز گروهی در دسامبر سال گذشته میلادی (۲۰۱۲) در دهلی نو، پایتخت هندوستان رخ داد، وسایل شخصی بسیاری برای حفاظت و مراقبت از زنان در برابر اقدام وحشیانه تجاوز جنسی طراحی شد اما هیچ یک به اندازه «پوشاک ضد تجاوز» عجیب نبودند.

به گزارش ایسنا، سه دانشجوی مهندسی دانشگاه «تامیل نادو» در هندوستان یک پوشاک محافظ در برابر تجاوز جنسی طراحی کردند که این پوشاک می‌تواند شوک الکتریکی با قدرت ۳۸۰۰ کیلوولت به بدن مهاجم وارد کند و نیروی حاصل از این شوک با قدرت یک باتوم برقی برابری می‌کند.zedtajavoz[www.kamyab.ir]

این پوشاک همچنین به یک دستگاه ردیاب جی پی اس مجهز است که می‌تواند موقعیت مکانی صاحب آن را نشان دهد. همچنین پوشاک محافظ می‌تواند در هنگام مورد تجاوز واقع شدن، پیامک هشدار به پلیس و خانواده صاحب آن ارسال کند.

در پشت این لباس نیز یک عایق محافظ برای حفاظت از صاحب آن در مقابل برق‌گرفتگی وجود دارد.

به گزارش یسکاوری، این پوشاک دارای چندین حسگر و صفحه‌مدار است که وقتی این حسگرها متوجه اعمال نیروی غیرمعمول شوند، فرد مهاجم را ۸۲ بار دچار شوک الکتریکی می‌کنند.

[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 11:4 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود

  خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود

  ای که بستی راه را در کوچه ها بر فاطمه

  گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود

[ یکشنبه هجدهم فروردین 1392 ] [ 10:37 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

سخنان مهم رهبر معظم انقلاب در حوزه سبک زندگی و تمدن سازی اسلامی

مقام عظمای ولایت در دیدار هزاران جوان خراسان شمالی(23مهرماه 1391) به بررسی برخی از ابعاد مختلف موضوع سبک زندگی و تمدن سازی اسلامی پرداختند. در همین زمینه قرارگاه فرهنگی ولی امر ، موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلامی در مشهدمقدس را تاکنون اقدامات شایسته ای را در این خصوص انجام داده اند( سایت موسسه+++) را معرفی می نماید.
 
*   *   *
 
مقام معظم رهبری رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (یكشنبه) در جمع پرشور هزاران نفر از دانشجویان، دانش آموزان و دیگر جوانان خراسان شمالی، «سبك زندگی» را بخش اساسی و حقیقی پیشرفت و تمدن سازی نوین اسلامی خواندند و با دعوت از نخبگان و صاحبان فكر و اندیشه برای «پرداختن به این مفهوم مهم، آسیب شناسی وضع موجود سبك زندگی در ایران و چاره جویی در این زمینه» تأكید كردند: پیشرفت در علم و صنعت و اقتصاد و سیاست كه بُعد ابزاری تمدن اسلامی را شكل می دهد وسیله ای است برای دستیابی به سبك و فرهنگ صحیح زندگی و رسیدن به آرامش، امنیت، تعالی و پیشرفت حقیقی.

ایشان، مفهوم پیشرفت را تداعی كننده حركت، راه و صیرورت دانستند و افزودند: در هر برداشتی (چه مادی و چه معنوی) از مفهوم توقف ناپذیر پیشرفت، سبك زندگی، رفتار اجتماعی و شیوه زیستن اهمیت فراوانی دارد.
رهبر انقلاب برای تبیین بیشتر اهمیت سبك زندگی به تشریح جایگاه آن در تمدن نوین اسلامی پرداختند و افزودند: اگر پیشرفت همه جانبه را به معنای تمدن سازی نوین اسلامی بگیریم این تمدن دارای دو بخش ابزاری - و «حقیقی و اساسی» خواهد بود كه سبك زندگی بخش حقیقی آن را تشكیل می دهد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تحقق هر دو بخش تمدن نوین اسلامی را ضروری خواندند و افزودند: بخش ابزاری، یا سخت افزاری این تمدن، موضوعاتی است كه در فضای امروز، به عنوان نمودهای پیشرفت مطرح می شود از قبیل علم، اختراع، اقتصاد، سیاست، اعتبار بین‌المللی و نظائر آن. ایشان، خاطرنشان كردند: در این زمینه البته پیشرفتهای خوبی داشته ایم اما باید توجه كرد كه این پیشرفتها، وسایل و ابزاری است برای دستیابی به بخش حقیقی و نرم افزاری تمدن اسلامی یعنی سبك و شیوه زندگی.

رهبر انقلاب اسلامی، در تشریح مفهوم سبك و فرهنگ زندگی، به مسائلی نظیر خانواده، ازدواج، نوع مسكن، نوع لباس، الگوی مصرف، تفریحات، كسب و كار و رفتارهای فردی و اجتماعی در محیطهای مختلف، اشاره كردند و افزودند: در واقع سبك زندگی به همه مسائلی بر می گردد كه متن زندگی انسان را شكل می دهند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، با اشاره به توجه عمیق اسلام به مفهوم سبك و فرهنگ زندگی افزودند: در معارف اسلامی، اصطلاح عقل معاش در مفهوم جامع خود، مترادف مفهوم سبك و فرهنگ زندگی است و در قرآن كریم نیز آیات فراوانی در این زمینه وجود دارد. ایشان با تأكید بر اینكه بدون پیشرفت در بخش حقیقی تمدن سازی نوین اسلامی یعنی «سبك و فرهنگ زندگی»، اهداف این تمدن بزرگ محقق نخواهد شد افزودند: متأسفانه ما در این بخش، پیشرفت چشمگیری نداشته و مثل بخش اول یعنی علم و صنعت و نظائر آن پیشرفت نكرده ایم.

رهبر انقلاب اسلامی، آسیب شناسی و علت‌یابی در زمینه عدم پیشرفت لازم در بخش سبك و فرهنگ زندگی را ضروری خواندند و با دعوت از اندیشمندان حوزه و دانشگاه، نخبگان سیاسی و فكری، دستگاههای مرتبط با فرهنگ و تعلیم و نیز جوانان خاطرنشان كردند: در این زمینه باید همه به خود نهیب بزنیم و ضمن تلاش جدی برای آسیب شناسی، به چاره جویی و جستجوی راههای علاج بپردازیم. ایشان ابراز اطمینان كردند: اگر گفتمانی در زمینه آسیب شناسی و چاره جویی مشكلات موجود در سبك و فرهنگ زندگی بوجود آید، با توجه به نشاط و استعداد جوانان، حتماً درخشندگی ملت ایران در این زمینه نیز، چشم جهانیان را متوجه خود خواهد كرد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، با توجه به نو بودن بحث "سبك زندگی" در ادبیات و فضای گفتمانی كشور، سخنان خود را با نوعی آسیب شناسی عینی ادامه دادند و به طرح سؤالات متعدد پرداختند.
  •  
  • چرا فرهنگ كار جمعی در ایران ضعیف است؟
  • چرا در روابط اجتماعی، حقوق متقابل رعایت نمی شود؟
  • چرا در برخی مناطق، طلاق زیاد شده است؟
  • چرا در فرهنگ رانندگی انضباط لازم رعایت نمی شود؟
  • الزامات آپارتمان نشینی چیست آیا رعایت  می شود؟
  • الگوی تفریح سالم كدام است؟
  • آیا در معاشرتهای روزانه، همیشه به هم راست می گوییم؟
  • دروغ چقدر در جامعه رواج دارد؟
  • علت برخی پرخاش گریها و نابردباریها در روابط اجتماعی چیست؟
  • طراحی لباسها و معماری شهرها چقدر منطقی و عقلانی است؟
  • آیا حقوق افراد در رسانه ها و در اینترنت رعایت می‌شود؟
  • علت بروز بیماری خطرناك قانون گریزی در برخی افراد و بعضی بخشها چیست؟
  • چقدر وجدان كاری و انضباط اجتماعی داریم؟
  • توجه به كیفیت در تولیدات داخلی چقدر است؟
  • چرا برخی حرفها و ایده های خوب در حد حرف و رؤیا باقی می ماند؟
  • ساعات كار مفید در دستگاهها چرا  كم است؟
  • چه كنیم ریشه ربا قطع شود؟
  • آیا حقوق متقابل زن و شوهر و فرزندان در خانواده ها بطور كامل رعایت می شود؟
  • چرا مصرف گرایی، برای برخی افتخار شده است؟
  • و چه كنیم تا زن هم كرامت و عزت خانوادگیش حفظ شود و هم بتواند وظایف اجتماعی خود را انجام دهد؟

رهبر انقلاب اسلامی پس از طرح فهرست وار این سؤالات افزودند: دهها سؤال و مسئله اساسی دیگر نیز وجود دارد كه همه آنها با سبك و فرهنگ زندگی مرتبطند و به علت اهمیت این مسائل در زندگی انسان است كه قضاوت در مورد یك تمدن با توجه به پیشرفت آن در بخش سبك و فرهنگ زندگی صورت می پذیرد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پس از تبیین اهمیت عینی «سبك و فرهنگ زندگی»، به مبانی كارگشای این مبحث از منظر اسلام پرداختند و تأكید كردند: اسلام، «خردورزی، اخلاق و حقوق» را مایه های اصلی فرهنگ صحیح می داند و ما نیز باید بطور جدی به این مقولات بپردازیم وگرنه پیشرفت اسلامی و تمدن نوین اسلامی شكل نخواهد گرفت. ایشان در ترسیم چگونگی شكل گیری سبك و شیوه زندگی افزودند: فرهنگ زندگی، متأثر از تفسیر ما از زندگی است و هر هدفی را برای زندگی تعیین كنیم، سبك خاصی را به همراه می آورد.مقام معظم رهبری - سبک زندگی

ایشان، تحقق هدف اصلی تعیین شده در هر «مكتب و نظریه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی» را نیازمند اعتقاد و ایمان به آن هدف دانستند و افزودند: بدون اعتقاد جدی و تلاش هیچ هدفی محقق نمی شود. رهبر انقلاب در همین زمینه به مغالطه ای اشاره كردند كه برخی فیلسوف نماهای غربی و مقلدان داخلی آنها مطرح می كنند. رهبر انقلاب اسلامی افزودند: این افراد می گویند جامعه را با ایدئولوژی و مكتب نمی شود اداره كرد اما تمام تجربیات تمدن ساز، نشان می دهد كه مكتب، هدایت كننده و اداره كننده حركات عظیم اجتماعی است و بدون داشتن مكتب و ایدئولوژی، و بدون «ایمان و تلاش و پرداخت هزینه های لازم»، هیچ تمدنی امكان تحقق نمی یابد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: البته برخی كشورها، بدون ایمان به مكتبی خاص، مقلد تمدن غربند. این ها ممكن است به پیشرفتهای صوری نیز برسند اما زیانهای بی انتهای ذلت تقلید، آنها را دچار آسیبهای جدی می كند و ریشه آنها را از بین می برد بنابراین اگر طوفانی بپا شود توانایی استقامت ندارند. رهبر انقلاب خاطرنشان كردند: برخلاف این كشورهای مقلد، ملتهایی كه در مقابل تمدن غرب، مكتب توحید را انتخاب می كنند هم به پیشرفت حقیقی و همه جانبه دست می یابند و هم تمدنی عمیق و ریشه دار می سازند كه فكر و فرهنگ آنها را در جهان گسترش می دهد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با انتقاد از كسانی كه در محیطهای شبه روشنفكری، ملت ایران را از شعارهای مكتبی می ترسانند، افزودند: آنها می خواهند ترس و واهمه خود را به مردم منتقل كنند به همین علت مدام می گویند شعارهای مكتبی، دردسر و تحریم و تهدید می آورد.

ایشان افزودند: اگر خوشبینانه به این گفته ها نگاه كنیم باید بگوییم این افراد از تاریخ بی خبرند. رهبر انقلاب خاطرنشان كردند: در بحث سبك و فرهنگ زندگی، اسلام عزیز همه نیازهای انسان را برآورده می سازد و دانشوران حوزه و دانشگاه باید علاوه بر تلاش در فقه و حقوق، در بحث اخلاق اسلامی و عقل و سلوك عملی اسلام نیز كارهای متراكم و با كیفیت انجام دهند تا نتایج این تلاشها مبنای برنامه ریزی و تعالیم نسلها قرار گیرد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بعد از تبیین ضرورت ایمان به هدف به عنوان یكی از عوامل اساسی تمدن سازی، بحث مهم امروز را با تأكید بر یك نكته اساسی دیگر ادامه دادند: پرهیز كامل از تقلید از سبك و سلوك زندگی در تمدن غربی.
ایشان خاطرنشان كردند: ما البته بنای بر غرب ستیزی نداریم اما براساس بررسی و تحقیق تأكید می كنیم كه تقلید از غرب، هیچ ملتی را به جایی نمی رساند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، با استناد به تجربیات مكرر چند قرن اخیر خاطرنشان كردند:  فرهنگ غرب، اصولاً فرهنگی مهاجم است و به هر دلیلی در هر كشوری رواج یابد بتدریج فرهنگ و هویت آن ملت را نابود می كند.
ایشان، با اشاره به عادی شدن گناه بزرگ هم‌جنس بازی در غرب، فروپاشی خانواده ها و بحرانها و مشكلات عمیق دیگر در كشورهای غربی و كشورهای مقلد فرهنگ غرب افزودند: پوسته فرهنگ غربی پیشرفت ظاهری است اما، باطن آن «سبك زندگیِ مادیِ شهوت آلودِ گناه آفرین هویت زدایِ ضد معنویت» است.

ایشان، با اشاره به تقلید از فرهنگ غربی در برخی مظاهر زندگی در كشور افزودند: باید با فرهنگ سازی لازم، یك حركت تدریجی در زمینه اصلاح این مسئله ایجاد شود. رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود، سوء استفاده گسترده غرب از ابزار هنر بویژه هنرهای نمایشی و سینما را مورد اشاره قرار دادند و افزودند: سیاستمداران  غربی با استفاده از این روش، بدنبال سلیقه سازی و ترویج سبك زندگی غربی در جوامع دیگر هستند.

رهبر انقلاب به استناد تحقیقات به عمل آمده افزودند: آنها در پروژه هایی تعریف شده، و با استفاده از جامعه شناسان، روانشناسان و مورخان، نقاط ضعف ملتها بویژه ملتهای اسلامی را بررسی می كنند و با شناخت راههای تسلط بر آنها، ساخت فیلمهای خاصی را به فیلم سازان سفارش می دهند كه در این زمینه همه مسئولان و مردم باید از فرهنگ اصیل خود و كشور، مراقبت كنند.

رهبر انقلاب با اشاره به نكته ای دیگر، پرهیز همزمان از «سطحی گرایی و تحجر» و نیز سكولاریزم را ضروری دانستند و افزودند: برخی حرفها و تبلیغات ظاهر دینی دارد اما در باطنش جدایی دین از زندگی را دنبال می كنند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پایان سخنانشان در جمع پرشور جوانان خراسان شمالی تأكید كردند: انقلاب اسلامی دارای توانایی، ظرفیت و انرژی متراكمی است كه می تواند همه موانع را از سر راه بردارد و تمدن «ممتاز، متعالی، برجسته و باشكوه» اسلامی را در مقابل چشم همه جهانیان برپا سازد.

[ سه شنبه پانزدهم اسفند 1391 ] [ 12:6 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

شاخصه های سبک زندگی اسلامی و غربی کدام است؟

شاید مهمترین و راهبردی ترین فراز و بخش سفر رهبر انقلاب اسلامی به استان خراسان شمالی طرح بحث جدید، جذاب و جالب شاخصه های «سبک زندگی اسلامی» و «سبک زندگی غربی» از سوی ایشان باشد...

 شاید مهمترین و راهبردی ترین فراز و بخش سفر رهبر انقلاب اسلامی به استان خراسان شمالی طرح بحث جدید، جذاب و جالب شاخصه های «سبک زندگی اسلامی» و «سبک زندگی غربی» از سوی ایشان باشد. پس از کلیدواژه های «تهاجم، شبیخون و ناتوی فرهنگی»، «عبرتهای عاشورا و بحث خواص و عوام»، «جنبش نرم افزاری، تولید علم و نهضت آزاد اندیشی» و ... اکنون در آستانه دهه پیشرفت و عدالت و در آغاز ورود به مرحله چهارم از مراحل پنجگانه 1- انقلاب اسلامی 2- نظام اسلامی 3- دولت اسلامی 4- جامعه اسلامی و 5- دنیا و تمدن نوین و شکوهمند اسلامی، رهبر حکیم و دوراندیش انقلاب در قامت یک نظریه پرداز مسلط به واقعیات کشور، بحث تئوریک، انتقادی و دقیقی را با عنوان «سبک و فرهنگ زندگی» کلید زدند. 9 دی این بحث را به طور جدی و آکادمیک پی خواهد گرفت.

«سبک زندگی» چیست؟

مفهوم «سبک زندگی» از جمله مفاهیم علوم اجتماعی و علم جامعه شناسی و مردم شناسی است که اخیراً و در دهه اخیر بسیار مورد توجه عالمان علوم اجتماعی و مدیران فرهنگی قرار گرفته است؛ سبک زندگی معنایی است که از به هم تنیدگی و پیوند و نظام وارگی و شبکه ای بودن عوامل متعددی که در شیوه های زندگی یا اقلیم های زیستن انسان تأثیر می گذارند، به وجود آمده است.

تقریباً در اکثر تعریف های سبک زندگی می توان دو مفهوم را یافت که در تعریف سبک زندگی در نظر گرفته شده است؛ و در واقع هر دو مفهوم هم، به واژه «سبک» باز می گردد: اول، مفهوم وحدت و جامعیت و دوم، مفهوم تمایز و تفارق. به این معنی که سبک زندگی حاکی از مجموعه عوامل و عناصری است که کم و بیش به طور نظام مند با هم ارتباط داشته و یک شاکله کلی فرهنگی و اجتماعی را پدید می آورند. همین پیوستگی، اتحاد و نظام مندی این کُل را از کُل های دیگر متمایز می کند. وجود کلماتی همچون الگو، نظام مندی، کلیت، هویت و تمایز در بیانات اخیر رهبر فرزانه انقلاب نیز حاکی از همین مطلب است و به همین دلیل است که امروز از دو مدل و الگوی متمایز و متفاوت سبک زندگی اسلامی و غربی سخن می گوییم. واژگان مترادف سبک زندگی اسلامی: سبک زندگی شیعی، ارزشی، ایدئولوژیک، جهادی، انقلابی، دینی و تعابیر معادل سبک زندگی غربی: سبک زندگی اروپایی، مسیحی، آمریکایی و وسترنیزه می باشد اما آن چه در تعریف های سبک زندگی، جلوه گر می شود آن است که این تعریف قرابت بسیاری با مفهوم هویت پیدا می کند اما با این تفاوت که علاوه بر هویت، مناسبات و رفتارهای عینی و واقعی زندگی را نیز شامل می شود و می توان مثالها و مصداقهایی از زندگی واقعی را شاهد آورد که رهبر انقلاب نیز به بیش از بیست مورد از آنها اشاره کردند.

مفهوم شناسی سبک زندگی

مفهوم سبک زندگی(Life style) از زمره مفاهیمی است که پژوهشگران حوزه جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی برای بیان پاره ای از واقعیت های فرهنگی جامعه آن را مطرح و به کار می برند و دامنه به کارگیری آن در ادبیات علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی رواج زیادی یافته است تا حدی که بعضی معتقدند که این مفهوم قابلیت جانشینی بسیاری از واژگان موجود از جمله مفهوم طبقه را داراست و می تواند به نحو دقیق تری، گویای واقعیت پیچیده رفتارها و حتی نگرش های فرهنگی و اجتماعی در جامعه امروز ما باشد و حتی برخی اندیشمندان به کارگیری آن به جای مفاهیم فراگیری چون قومیت و ملیت را مطرح کرده اند. سبک زندگی در رشته مطالعات فرهنگی به مجموعه رفتارها، مدلها و الگوهای کنش های هر فرد اطلاق می شود که معطوف به ابعاد هنجاری، رفتاری و معنایی زندگی اجتماعی او باشد و نشان دهنده کم و کیف نظام باورها و کنش ها و واکنش های فرد و جامعه می باشد. به عبارتی سبک زندگی دلالت بر ماهیت و محتوای روابط، تعاملات و کنش های اشخاص و آحاد مردم در هر جامعه دارد.

مسائل خرد مقدمه فهم استراتژیک/ روش رهبر انقلاب: از استقراء به استنتاج

از منظری که سبک زندگی و بررسی ابعاد و وجوه آن، حوزه بسیار تخصصی و حرفه ای در مطالعات فرهنگی به خود اختصاص می دهد، مقوله بسیار تعیین کننده و محوری در مطالعات و بررسی های کلان استراتژیک و طراحی چشم اندازهای یک فرهنگ نیز می باشد. اصولاً باید دانست حوزه مطالعات استراتژیک برخلاف بار لغوی آن که همواره نوعی نگاه کلان را مطرح می سازد، در حوزه فرهنگ تنها بر پایه مطالعات و بررسی های جزئی امکان پذیر است. به عبارتی در مطالعات و بررسی های راهبردی، از لحاظ متدولوژیک و روش شناختی، بایستی بر مبنای مشاهدات و تحلیل های جزئی، کوچک (و استقرایی) حرکت کرد تا به تحلیل و توصیف و تبیین کلان نزدیک شد و پس از آن به حوزه پیش بینی، آینده پژوهی و آینده نگری، که اساس مباحث راهبردی بر آن استوار است، نزدیک شد. بنابراین مجموعه توصیف های ریز و جزئی مبنای تحلیل های راهبردی محسوب می شوند و پس از آن متغیرهای کلان یا ساختاری را بایستی در این گونه بررسی ها وارد و اعمال نمود. چرا که واقعیت های موجود و پراکنده که امکان بررسی و سنجش تجربی و ملاحظه عینی داشته باشند می توانند پایه نتیجه گیری های کلان و راهبردهای آینده نگرانه باشد. در واقع با به کارگیری مفهوم سبک زندگی و ژرف اندیشی و تعمیق درباره مفهوم آن می توان از هنجارهای پنهان که در اذهان، باورها و رفتارهای مردم یک جامعه قابل مشاهده است، سردر آورد و از جهت گیری ها و الگوهای موجود یا در حال شکل گیری آتی جامعه، به نحو واقع بینانه ای تفسیر به دست داد.

از این روست که رهبر انقلاب اسلامی در بحث سبک زندگی به مصادیق و سؤالات دقیق و جزئی و عینی و ریز شده روی آوردند و خرده گیری برخی افراد که به ورود به مصادیق جزئی توسط رهبر عالی رتبه نظام اشکال می کنند نشان می دهد که این افراد با روشهای مدیریت استراتژیک نظام و نیز با متدهای اصلاح سبک زندگی آشنا نیستند. رهبر انقلاب با درک دقیق و درست اندیشی که از واقعیات جامعه ایران دارند مسیر استقراء جهت استنتاجات خود انتخاب نموده اند و این مسیری است که غرب را منفعل خواهد کرد. در ادامه خواهیم گفت که چرا.

فضای مفهومی «سبک زندگی»

هر اصطلاح از اصطلاحات علوم اجتماعی مانند سایر علوم در فضای مفهومی (Context) آن قابل درک است. «سبک زندگی» نیز به عنوان یکی از اصطلاحات علوم اجتماعی، پیوند مستقیم و وثیقی با مجموعه ای از مفاهیم دارد؛ مفاهیمی مانند: عینیت و ذهنیت، فرهنگ و جامعه، فرهنگ عینی و ذهنی، صورت (شکل، فرمت، قالب و ظرف) و مظروف و محتوا، رفتار و معنا(نگرش، ارزش و هنجار)، اخلاق و ایدئولوژی، سنت و نوگرایی(تجدد)، شخصیت و هویت(فردی و جمعی)، وراثت و محیط، فردیت و عمومیت (تفرّد و تعمیم)، خلاقیت و بازتولید، تولید و مصرف، طبقه و قشر(بندی) اجتماعی، زیبایی شناسی(سلیقه) و نیاز، مقبولیت و مشروعیت و قس علی هذا.

بدون شناخت این روابط متکثر و متنوع، درک درستی از «سبک زندگی» و نظریه های مربوط به آن به دست نخواهد آمد. بدین لحاظ، هر محققی که می خواهد در این حوزه به مطالعه بپردازد، موظف به روشن کردن معنای «سبک زندگی» است که آن را در نظر دارد؛ معنایی که حداقل رابطه «سبک زندگی» را با سایر پدیده ها و مفاهیم همجوار نشان می دهد. در بیانات رهبر انقلاب نشانه های زیادی از این رمزگشایی و روشن کردن معنایی می یابیم. برای رهایی از تعقید و گره گشایی از مفهوم چند وجهی سبک زندگی مثال های ایشان رهنمود خوبی است.

آیا واژه و مفهوم «سبک زندگی» اصطلاح دقیقی در علوم اجتماعی است یا اصطلاحی خاص و ترکیبی از معنای دو واژه «زندگی» و «سبک»است؟ آیا این واژه دو کلمه ای، موصوف و صفت است یا مضاف و مضاف الیه؟ آیا یک ترکیب وصفی است یا یک ترکیب اضافی؟ آیا کسانی که از این ترکیب بهره برده اند، همگی معنای واحدی را از آن ارائه کرده اند؟

لازمه پاسخ به این سؤال، بحث واژه شناسی و ترمینولوژی سبک زندگی است که هفته آینده به آن خواهیم پرداخت اما اجمالاً و فعلاً بر سر این مفهوم توافق می کنیم که شیوه زندگی یا سبک زیستن منعکس کننده گرایش ها، تمایلات، رفتارها، عقاید و ارزش های یک فرد یا جامعه است و مجموعه ای از طرز تلقی ها، عادت ها، نگرش ها، سلیقه ها، معیارهای اخلاقی و سطح اقتصادی، در کنار یکدیگر طرز زندگی کردن فرد یا گروهی را می سازند. با عنایت به تعریف دقیق چند سال گذشته رهبر حکیم انقلاب از واژه «فرهنگ» که آن را «باورها» و «رفتارهای برخاسته از باورها» تعریف نمودند مشخص می شود که چرا ایشان دو واژه فرهنگ و سبک زندگی را در کنار هم اصطیاد و استفاده می نمایند.

ضرورت عبرت پژوهی تاریخی و بررسی تاریخی مقوله «سبک زندگی»

در هم تنیدگی فلسفه علم و تاریخ علم ایجاب می کند در تحلیل دقیق یک مقوله، تاریخ آن را بکاویم. بی شک مواجهه فرهنگ و جامعه ایرانی با فرهنگ و نگرش غربی و مدرن، سبب تحول در سبک زندگی ایرانی شده است و یک زندگی شبه مدرن را که بارقه هایی از سنت نیز در آن وجود دارد، برای جامعه ایرانی رقم زده است. با چند دقیقه نظاره و قدم زدن در محیطهای اجتماعی و شهری این هویت مونتاژی و میکسی و هلو انجیری را مشاهده می نمائید.
از پایان دوره صفویه و مخصوصاً از دوران قاجاریه تا به امروز، مسأله مواجهه با عالمی جدید و ساحتی نوین به نام غرب و مدرنیته، کم کم در ایران رخ نموده است. غالباً این مواجهه چند جانبه بوده است اما در هر دوره وجهی از آن بر وجوه دیگر غلبه داشته است: این مواجهه ابتدا به صورت سلطه جغرافیایی محدود بود. مانند حضور پرتغالی ها در جنوب ایران. پس از قوت صفویه، این مواجهه، به عرصه کلام قدم می گذارد و این مسیونرهای مسیحی هستند که حامل پیام غرب نوین و اروپای متجدد در ایران هستند. اولین مدارس جدید را همین مسیونرها بنا می کنند.(به ویژه دردوره قاجار) پس از این، از دوران پس از صفویه تا استقرار قاجار و حتی تا زمانه تحریم تنباکو، مواجهه ما بیشتر شکل اقتصادی استعماری دارد.

جنگ های ایران و روس و حضور استعماری انگلیس در ایران و منطقه، سخن از مواجهه نظامی را مطرح ساخت. از اواسط دوره قاجار غرب و غرب زدگی و مواجهه ما با این پدیده، شکلی جدید به خود گرفت. این نحوه مواجهه جدید، در حوزه اندیشه و تفکر و علم و فرهنگ بوده و غرب زدگی گسترده فرهنگی و علمی را پدیدار کرد. بدین سبب طبقه روشنفکران غیر دینی و فراماسونرها در این دوره آن هم تحت نظارت و حمایت و هدایت انگلیس و روسیه و بعدها آمریکا شکل گرفت و براساس این شیوه مواجهه است که کم کم سبک زندگی ایرانی دستخوش تغییرات می شود؛ تغییراتی که هرچه زمان برایش جلوتر می رفت، سرعت این تغییرات نیز سریع تر می شد و واکنش آگاهان، روشنفکران دینی، خواص سیاسی و علما را باعث می گشت.

این در حالی بود که سبک زندگی سنتی – دینی با مایه ها و جوهره شیعی و گرایشات اهل بیتی مردم ایران از استحکام دیرینه و با پشتوانه ای برخوردار بود و جامعه ایرانی را به چاره واداشت که چگونه نه این را وانهد و نه آن را رد نماید. پرسشی که هنوز در دوران گذار برای پاسخ به آن هستیم و به سؤال «چه باید کرد» در برابر هجوم اندیشه غربی صدها پاسخ داده شده است. هر چند همگان متفقند جوهره شیعی و اسلامی مردم و جوانان ایران اسلامی لیبرالیزه نمی شود اما سبک زندگی در صد سال اخیر دچار تحولات عمیق و ریشه داری شده است و همواره مسأله تماس، برخورد، پذیرش، طرد، مقابله و یا همزیستی میان فرهنگ سنتی– اسلامی ایرانی و ورود فرهنگ غربی و اروپایی که حامل تجدد و مدرنیته به معنای دقیق کلمه است، مطرح بوده و هنوز هم این موضوع در قلب تحولات فکری فرهنگی جامعه قرار دارد. این مسأله برای آگاهان و خواص، آشکار، و برای عموم مردم، مسأله رایج و مبتلابهی است که عامه مردم نسبت به آن تا کنون غفلت معرفتی را ترجیح داده اند و رهبر انقلاب اخیراً اهتمام ویژه ای به غفلت زدائی در این ساحت نموده اند.

سبک زندگی کنونی ما در مواجهه با غرب مدرن

غرب فرهنگی و فلسفی با تفکری که در آن انسان می خواهد جای خدا را بگیرد و به صورت موجودی صاحب علم و اراده و قدرت و در جایگاه تشریع ظاهر شود و می بایست همه چیز را در تصرف و تملک خود درآورد، پدید آمد. غرب آن چنان که بسیاری از متفکران غربی نیز به آن اذعان کرده اند، کوشیده است تاریخی جدید با نگرش و هویتی جدید را برای انسان رقم بزند. امثال نیچه، هایدگر، هانری کربن، رنه گنون، شوان و فوکو هرکدام به نحوی به این تعارض اشاره داشته اند.

از آن جا که جامعه ایران یک جامعه دین دار، دین محور و خدامحور است و در آن پایبندی به دین و سنت تا حدود زیادی یافت می شود با ورود نگرش ها و اندیشه های غربی و جلوه های مدرنیته توسط افرادی چون میرزا ملکم خان، میرزا آقاخان کرمانی و آخوندزاده که از پیشروان آشنایی با تجدد بودند، این تضاد و چالش بین این دو فرهنگ کاملاً متفاوت، بروز پیدا کرد و هنوز این چالش ادامه یافته است.

عده ای که به جریان روشنفکری غیر دینی شهرت یافته اند با نام پیشرفت و توسعه و نفی عقب ماندگی تاریخی سعی در القای اندیشه های غربی و تجدد حاصل از رشد و گسترش بینش غربی بودند. عده ای دیگر کوشیدند راه های میانه را مطرح کنند و عده ای دیگر به نفی مدرنیته و نقد آن روی آوردند. البته هیچ کدام از ایشان به راهکار و راهبردی در خور برای این دوران گذار، دست نیافتند و به مقام پرسش و انتقاد اکتفا کردند. (در مقاله کدام غرب، کدام علم، کدام نرم افزار؟ در ویژه نامه انقلاب ناتمام 9دی به تفصیل در این باره سخن گفتیم)

تاریخ و سنت اسلامی ایرانی ما سودایی دیگر و نگاهی متفاوت و معترض نسبت به غرب دارد. مشکل این است که در عصر حاضر، تاریخ غربی تمام تاریخ بشر را پوشانده و در همه جا درباره گذشته بشر به طور کلی با موازین غربی حکم می شود. اکنون در نگاه غربزدگان عالم دو بخش دارد: یک بخش متجدد و یک بخش درگیر شده با سودای تجدد.

متأسفانه جامعه ایرانی علی رغم مقاومتهای آگاهانه روحانیت اصیل و مردم دین مدار با بسیاری از سنن خویش و امور هویتی و اشکال و قالبهای سبک زندگی دینی اش وداع کرد و عرصه را برای غرب زدگی فراهم نمود که منجر به تعریف جدیدی از هویت، زندگی، عالم، علم و دین و دینداری گشت.

باید این نظریه انتقادی رهبر شجاع انقلاب را درک کنیم که مواجهه تمدن ایرانی اسلامی با فرهنگ و تمدن غرب که امروزه بر تمام جهان سیطره یافته است، سبب تحولات بسیاری در تمام شئونات جامعه ایرانی شد و «چرا»هایی که ایشان مطرح می کنند نیاز به ریشه یابی معرفتی دارد.

ایرانیان همان طور که در برخی هویت و ارزش ها، دچار بحران شده اند، در سبک زندگی نیز در 100 ساله اخیر به ویژه از دوران روی کار آمدن رضاخان و تجدد آمرانه اش، دچار تشتت و تذبذب بسیار در نگرش ها و گرایش ها، آداب و رسوم، نظامات و سنن اجتماعی، باورها و حتی باورهای دینی خود گشته و سبک زندگی اسلامی ایرانی دچار تضادها و تناقض های بسیار شده است، به نحوی که از جامعه ما یک جامعه شبه مدرن ساخته است که نه می توان آن را سنتی و اسلامی نامید و نه می توان بر آن نام مدرن نهاد. باید از این تذبذب هویتی نگران بود. نگرانی در کلام انتقادی ولی امر مسلمین کاملاً قابل درک است.

رهبر انقلاب اسلامی می کوشند تا این فرضیه کلان را اثبات نمایند که زیستن ایرانی در زمانه کنونی، برآمده از مواجهه و نزاع دو سبک زندگی غربی و اسلامی است.

زمینه های فلسفی و فکری سبک زندگی غربی کدام است؟

تجدد و مدرنیسم یک گفتمان فلسفی و تاریخی است که آغاز آن را باید در عصر رنسانس یعنی قرن های 15و 16 سراغ گرفت. این گفتمان تاریخی سبب تحول درتمام ساحت های تفکر و زیستن بشر غربی گردید و تاکنون نیز این تحول هم در جغرافیای کشورهای غربی و هم در عالم شرق، ادامه دارد. هسته و دال مرکزی این مفهوم را می توان مفاهیم در هم تنیده خودبنیادی تفکر بشر، انسان گرائی (اومانیسم و هیومنیسم)، قدسیت زدایی و تقدس زدائی ماده گرا (ماتریالیسم)، تکنیک زدگی افراطی، غیب ستیزی و شریعت ستیزی و وحی ستیزی و متن گریزی دانست.

این تفکر مرکزی سبب پدیدار شدنِ هنر و ادبیات مدرن (رمانتیسم، کلاسیسیزم، رئالیسم، ناتورالیسم، اکسپرسیونیزم، کوبیزم و دادائیسم)، علم مدرن (آمپریسم، ساینتیسم، نگرش تکنیکی و...)، دین مدرن (پوزیتیویسم و دین پراگمات و...)، نظام سیاسی و شهروندی مدرن (ماکیاولیسم و سکولاریسم و شهروندی به جای مفهوم اخوت و برادری)، نظام اقتصادی مدرن (بورژوازی و سوسیالیسم و...)، تفکر مدرن (سوبژکتیویسم، پوزیتیویسم منطقی و...)، نظام اجتماعی مدرن (طبقات اجتماعی مدرن همچون طبقه متوسط و بورژوا، بسط فردیت اجتماعی و...) گردید.
تمامی این ها سبب شدند که سبک زندگیِ بشر زیست کننده در بستر مدرنیسم دگرگون شود و با سبک زندگی پیشین خود و همچنین با سبک زندگی سنتی و دینی فاصله بگیرد. همینجا خوب است منظورمان از واژه سنت را بیان کنیم؛

سنت در ساده ترین تعریفش به امور متعلق به گذشته تعبیر شده است. آن گاه که یک فرهنگ تاریخی می شود و درون مایه ها و بن مایه های یک تمدن می گردد، تاریخی شدن آن فرهنگ و آن تمدن، سبب پدیداری سنت به شمار می آیند. سنت را باید یک کلان فرهنگ تاریخی دانست که به انسان و زمانه اش هویت می بخشد. سنت اسلامی از منظر ما از آبشخور وحی و قرآن و نهج البلاغه و روایات سیراب می شود و امریست قدسی و آسمانی و ملکوتی که مرزهای شفاف و روشنی با خرافه گرائی و تحجر دارد.

به لطف حاکمیت فرهنگ ائمه معصومین بخش عظیمی از تاریخ ما و همچنین فرهنگ جاری ما، متأثر از دین و برآمده از دین است و دین شکل دهنده و پدیدار کننده سنت خاص در جامعه ایران بوده است. ضعف آشکار بسیاری از پژوهش ها و تحلیل ها پیرامون سبک زندگی، غفلت از جایگاه دین اسلام و مکتب شیعه در سنت و تاریخ و هویت جامعه ایرانی است، به نظر می رسد به این دلیل در مانیفست و منشور ارائه شده از سوی مقام معظم رهبری تمامی مؤلفه های سبک زندگی اعم از: هویت (فهم از خود، فهم از جامعه، فهم از تاریخ و...)، ارزش ها (هم صفات آرمانی و هم انسان های آرمانی)، معماری شهری و خانگی، نظام آموزش، زبان و ادبیات، هنر، خانواده (نظام و نقش)، روابط اجتماعی، ساختار اجتماعی، دین داری فردی و اجتماعی، نظام اقتصادی فردی و خانواده، نظام تغذیه و طب فردی و خانواده، رسانه، تکنولوژی، نحوه نگرش به عالم، نگرش به نظام سیاسی اجتماعی با مباحث دینی و اسلامی پیوند خورده است.

عالم دیگر، آدمی دیگر

همانطور که اشاره شد از یک جهت سبک و شیوه زندگی در دوران جهانی شدن مصرف! که من از آن به گلوبالیزیشن مصرف گرائی یاد می کنم از جمله مهمترین مسایل درعلوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی است اما غلبه و شیوه و سبک زندگی مصرفی کنونی صرفاً یک مسئله قابل بحث و تحقیق در مراکز علمی – فرهنگی نیست؛ بلکه خطر بزرگی برای آینده فرهنگ ها و سست شدن بنیاد انسانیت و سرایت آشوب در همه چیز و همه جا و حتی در شیوه زندگی گسترش یافته کنونی است. یعنی وقتی شیوه زندگی را بدون باطن و هسته آن در نظر آوریم در حقیقت یک مسئله خطیر انقلاب اسلامی سهل انگاشته می شود که با بعضی دستورالعمل های ساده می توان از گسترش سبک زندگی غربی و جهانی جلوگیری کرد. این سبک و شیوه مصرف جهانی و این شبه مدرنیته تهوّع آور و لذت گرایی علم زده و یأس زدگی مفرط و ذهن زدگی پست مدرن و پوچ گرایی جنگ زده با هیچ ملاک اخلاقی و دینی و عقلی نمی سازد اما اگر بگوییم بسیار خوب آن را هم می پذیریم و در کنار آن سبک و شیوه دیگری وضع می کنیم دچار پندار اشتباه شده ایم.

این پندار کمتر از شیوه ی مصرفی خطرناک کنونی نیست و شاید خطرناک تر باشد. زیرا ممکن است گمان کنیم که مشکل با بعضی تغییرات جزئی در شیوه زندگی شخص حل شده و خطر استیلای حرص مصرفی، دیگر وجود ندارد. مشکل اینست که قائلان به جمع سبک زندگی غربی و اسلامی نمی دانند مرادشان از سبک زندگی چیست؛ و این سبک زندگی از لوازم تجدد و جلوه ی جهان جدید، بلکه عین آن است.

سبک زندگی غربی، ظاهر و پوسته جهان متجدد و مدرن و اروپایی است. آیا می خواهیم ظاهر و پوسته را بی توجه به باطن و هسته آن تغییر دهیم؟ یا آن را به جای باطن بگذاریم؟ و می پنداریم که با تغییر ظاهر، آن هم سطحی ترین تغییرها، می توان به جنگ باطن رفت و بر آن غلبه پیدا کرد؟ رفتارهای فرهنگی، برخاسته از باورها و عقاید و ذهنیت هائی است که منشأ و مصدر آن رفتارها و نمادها هستند.

تجمل ستیزی و ساده زیستی که در عالم دینی و در اخلاق اسلامی و در فرهنگ نهج البلاغه جایگاه رفیع و ممتاز دارد، در شهری که قوانین مکانیک و تکنیک و الکترونیک بر تمام شئون آن حاکم است عملی نمی شود. در این وضع می توان گفت که چه فایده دارد که آدم لباس ساده بپوشد و غذای ساده بخورد اما ناگزیر و به ضرورت، آخرین دستاوردهای تکنولوژی را مصرف کند؟! وقتی از ساده زیستی می گوییم باید بیندیشیم که چرا ساده زیستی از یاد رفته است و موانع آن چیست و چگونه می توانیم به آن بازگردیم بدون این تذکر ضروری اگر در مورد هر رفتار ممدوح و پسندیده ای غلو شود چه بسا که کار به اشتباه های بزرگ بیانجامد. همانطور که توسعه و سازندگی بعد از جنگ با شعار رفاه برای همه به نفی ارزشهای جهادی و انقلابی و ساده زیستی انجامید.

عادات و سبک زندگی مردم امر مهمی است و امروز اندیشمندان غربی هم از شیوه زندگی غربی دفاع نمی کنند و آراستگی به فضائل انسانی و زندگی پرهیزکارانه نیز در نظر همه کس شرط کمال و صورتی از آن است. پس یکی از مشکلات ما مقایسه و انتخاب میان دو صورت و شیوه زندگی نیست، بلکه در شرایط امکان تحقق آن هاست. برای پاسخ به سؤالات رهبر انقلاب باید به این فرضیه نیز توجه جدی کرد که شیوه زندگی غربی در پناه قدرت تکنیک پدید آمده و در سراسر روی زمین بسط یافته است. حکمرانی این قدرت ها اقتضای شیوه زندگی خاص دارد و بسیار بعید به نظرمی آید که معنای اخلاقی و دینی فضیلت و پارسایی بتواند در پناه آن دوام بیاورد. اینجا قصد تکنیک ستیزی نداریم بلکه بحث ما توجه به تأثیرات ملزومات قطعی زندگی تکنولوژی زده بر سبک زندگی است. همین جا خوب است به فطانت و زیرکی رهبر عزیزمان برای هزارمین بار تبریک بگوییم که بحث «تولید علم و جنبش نرم افزاری» را در لاینی موازی مقوله «سبک زندگی» پیش می برند. حکمت کلمات این حکیم وارسته همین جا آشکار می شود که ایشان لوازم تحقق سبک زندگی اسلامی را نیز پیش بینی نموده اند.

پارسایی به عالمی تعلق دارد و در عالمی می شکفد که اسماء حق در حجاب های غلیظ و ضخیم پوشیده نشده باشد. پس باید به فکر آن حجاب ها بود. شیوه زندگی کنونی وقتی از هم می پاشد و راهش بسته می شود که سرچشمه پدید آمدنش پیدا آید. پس به فکر باطن این شیوه زندگی باشیم و اصل و فرع و ظاهر و باطن را با هم در نیامیزیم.

اگر شیوه زندگی ظاهر است و هر باطنی ظاهری دارد پس قدر مسلم این است که شیوه پارسایی و پرهیزکاری و اخلاق مداری شیوه غالب و ظاهر عالم متجدد و مدرن خداستیز نمی تواند باشد. البته باید دانست که اولاً آداب و عادات دیگران همواره و ضرورتاً از سنخ رذایل نیست و برخی صفات اجتماعی غربیان همچون ریسک پذیری و خطر کردن، کار جمعی در فعالیتهای تحقیقاتی و علمی، رعایت برخی قوانین اجتماعی قابل احترام است؛ ثانیاً جهان را با تغییر ظواهر آداب و عادات دگرگون نمی توان کرد. پیامبران هم قبل از تعلیم شریعت، جان مردمان را مهذّب و آماده قبول دستور کردند و بسیاری از مخالفت ها نه منشأ عقلی بلکه منشأ نفسانی دارد (و جحدوا بها واستیقنتها انفسهم ظلما و غلوا).

برای اینکه جهان کنونی و شیوه زندگیش دگرگون شود، باید به فکر عالمی دیگر و آدمی دیگر و جهان بینی متفاوت بود؛ یعنی باید جهانی دیگر با انسانی دیگر در افق درک اهل نظر ظاهر شود. با توجه به آن افق و چشم انداز است که شاید شیوه زندگی مردمان به تدریج، بی تکلف و بدون زحمت تغییر کند. در جهانی که اکنون دایر است، شرایط پارسایی فراهم نیست و کسانی که همه آن شرایط در وجودشان جمع باشد، اگر باشند، تعدادشان بسیار اندک است. پس در کنار اینکه نگران طرز خور و خواب مردمان باشیم، باید نگران فکر و فرهنگ در این جهان باشیم؛ در این صورت می توان شیوه ای از زندگی تازه ای در پیش گرفت که در آن صفا بر کدورت، و راستی بر دروغ، و اعتماد بر سوء ظن، و مهر و معرفت بر کینه توزی، و رعایت انصاف بر تعدّی و اجحاف، و همدلی و هم زبانی بر تحکّم، و ادای وظیفه بر رفع تکلیف، مقدم باشد.

سرّ وصیت همزمان امیرالمومنین(ع) به تقوا و نظم

همین جا خوب است از یکی از فرمایشات کلیدی امیرالمومنین(ع) رمزگشایی نمائیم.

با توضیحات مبسوط قبل مشخص شد تغییر در سبک زندگی، اگر تغییر در ظاهر حیات مردمان است صد البته تغییر در ظواهر حیات بدون تغییر بواطن آن، راه به مقصود نخواهد برد. بنابراین در کنار پرداختن به ظاهر سبک زندگی باید به سراغ جان (اخلاق و افکار) انسان رفت و آن جا را آباد کرد که اگر چنین شد، سبک زندگی نیز آباد خواهد شد.

درست است که حیات، ظاهری دارد و باطنی، اما هیچ گاه ظاهر حیات جدا و منفک از باطن آن نبوده است، و مگر این همه سفارش به عمل صالح (که جلوه ظاهری حیات مؤمن است) به مثابه اولین قدم طهارت باطن و نفس، چیزی جز معنای یگانگی این دو را می رساند؟

این تفکیک اگر هم در مأثورات دینی ما وجود دارد، جز برای نشان دادن هدف غایی حیات دنیوی که قرب الی الله است، نمی باشد، پس کوشش در فربه نمودن حیات دنیوی با گرایشات ماتریالیستی نتیجه ای جز خسران نخواهد داشت! در این میان، برقرار کردن تناظر دیالکتیک میان باطن و ظاهر که در آن واحد هم بر یکدیگر تأثیر گذارند و هم از یکدیگر تأثیر پذیرند؛ راهگشاست. به بیان دیگر، ظاهر و باطن دو حیثیت از یک امر واحدند و نه دو امر مجزا، پس تغییر یکی، تحول آن دیگری و تحول آن، تغییر این است. مثال بارز این ارتباط دو سویه، تأکید بر رعایت احکام شرعی و تأثیر طهارت جسم بر نحوه و نتیجه تعقل است. اساساً شریعت ما، کجا با طریقت جدایی داشته و کی این دو از حقیقت مجزا بوده اند؟ معنویت، عرفان و طریقت جز در اتحاد با شریعت حتی مشروع نیست!

تقوی که اولین و آخرین توصیه تمام انبیاء و ائمه (علیهم السلام) و اولیاء الهی بوده است، در مراتب عالیه که سرشار از وجوه معنوی و باطنی است، باز هم با عمل و زندگی تنیده است و پر واضح است که حتی همان وجوه باطنی نیز، پایی در فکر ما و پایی در ذکر ما دارند. این جاست که یکی از کلیدی ترین درسهای سبک زندگی از نهج البلاغه امیرالمومنین استنباط می شود؛ توصیه همزمان و همردیف به تقوا و نظم، تجلی این معناست که نظم در زندگی و رعایت نظامات اسلامی از تقوا و پرهیزگاری منشأ می یابد؛ آیا حرفی در تحلیل سبک زندگی شیعی و اسلامی بهتر از فرمایش مولا علی سراغ دارید؟ توقع تحول رحمانی در نفسانیت نفس اماره که حیات روزمره اش در گرو تعلقات شیطانی است توقعی بیجاست! انبیاء جان ابناء بشر را متعبد درگاه احدیت نموده اند، اما این تعبد نفس، مگر جز با عمل آغاز شده است؟ ظاهر و باطن با هم تحول می پذیرند و بر هم اثر می گذارند؛ بنابراین سودای تحول سبک زندگی انسان نتیجه ای جز تغییر نسبت های نفسانی او در بر نخواهد داشت و صد البته چون جان انسان متوجه امری گردد فعل او ظهور آن توجه خواهد شد. نظم ظاهری از تقوای باطنی می آید و این کلید واژه کلیدی و هدیه نهج البلاغه به جامعه تشنه نظم و اخلاق و ارامش و آسایش است.

و اما نقشه راه...

در تکمله سؤالاتی که رهبر انقلاب طرح فرمودند و به عنوان شروع بحثی که در آینده در 9دی به آن خواهیم پرداخت سؤالات زیر نیز قابل بحث است:

1. چرا رویکرد کارکردگرایانه سبک زندگی مسیحی و غربی در برابر القای نگاه انتزاعی و غیرکاربردی از سبک زندگی اسلامی در برخی بخشها موفق جلوه کرده است؟

2. تغییر در جامعه از کجا شروع می شود؟ لایه عینی و سطحی؟ سبک زندگی، نگرش، اندیشه، اخلاق، یا اعتقادات، کدام یک؟

3. سبک زندگی در تحول سایر ابعاد حیات اجتماعی هم چون اندیشه، اعتقاد و دانش چه نقشی دارد؟

4. آیا سبک زندگی مستقلاً قابل تغییر است؟ مقصود استقلال در مقابل اخلاق، اعتقاد، اندیشه و نظریات علوم اجتماعی و نظام های اجتماعی است.

5. مفروض بر آن که پاسخ سوال قبل مثبت باشد، آیا در راستای دینی کردن جامعه بر این تغییر فایده ای مترتب است؟ مقصود آن است که آیا آغاز کردن از سبک زندگی برای تغییر ماهیت جامعه با مقصد دینی، آغاز درستی است؟

6. عوامل اصلی تعیین کننده سبک زندگی کدامند؟

7. آیا اندیشیدن به راهی برای تغییر سبک زندگی که بتواند بر عوامل اصلی کنونی غلبه کند و یا آن را دور بزند عقلانی است؟

8. از منظر دین، محور و عامل اصل تغییر در سبک زندگی چیست؟

9. آیا می توان مدلهای مختلف سبک زندگی را با هم جمع نمود؟

برای طرح صحیح پرسش های دیگر باید فهم دقیق و کلانی از آن چه هستیم داشته باشیم. گاه در خیابان های شهری بزرگ می چرخیم و گاه بر نقشه شهر اشراف می یابیم. در موضوعی نظیر سبک زندگی نیز کثرت عوامل مؤثر و دخیل آن قدر زیاد است که اگر عمری را هم در بررسی آن صرف کنیم باز عواملی از قلم خواهد افتاد. برای آشنایی با شهر، چرخیدن در خیابان ها تا حدی لازم و مفید است اما کسی که سودای تغییر در نقشه شهر در سر می پروراند، نمی تواند عمر خود را صرف خیابان گردی کند. او به فهم و طرحی کلان از شهر محتاج است.

در بین کوچه و پس کوچه های بی شمار سبک زندگی، باید بتوانیم گذرگاه های اصلی و گلوگاه های شهر را تشخیص دهیم. این ها را گفتیم تا وقتی می پرسیم سبک زندگی را کدام عوامل تعیین می کنند از فهرست کردن هزاران عامل خودداری کنیم. در میان هزاران نیرویی که در جهت های مختلف بر یک نقطه وارد می شود، چند نیروی محوری وجود دارد که برآیندشان جهت اصلی را تعیین می کند و رفته رفته ریزنیروها را با خود هم جهت می سازد. این از نظر فیزیکی درست نیست اما نیروهای جوامع انسانی را حکمی دیگر است. این نیروها کدامند؟ نقشه راه ترسیمی از سوی رهبر حکیم انقلاب مبنای کار ما خواهد بود. در این باب مفصل سخن خواهیم گفت. ان شاء الله

 

[ سه شنبه پانزدهم اسفند 1391 ] [ 11:48 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

دبیر رسمی آموزش و پرورش با سابقه 25 سال درحال حاضر در سمت مدیر در دبیرستان شهید اکبرزاده لایین مشغول به خدمت هستم امیدوارم مطالب وبلاگ مورد استفاده عزیزان قرار بگیرد.
امکانات وب

پیچک