آ مثل آموزش پ مثل پرورشی و م مثل مشاوره
 
قالب وبلاگ
 

02 Jomalat[wWw.kamyab.ir] جملات الهام بخش برای زندگی

 

 

03 Jomalat[wWw.kamyab.ir] جملات الهام بخش برای زندگی

 

 

04 Jomalat[wWw.kamyab.ir] جملات الهام بخش برای زندگی

 

 

05 Jomalat[wWw.kamyab.ir] جملات الهام بخش برای زندگی

 

 

06 Jomalat[wWw.kamyab.ir] جملات الهام بخش برای زندگی

 

 

07 Jomalat[wWw.kamyab.ir] جملات الهام بخش برای زندگی

 

 

08 Jomalat[wWw.kamyab.ir] جملات الهام بخش برای زندگی

 

 

09 Jomalat[wWw.kamyab.ir] جملات الهام بخش برای زندگی

 

 

10 Jomalat[wWw.kamyab.ir] جملات الهام بخش برای زندگی

 

 

11 Jomalat[wWw.kamyab.ir] جملات الهام بخش برای زندگی

 

 

12 Jomalat[wWw.kamyab.ir] جملات الهام بخش برای زندگی

 

جملات الهام بخش برای زندگی (۴)

01 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

02 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

03 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

 

05 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

06 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

07 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

08 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

09 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

10 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

11 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

12 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

13 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

14 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

15 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

16 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

17 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

18 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

19 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

20 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

21 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

22 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

23 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

24 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

25 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

26 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

27 Hope[WwW.KamYaB.IR] جملات الهام بخش برای زندگی (4)

[ چهارشنبه هفتم آبان 1393 ] [ 22:15 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
 

37 Jomalat[wWw.kamyab.ir] جملات الهام بخش برای زندگی

 

 

38 Jomalat[wWw.kamyab.ir] جملات الهام بخش برای زندگی

 

 

39 Jomalat[wWw.kamyab.ir] جملات الهام بخش برای زندگی

 

 

40 Jomalat[wWw.kamyab.ir] جملات الهام بخش برای زندگی

 

 

41 Jomalat[wWw.kamyab.ir] جملات الهام بخش برای زندگی

 

[ چهارشنبه هفتم آبان 1393 ] [ 22:8 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
 

13 Jomalat[wWw.kamyab.ir] جملات الهام بخش برای زندگی

[ چهارشنبه هفتم آبان 1393 ] [ 21:56 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
 

01 Jomalat[wWw.kamyab.ir] جملات الهام بخش برای زندگی

[ چهارشنبه هفتم آبان 1393 ] [ 21:50 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
سر بچه ای تند خو در روستایی زندگی میکرد. روزی پدرش جعبه ای میخ به او داد و گفت هربار که عصبانی میشود و کنترلش را از دست میدهد باید یک میخ در حصار بکوبد. روز نخست پسر ۳۷ میخ در حصار کوبید. اما به تدریج تعداد میخ ها در طول روز کم شدند. او دریافت که کنترل کردن عصبانیتش آسان تر از کوبیدن آن میخها در حصار است. در نهایت روزی فرا رسید که آن پسر اصلا عصبانی نشد. او با افتخار این موضوع را به اطلاع پدرش رساند و پدر به او گفت باید هر روزی که توانست جلوی خشم خود را بگیرد یکی از میخهای کوبیده شده در حصار را بیرون بکشد. روزها سپری شدند تا اینکه پسر همه میخها را از حصار بیرون آورد. پدر دست او را گرفت و به طرف حصار برد.
“کارت را خوب انجام داری پسرم. اما به سوراخهای حصار نگاه کن. حصار هیچوقت مثل روز اولش نخواهد شد. وقتی موقع عصبانیت چیزی میگویی، حرفهایت مثل این، شکافهایی برجای میگذارند. مهم نیست چند بار عذر خواهی کنی، چون اثر زخم همیشه باقی می ماند.” مراقب حرفهایتان باشید، چون می توانند بسیار آزار دهنده باشند و اثراتشان برای سالها باقی بماند. .

[ چهارشنبه هفتم آبان 1393 ] [ 21:47 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
 

به تازگی دانشنامه آنلاین «Wikipedia» آمار دقیق و جالبی از جمعیت شیعیان و مسلمانان در 67 كشور جهان را منتشر كرده است.
، منبع اصلی این آمار كه بنا بر آخرین اطلاعات از 92 درصد جمعیت مسلمان جهان در سال 2005 درج شده، اطلاعات كلی سازمان جاسوسی آمریكا (CIA) است. هرچند به نظر می‌رسد تمام موارد آن دقیق نیست.

در این آمار، تنها به كشورهایی اشاره شده كه دست‌كم یك درصد جمعیت آنها را شیعیان تشكیل می‌دهند و «Wikipedia» نیز تأكید كرده كه احتمالا جمعیت شیعیان و مسلمانان بیش از این میزان است.

بنا بر این آمار، بیش از یك میلیارد و 453 میلیون نفر مسلمان در كشورهای یادشده سكونت دارند كه از این میان، بیش از 206 میلیون تن آنان، شیعه و از پیروان مكتب اهل بیت(ع) هستند.

پنج كشوری كه بیشترین تعداد جمعیت شیعه را در خود جای داده‌اند، به ترتیب ایران، پاكستان، هند، عراق و تركیه هستند.
همچنین ایران، آذربایجان، بحرین و عراق  به ترتیب، با 90، 80، 70 و 65 درصد دارای اكثریت قاطع شیعه هستند.

هم‌اكنون در دو كشور ایران و عراق، قدرت در دست شیعیان است و در بحرین و لبنان نیز كه تاكنون شیعیان از قدرت به دور نگه داشته شده بودند، با تحولات دمكراتیك كه در جریان است، در آستانه تقویت در حكومت هستند.

[ یکشنبه چهارم آبان 1393 ] [ 20:22 ] [ حسین گنج بخش لایین ]

توزیع جغرافیایی

۱۵ کشور دارای بیشترین جمعیت

World population distribution.svg

آمار سال ۲۰۰۶:

  1. چین: ۱ میلیارد و ۳۲۰ میلیون نفر (حدود ۲۲٪ جمعیت جهان)
  2. هند: ۱ میلیارد و ۱۲۰ میلیون نفر (حدود ۱۷٪)
  3. آمریکا: ۳۰۰ میلیون نفر (حدود ۴/۶٪)
  4. اندونزی: ۲۲۵ میلیون نفر (حدود ۳/۵٪)
  5. برزیل: ۱۸۶ میلیون نفر (حدود ۲/۸٪)
  6. پاکستان: ۱۶۵ میلیون نفر (حدود ۲/۵٪)
  7. بنگلادش: ۱۴۷ میلیون نفر (حدود ۲/۳٪)
  8. روسیه: ۱۴۳ میلیون نفر (حدود ۱/۲٪)
  9. نیجریه: ۱۳۵ میلیون نفر (حدود ۲/۱٪)
  10. ژاپن: ۱۲۸ میلیون نفر (حدود ۲/۰٪)
  11. مکزیک: ۱۰۸ میلیون نفر (حدود ۱/۷٪)
  12. ویتنام: ۸۷ میلیون نفر (حدود ۱/۳٪)
  13. فیلیپین: ۸۶ میلیون نفر (حدود ۱/۳٪)
  14. آلمان: ۸۲ میلیون نفر (حدود ۱/۳٪)
  15. مصر: ۷5 میلیون نفر (حدود ۱/۲٪)

توزیع سنی

پیش‌بینی جمعیت

سالجمعیت جهان
(به میلیارد)
۲۰۱۰ ۷
۲۰۲۰ ۷/۶
۲۰۳۰ ۸/۳
۲۰۴۰ ۸/۹
۲۰۵۰ ۹/۴

تعداد کل انسان‌هایی که تاکنون بر روی زمین زیسته‌اند: ۸۰ میلیارد نفر برآورد شده‌است

[ یکشنبه چهارم آبان 1393 ] [ 20:11 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
در راس کلیه فعالیتهای حوزه پرورشی مدیریت آموزشگاه می باشد که در این خصوص لازم است مدیر آموزشگاه با همکاری مربی یامعاون پرورشی زمینه حضور کلیه معلمان ودبیران را جهت ایفای نقش تربیتی خود در برنامه های تربیتی فراهم نمایند مهمترین وظایف تربیتی معاون و مربی پرورشی که انتظار می رود زیر نظر مدیر آموزشگاه وبا همراهی وهمگاری سایر عوامل ومعلمان در آموزشگاه برنامه ریزی و اجرا نماید : الف:1-تشکیل ستادهای (تربیتی،نماز،مسابقات فرهنگی وهنری ،قرآن ،..........)در کلیه مدارس تقسیم کار بین اعضاء ستاد-نصب مشخصات اعضاء ستادها در دفتر آموزشگاه- تشکیل منظم جلسات وپیگیری مصوبات - -حضور فعال در مدرسه قبل از آغاز به کار روزانه ومادامی که برنامه ها وفعالیتهای آموزشی و پرورشی در جریان است و انجام امور پرورشی مدرسه که نیازمند پیگیری در خارج از آن است. برنامه ریزی لازم جهت برگزاری نماز جماعت در اول وقت شرعی با حضور همکاران ودانش اموزان - اجرای طرح عملی آموزش نماز و برگزاری مراسم جشن تکلیف ویژه دانش اموزان مکلف سوم راهنمایی پسر وسوم ابتدایی دختر برگزاری جلسات توجیهی و کارگروهی با والدین در خصوص مسائل تربیتی دانش آموزان - - برنامه ریزی جهت پیوند هر چه بیشتر دانش آموزان با مساجدو همکاری جهت برگزاری برنامه های معنوی با حضور دانش آموزان ومردم در مساجد وفضاهای معنوی اجرای طرح اشنایی دانش اموزان با مراجع تقلید - -پیگیری وبرگزاری مسابقه درسهایی از قرآن با همکاری دارالقرانها برگزاری محافل انس با قرآن با حضور دانش اموزان و والدین در نزدیک ترین مسجد به مدرسه - شناسایی دانش اموزان مستعد قرآنی و معرفی انان به دارالقرانها - برنامه ریزی جهت بازدید دانش آموزان از مراکز دارالقران - پیگیری و اجرای طرح ملی حفظ قران - -برنامه ریزی لازم جهت شرکت دانش آموزان(راهنمایی و متوسطه) در مراسم عبادی وسیاسی نماز جمعه -برگزاری منظم وبا برنامه مسابقات فرهنگی وهنری (قرانی،هنری،فرهنگی،آوایی،تئاتر،ادبی،دستی وتجسمی و......)در مرحله آموزشگاه و اعزام ومعرفی برترینهای مدرسه به مرحله شهرستان در کلیه رشته ها علاوه بر شرکت دانش اموزان در رشته های انفرادی ‘در یک رشته گروهی حداقل شرکت نمایند امادگی کلیه دانش اموزان در سرود همگانی رهبری برنامه ریزی لازم جهت مشارکت کلیه دانش اموزان در برنامه های متنوع به مناسبتهای مختلف(اعیاد – مناسبتهای مذهبی وملی.....) واجرای ان توسط دانش اموزان راه اندازی هیات مذهبی دانش آموزان وبرگزاری مراسم های متنوع به مناسبتهای مختلف- تهیه برنامه سالانه پرورشی مدارس از طریق مشارکت شوراها وانجمن های رسمی مدرسه وارائه به مدیر جهت تصویب در شورای مدرسه سازماندهی نیروهای حوزه پرورشی و براساس ضوابط ومتناسب با برنامه ها (مربی تربیت بدنی-مشاور-...) ب :برنامه ریزی مناسب در خصوص برگزاری برنامه های تربیتی ذیل با مشارکت همکاران وحضور حد اکثری دانش آموزان: سازمان دانش آموزی( پبشتازان- فزرانگان) -شوراهای دانش آموزای ( تشکیل کمیته ها و واگذاری مسئولیتها به دانش آموزان ونصب آن در معرض دید دانش آموزان -برگزاری جلسات گفتگوی چهره به چهره با دانش آموزان با حضور اساتید مجرب متناسب با نیاز دانش اموزان -حجاب وعفاف -طرح پله پله با خدا -هفته بهداشت روانی،دهه فجر،دهه کرامت،دفاع مقدس،و....... -همکاری در خصوص پر کردن اوقات فراغت دانش آموزان در طول سال تحصیلی و تابستان -برنامه ریزی جهت اموزش مهارتهای لازم زندگی متناسب با نیاز دانش اموزان -برنامه ریزی جهت برگزاری مراسم صبحگاه و ورزش صبحگاهی ج: - توجه به تهدیدها و آسیبهای اجتماعی و مشکلات رفتاری دانش اموزان وبرنامه ریزی جهت رفع مشکل و آگاهی بخشی به دانش آموزان و والدین - تقسیم وقت و حضور معاون در کلیه مدارس تحت پوشش مجتمع(ویژه معاونین مجتمع ) که مهم و ضروری می باشد -برنامه ریزی جهت برگزاری اردوهای سازنده و با برنامه در طول سال تحصیلی - ارتباط مستمر با کانونهای فرهنگی وتربیتی وشرکت در برنامه های فرهنگی کانونها (طرح جوانه ، یک روز با کانون ، معرفی دانش آموزان مستعد جهت عضویت در انجمنهای کانون...... -داشتن طرح وبرنامه های ابتکاری متناسب با سن وجنس دانش آموزان در آموزشگاه -برنامه ریزی جهت داشتن مدرسه ای شاد وپویا جهت شکوفایی استعداهای نهفته دانش آموزان -نظارت وپیگیری نحوه اداره کلاسهای پرورشی راهنمایی و متوسطه - شرکت فعالانه در جلسات معاونین ومربیان پرورشی - تلاش جهت به روز شدن اطلاعات و ارتقاء توانمندی - واگذاری مسئولیت به دانش اموزان در اداره کتابخانه و نظارت لازم در نحوه اداره و کتب موجود در کتابخانه و تلاش در بروز نمودن کتابها - پیگیری جهت راه اندازی تعاونی مدرسه با مشارکت دانش اموزان - برنامه ریزی جهت حضور دانش اموزان در کنار مزار شهدای عزیز و برگزاری مراسم یادبود شهدا - بهره برداری لازم از امکانات رایانه ای و هوشمند سازی مدارس در راستای مسائل تربیتی -همکاری با ستاد اعتکاف دانش آموزی دربرگزاری مراسم اعتکاف کلیه فعالیتهای فوق وبرنامه های کیفی تربیتی دیگر می تواند در تعمیق باورها ونهادینه کردن آموزه های دینی وهمچنین بالابردن عزت نفس دانش آموزان موثر باشد لذا می طلبد معاون محترم پرورشی وتربیت بدنی زیر نظر مدیر مجتمع و باهمکاری کلیه پرسنل آموزشگاه نهایت سعی وتلاش خود را انجام نماید لذا عدم توانایی وتسلط به کار وهمچنین کم کاری وغفلت از وظایف اصلی عواقب ناخوشایندی (حق الناس ) در پی خواهد داشت . معاونت پرورشی و تربیت بدنی مدیریت آموزش و پرورش شهرستان کلات
[ چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 ] [ 10:30 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
اغلب فرهنگ واژه های فارسی، پوپولیسم را «مردم باوری» معنی کرده اند که در نگاه نخست به نظر می رسد حاوی معنایی مثبت، مثل مردمسالاری است اما پوپولیسم واجد معنایی منفی است. مفهوم پوپولیسم در علوم اجتماعی در اواخر قرن نوزدهم رایج شد و جنبشی را توصیف می کرد که توسط دهقانان در آمریکا علیه سرمایه داران بزرگ در نیویورک به راه افتاده بود و از آن پس به آن دسته از سیاستمدارانی اطلاق می شود که در یک کلام ضدمدرن، نامعقول و پس رونده اند. پوپولیست نوعی از سیاست ورزی است که با توسل به نارضایتی ها، حق طلبی ها، ترس ها و مشکلات جاری جامعه، مردم را برای پیشبرد اهداف شخصی خویش مورد استفاده قرار می دهد. این نوع از سیاست به جای آنکه عقلانی بوده و راه حل های طولانی و منطقی برای حل مسایل موجود عرضه کند، مدعی ارایه راه حل های ساده و سریع است. وعده هایی می دهد که نه قصد و نه توان برآوردن آنها را دارد. پوپولیست به دنبال جست وجوی ریشه نابسامانی ها نیست، برای مشکلات پیچیده راه حل های ساده ای عرضه می کند و از چیزهایی حرف می زند که قابل اثبات نیستند. تمام تلاش او القای حسی خوشایند به اقشار پایین جامعه است و از این رو توجهی به افراد متخصص ندارد. پوپولیست سیاستمداری است که با شعارهای همه پسند، با ساده سازی، کلی گویی و برانگیختن احساسات مردم سعی در جلب آرای آنها داشته و با سوارشدن بر موج نارضایتی ها قصد به چنگ آوردن قدرت هر چه بیشتر دارد. او غریزه و احساسات مردم، مثل حسادت و تنفر را مخاطب قرار می دهد، نیاز به امنیت در جامعه را دستاویز خود قرار می دهد، دایم در پشتیبانی از مردم ندار و فقیر داد سخن می دهد و خود را مخالف صریح ثروتمندان می نمایاند. دشمنی نامریی اختراع می کند و او را علت تمام ناروایی ها می خواند. او تنها شعار می دهد. روی سخن پوپولیست معمولاآن دسته از اقشار و گروه های اجتماعی است که خودشان را در نظم موجود اجتماعی، اقتصادی و سیاسی متضرر می بینند. در یک کلام پوپولیست نیرویش را از سرخوردگی آن توده هایی از اجتماع می گیرد که کمبودها را با پوست و گوشت و استخوانش احساس می کنند، اما به دلیل کم یا بی سوادی گول پوپولیست ها را می خورند و بر این گمان که نجات دهنده را یافته اند. هم از این روی است که پوپولیست میانه ای با روشنفکران، متخصصان و در یک کلام با نخبگان جامعه ندارد. شیوه های پوپولیستی پوپولیست با کلیشه های رایج، تصنعی و تکراری و پیشداوری های موجود در جامعه کار می کند و به جای شکستن آن کلیشه ها و روشنگری در باب پیشداوری ها، آنها را مورد استفاده قرار می دهد. او واقعیت ها را مخدوش شده نشان می دهد: پوپولیسم و رسانه ها پوپولیست به خوبی از نقش حیاتی رسانه ها آگاه و ناچار به استفاده از رسانه های عمومی و تبلیغات است. او در این رسانه ها، خود را مانند مخاطبانش نشان می دهد و چون اغلب دارای کاریزمای قوی است، مخاطبانش از او بت می سازند. در پخش اخبار دست به انتخاب می زند و اخباری را برمی گزیند که در وهله نخست احساسات مردم را برانگیزاند و در وهله دوم بتوان از آنها علیه مخالفان بهره برداری کرد. سیاستمدار پوپولیست با گرایشی سطحی و غیرعلمی به مضامین مورد نظرش می پردازد. او به مضامین پیچیده توجهی نشان نمی دهد، از تحلیل علمی سرباز می زند، به مسایل بااهمیت واقعی نمی پردازد و اگر اشاره ای هم به آنها کند، تنها در جهت کم اهمیت جلوه دادن آنهاست، چرا که طرح چنین مضامینی به نفع او نیست. پوپولیسم در کشورهای در حال توسعه و در کشورهای توسعه یافته گرچه پدیده پوپولیسم خاص جوامع در حال توسعه نیست اما بیشتر در چنین کشورهایی برجستگی یافته و نسبت به کشورهای توسعه یافته از تاثیرگذاری به مراتب بیشتری برخوردار است. در جوامع دموکراتیک، احزاب فراگیر و قدرتمند و رسانه امکان افشاگری و بحث حول شعارهای پوپولیستی بیشتر است. با وجود این هرازچندگاهی در جوامع پیشرفته نیز سیاستمداران پوپولیست پا به صحنه های سیاسی می گذارند و با طرح مسایلی چون مالیات، بالارفتن قیمت بنزین و خارجی های مقیم کشور سعی در به دست آوردن آرای مردم دارند. اما پوپولیسم اغلب در کشورهای در حال توسعه به وجود می آید و به نسبت کشورهای توسعه یافته از عمر و تاثیر بیشتری برخوردار است. هنگامی که فساد و بی عدالتی به اوج خود می رسد و مردم خواهان تحولات عمیق و سریع اجتماعی می شوند، پوپولیست مناسب ترین بستر را برای اعلام حضور و رشد می یابد، معمولاسیاستمداران دست راستی متهم به پوپولیست بودن می شوند، حال آنکه چنین پدیده ای را می توان در سیاستمداران چپ نیز دید. آنها نیز از طریق طرح خواسته هایی که امکان تحقق فوری آنها نیست، برای جلب آرا رو به غریزه ها و نارضایتی مردم دارند. پوپولیسم و عوام فریبی Demagogie از کلمه یونانی demos به معنای خلق - مردم و agein به معنای مدیریت کردن می آید و به درستی به عوام فریبی ترجمه شده است. پوپولیسم در رابطه ای تنگاتنگ با عوام فریبی (انگلیسی: demagogy فرانسه: Demagogie آلمانی: Demagogie) نیز قرار دارد و بدون آن قادر به ادامه حیات نیست. در حوزه سیاست دست به تحریکات گمراه کننده می زند و تلاش دارد مردم را تحت تاثیر قرار دهد تملق گویی از توده ها را سرلوحه کار خویش قرار می دهد. مخاطبش احساسات و غرایز و پیشداوری ها توده ها و مجیز گفتن از آنهاست. هدف سیاسی خود را به عنوان امری عام المنفعه جلوه می دهد و شیوه خود را در مورد به عمل درآوردن مقاصد، تنها شیوه عملی، منطقی و قابل اجرا جا می زند. از این رو پوپولیست معمولافردی خودشیفته است.
[ چهارشنبه شانزدهم مهر 1393 ] [ 10:14 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
ابسولوتیسم Absolutisme =; ابسولو به معنی مطلق و مقصدو از ابسولوتیسم حکومت مطلقه و ریاست یک نفر شخص مطلق العنان است بر جامعه. در این آئین حقوق و قدرت زمامدار نامحدود است. اپیس کوپالیسم Episcopalisme =; نام مسلکی است که در قرن 16 در اروپا به وجود آمد. این مسلک منسوب به ژان کالون تئولوژیست فرانسوی است. او به سلطنت تکیه نداشت و معتقد بود که قدرت روحانی تفوق بر قدرت جسمانی دارد. آناشه Attache =; وابسته سفارتخانه. آپتی میسم Optimisme =; عقیده به خوش بینی و حسن ظن است. این اصطلاح غالباً ملحق به اصطلاحات حاکی از مرام های اصلی سیاسی می گردد. اپورتونیسم Opportunisme =; مسلکی است که طرفدارانش به سرعت برحسب تغییر وضع سیاسی یا تغییر رژیم یا زمامدار بنا به نفع شخصی تغییر عقیده می دهند. اپولوژیسم Apologisme =; نام فرقه ای موسوم به اپولوژیست ها که در قرن 17 درخلال جنگ های داخلی انگلستان برای مردم حق مقاومت در برابر پادشاه قائل بودند. فلاسفه آغاز مسیحیت را که معتقد به استدلال در مقابل مخالفین مسیحیت بودند نیز اپولوژیسم می خواندند. اتوریتاریانیسم Autoritarianisme =; مسلک و سیستم حکومتی است، که در آن آزادی فردی تحت الشعاع قدرت دولت قرار می گیرد. اتوکراسی Autocracy =; سیستم حکومتی ای را گویند که در آن تمام قدرت ها در دست زمامدار باشد. اریستوکراسی Aristocrasey =; حکومت اشرافی، سیستم و نوعی حکومت که در آن قدرت و نظارت در دست عده کمی از اشراف باشد. اریستوکرات Aristocrate =; عضو هیأت حاکمه اشرافی. هواخواه حکومت اشرافی. اسکولاستیک Schoolastic =; حکمت و فلسفه حکمای قرون وسطی را که در مدارس به تدریس اشغال داشتند، اسکولاستیک می نامند. فلسفه این حکماء که به نام مدرسیون یا اصحاب مدرسه نیز نامیده می شدند، بیشتر جنبه دینی داشت. از فلاسفه مهم این مکتب آپلار، تامس داکن، گیوم داکن و سنت آنسلم را می توان نام برد. اسکی بیسم Escapisme =; به معنی فرار است و مقصود از آن فرار از شرکت در کارهای اجتماعی و امتناع از قبول پست های دولتی و شرکت در امور حکومت. اکسپانسیونیست Expansioniste =; طرفدار توسعه و گستش اراضی کشور به وسیله فتوحات نظمی یا به وسایل اقتصادی. الیگارشی olygarichie =; روشی در حکومت که توسط چند نفر اداره شود و کلیه قدرت ها در اختیار عده ای معدود باشد. امپریال imperial =; امپراتوری، شاهنشاهی. امپریالیست Imperialiste =; طرفدار و هواخواه امپراتوری. امپریالیسم Imperialisme =; هواخواه امپراتوری، عقیده و روشی را گویند که هدفش بسط امپراتوری و توسعه قلمرو و حکومت بر دیگران است. اگوئیسم Egoisme =; عقیده به اینکه طبیعت انسان در همه جا و همه زمانی اساساً خودخواه است، لذا زمامدار باید انگیزه اش اگوئیستیک یعنی خودخواهی و خودپرستی باشد. آنارشی Anarechie =; آشوب، بی نظمی و هرج و مرج. در زبان یونانی به معنای «بدون حکومت» است. آنارشیست Anarechiste =; آشوب طلب. آنارشیسم Anarechisme =; هرج و مرج خواهی، مسلک آنارشیسم حکومت را تنها موجب بدبختی و مصیبت های اجتماعی می داند. انترناسیونال International =; جهانی بین المللی. انترناسیونالیسم Internationalisme =; در مقابل ناسیونالیسم است و عبارت است از اعتقاد به اینکه همکاری و معاونت مابین ملت های جهان موجب سعادت و برقراری صلح و آرامش حکومت جهانی است. انتلکتوال Intellectual =; روشنفکر، خردمند. انتلکتوالیسم Intellectualisme =; مکتب اصالت قریحه و هوش و عقیده بر اینکه علم زاده عقل است و عقل منبع دانش و کشف حقیقت، یا علم صحیح به واقعیت تنها از طریق قریحه و هوش و عقل میسر است. اندوستریالیسم Industerialisme =; یعنی صنعتی شدن زندگی انسان و رواج صنعت و کارخانه و ماشین و اهمیت دادن به صنعت. اندیویدوالیسم Individualisme =; یعنی اصالت فرد و طبق این فلسفه باید اجازه داده شود که هرکس به اختیار آزاد برای خود فکر و کار کند. اوبژکتیویسم Objectivisme =; که آن را ایدآلیسم اوبژکتیف نیز می نامند، فلسفه ای است که حقایق را از نظر حسی نگاه می کند. اوتارکی Autarky =; به معنی استقلال اقتصادی است. اولترا اندیویدوالیسم Ultra Individualisme =; عقیده به فردیت افراطی است. اولتیماتوم Ultimatum =; اتمام حجت، آخرین پیشنهادی که دولتی به دولتی می دهد و در صورت عدم قبول موجب بروز جنگ می شود. ایرولاسیونیسم Irolationisme =; اعتقاد به لزوم تبعیت از یک خط مشی و سیاست و کناره گیری علنی یک ملت از همکاری سیاسی و اقتصادی. باکونی نیسم Bakuninisme =; عقیده سیاسی با کونین پیشوای آنارشیست روسیه و اروپا. وی این مکتب را که اصولش لزوم تخریب دولت و حفظ حقوق فردیت و افکار خداوند است را ابداع کرد. بالشویسم Balshewisme =; شیوه ای خاص از مکتب «مارکسیسم» است، که طبق آن طبقه کارگر باید به وسیله دستجات محلی که پیرو انضباطی شدید از طرف دولت مرکزی باشند هرچه زودتر قدرت سیاسی را به دست آورند. بربریسم Barbarisme =; وحشیگری، توحش و حالت بدوی زندگانی جوامع اولیه و اقوام دور از تمدن. بلوک Bloc =; دسته متحد، گروه هم بسته. بورژوا Bourgeois =; سرمایه دار، دولتمند، شهرنشین ثروتمند. بورژوازی Bourgeoisie =; سرمایه داری، طبقه ثروتمند و سوداگر. بنتهامیسم Benthamisme =; بنتهامیسم به نوعی مخصوصی از لیبرالیسم اطلاق می شود. پاتریوت Patriot =; میهن پرست. پاتریوتیسم Patriatisme =; به معنی میهن پرستی است. پارتیکولاریسم Particularisme =; علاقه شدید هر شهر به حفظ حالت خاص خود. پلیتیک Politique =; علم سیاست، سیاست. پارتیزان Partisan =; سرباز چریک، هواخواه، طرفدار. پارلمان Parlement =; مجلس نمایندگان، مجلس شورا و سنا. پارلامانتر Parlementaire =; عضو پرلمان، مطابق با آداب و رسوم پارلمان. پارلمانتریسم Parlementairisme =; روشی است در حکومت که در آن قوه مجریه در اعمال خود مسؤول قوه مقننه یعنی پارلمان می باشد. پاروشیالیسم Parochialisme =; محدودیت فکر و دلبستگی به انجام کارهای بلوکی و بخشی و محلی. پاسی فیسم Pacifisme =; صلح طلبی، مخالفت با جنگ به هر نوع و شکلی که باشد. پراگماتیسم Pragmatisme =; اصالت عمل و نقطه مقابل متافیزیک است. پیشوای این مکتب ویلیام جیمز آمریکایی است. پروونسیالیسم Provinclisme =; نام سیستم حکومتی است که توسط ثروتمندترین افراد یک جامعه اداره شود. پلورالیسم Pluralisme =; به معنی کثرت، به فلسفله سیاسی اطلاق می گردد که علاقه فرد نباید منحصر به پیوستگی سیاسی وی با دولت باشد، بلکه علاقه های دیگری نیز دارد. مانند علاقه مذهبی و اقتصادی. تائوئیسم Taoisme =; نام مکتب سیاسی است، که بنیانگذار آن لااوتسه (604-501ق.م) است فلسفه وی یک نوع مذهب لیبرال است. تاکتیک tactic =; فن جنگ و راهنمایی سیاه در نبرد با دشمن. تامیسم Thomisme =; مکتب سیاسی منسوب به تامس داکوین (1225-1274ب.م). تئوکراسی Theocratey =; رژیم و روشی را در حکومت گویند، که رؤسا و فرماندهان درجه اول آن پیشوایان روحانی و ارباب دین باشند، به عبارت دیگر حکومت مذهبی است. ترادیسیون Tradition =; سنت، رسوم اجتماعی. ترادیسیونالیسم Traditionalism =; اعتقاد به اصالت، سنت پرستی. تروتسکی ایسم Trotskisme =; فرقه منشعبی از حزب کمونیسم که بنیان گذارش تروتسکی یکی از پیشوایان انقلاب بلشویکی روسیه بوده. ترور Terreur =; وحشت و هراس، کشتن و از بین بردن مخالفین. تروریست Terroriste =; عامل ترس و وحشت، آدم کش. تروریسم Terrorisme =; عقیده به لزوم آدم کشی. تریدیونیون Trade-Union =; عنوان تشکیلاتی است از کارگران به منظور کوشش در بهبودی احوال ایشان و افزایش مزد و تقلیل ساعات کار و تأمین بیمه بیماری و وسایل بهداشت و... تریدیونیونیسم Trade-Unionism =; یعنی به یک اتحادیه کارگری گرویدن. لنین بین تریدیونیونیسم و سوسیالیسم فرق گذاشت. کارگران هیچگاه سوسیالیست نمی شوند بلکه ابتدا تریدیونیونیست می شوند. توتالیتاریونیسم Totalitarianisme =; به معنی حکومت جمعی است و حکومتی است که در کلیه شؤون زندگی فرد دخالت می کند و آن را تنظیم و برای آن مقررات وضع می کند. تیرانی Tyrannie =; به معنی حکومت ستمگری و جور و ظلم است. تیرانیسید Tyrannicide =; به معنی ظالم کشی و اعتقاد به لزوم قتل سری و ترور زمامداران حکومت است. تیموکراسی Timocracy =; این اصطلاح در مورد حکومتی و دولتی به کار برده می شود که زمامدارانش تنها به خاطر شرف و به دست آوردن افتخار کار می کنند. این واژه را افلاطون در کتاب جمهوریت خود به کار گرفته است. دپارتمانتالیسم Departmentalisme =; حکومتی که به ایالات و استان ها و بخش های کشور استقلال در امور داخلی خود دهد. دسانترالیسم Decentralisme =; عبارت است از انتقال نظارت و کنترل از قدرت مرکزی به واحدهای محلی. دسپوت Despot =; مستبد. دسپوتیسم Despotisme =; حکومتی را گویند که پیرو حکومت مطلقه و خودکامگی و به دست زمامداری خودرأی و مستبد اداره شود. دماگوژی Demagogie =; عوام فریبی. دموکرات Democrate =; آزادی خواه، طرفدار آزادی. دموکراتیک Democratique =; شیوه همرایی. دموکراسی Democracy =; آزدیخواهی با روشی در سیاست و حکومت که در آن اختیارات در دست مردم و نمایندگان آنها می باشد. دمونستراسیون Demonstration =; تظاهر دسته جمعی که در آن فرقه ای یا فرقه هایی یا احزاب مختلفی شرکت داشته باشند و به وسیله سخنرانی و گردش در معابر برای به دست آوردن خواست های خود جد و جهد کنند. دگماتیسم Dogmatisme =; فلسفه جزمی، عقیده به اینکه باید کورکورانه از سنت ها بدون پرسش پیروی کرد. دیالکتیک Dialectique =; مکالمه، مباحثه و جدل با روشن کردن مطلبی به وسیله مکالمه و تعقل مانند روش منطقی، منطق مکتب «مارکس» که به نام «ماتریالیسم دیالکتیک» مشهور است. دیپلومات Diplomate =; سیاسی، سیاستمدار. دیپلوماسی Diplomacy =; سیاست، علم سیاست، حل و عقد امور میان کشورها و ممالک خارجی. دیکتاتور Dictateur =; مستبد، خودرأی، خودکام. رادیکالیسم Radicalisme =; مکتبی است در سیاست که هواخواهان آن از اوضاع موجود ناراضی بوده و طالب تجدیدنظر و درهم شکستن تمامی قوانین و نظامات می باشند (برای به وجود آوردن مؤسسات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نو). راسیونالیسم Rationalisme =; فلسفه اصالت عقل، اعتقاد به برتری و تفوق عقل بر همه چیز. رستوراسیون Restauration =; دوران اعاده سلطنت به خانواده بوربون که از سال 1814 تا سال 1830 ادامه یافت. رفراندوم Referendum =; مراجعه به آراء عمومی از طرف دولت برای دستیابی به اکثریت آراء مردم. رفرم Reforme =; اصطلاح، تغییرات و اصلاحات سطحی در امور اقتصادی و سیاسی بدون توسل به انقلاب و شورش. رفرماسیون Reformation =; اصلاحات سیاسی و اقتصادی، نهضت اصلاحی. رولوسیون Revolution =; انقلاب، طغیان و شورش. رویالیسم Royalisme =; سلطنت طلبی، شیوه سلطنت طلبان در برابر جمهوریخواهان. ریتوالیسم Ritualisme =; آداب پرستی، اعتقاد به لزوم رعایت آداب مذهبی و آداب و رسوم به حد افراط. رویزیونیسم Revsionisme =; نام مکتب و مسلک ادوارد برنشتاین سیاستمدار، نویسنده سوسیال دموکرات آلمان است هدف این مسلک اصلاح و تعدیل سوسیالیسم انقلابی مارکس بود. ژئوپولتیک Geo Poltiqoue =; نام علم جدیدی است که هدفش مطالعه و تحقیق در روابط بین جغرافیا با حیات قدرت ها و امپراتوری های بزرگ است. ساتیاگراها Satyagraha =; دریافت حقیقت، نهضت سیاسی و مذهبی ای که در سال 1919 شروع شد و به وسیله مقاومت منفی در برابر تجاوزات بیگانگان مبارزه نمود. سانترالیسم Centralisme =; اصول تمرکز در روش اداره حکومت یک کشور و تمرکز امور در حکومت مرکزی در پایتخت. سزاریسم Czarisme =; حکومت قیصری و به همان مفهوم استبداد واتوکراسی و قدرت مطلقه امپراتور است. سکولاریسم Secularisme =; دنیاپرستی، اعتقاد به اصالت امور دنیوی و رد آنچه غیر آن است. سنا Senat =; مجلس اعیان، مجلس اشراف، مجلسی که نمایندگان آن از بین طبقات و افراد ممتاز انتخاب می شوند. سناتور Senateur =; نماینده مجلس اشراف، مجلسی که نمایندگان آن از بین طبقات و افراد ممتاز انتخاب می شوند. سندیکا Syndicat =; اتحادیه کارگری. سندیکالیسم Syndicalisme =; مسلکی سیاسی و جنبشی انقلابی است، که هدفش به وسیله اتحادیه های کارگری دولت به انجام رسد و دموکراسی پارلمانی را از طریق طغیان و هر نوع انقلابی واژگون کند. سوسیالیست Socialiste =; طرفدار و هواخواه مکتب «سوسیالیسم». سوسیالیسم Socialisme =; مسلکی است که هدفش ایجاد و برپا کردن دسته جمعی جامعه است به نفع مردم به وسیله مالکیت دولت نسبت به کلیه وسایل تولیدی اعم از صنعت و وسایل حمل ونقل و غیره. کنترل آنهااز طرف دولت است. شووینیسم Chauvnisme =; ملت بازی، وطن بازی، افراط و مبالغه کورکورانه در میهن پرستی. فابیانیسم Fabianisme =; نام مسلک سیاسی یک سازمان سوسیالیستی در انگلستان است. اینها سعی کردند که سوسیالیسم را در طبقه متوسط معمول سازند. فاشیست Fachiste =; این اصطلاح از کلمه فاشیسمو که به عنوان شعار قدرت در روم قدیم بود گرفته شده و به معنی آشوب طلب و هرج و مرج طلب است. فاشیسم Fachisme =; این مسلک، در زمان حکومت موسولینی احیاء شد. شیوه ای در سیاست است که هرج و مرج و آشوب طلبند
[ چهارشنبه شانزدهم مهر 1393 ] [ 10:3 ] [ حسین گنج بخش لایین ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

دبیر رسمی آموزش و پرورش با سابقه 25 سال درحال حاضر در سمت مدیر در دبیرستان شهید اکبرزاده لایین مشغول به خدمت هستم امیدوارم مطالب وبلاگ مورد استفاده عزیزان قرار بگیرد.
امکانات وب

پیچک