ماهاتما گاندی چه کسی بود؟ و مذهب رسمی او چه بود؟

ماهاتما گاندی چه کسی بود؟ و مذهب رسمی او چه بود؟

گاندی 1869 1948، رهبر ملی و معنوی هند، بنیانگذار استقلال هند از راه مقاومت منفی، و یکی از بزرگ‌ترین مردان نیمة اول قرن 25م تر پور بندر (در ایالت کاتهیاوار). پدر و پدر بزرگش از طبقة بازرگانان، و نخست وزیر کاتهیاوار بودند. پدر و مادرش او را بر طبق رسوم و سنن هندی در 12 سالگی داماد کردند، و او از این ازدواج دارای 4 فرزند شد. در 19 سالگی به لندن رفت، و در دانشگاه آنجا به تحصیل علم حقوق پرداخت و بعد از 3 سال جزء هیئت وکلای دادگستری شد. پس از آن به هندوستان رفت، و در دادگاه عالی بمبئی مشغول خدمت شد. در 1839 به افریقای جنوبی رفت، و در آنجا به وکالت دادگستری پرداخت. در جنگ افریقای جنوبی در جانب قوای بریتانیا در یک گروه حمل و نقل بیماران که خود در تأسیس آن دخالت داشت خدمت کرد. و در 1906 در جنگ با شورشیان زولو نیز همین خدمت را انجام داد. گاندی از تبعیضات نژادی که سفیدپوستان افریقای جنوبی دربارة مهاجران هندی برقرار کرده بودند سخت متأثر شد، و رهبری هندیان افریقای جنوبی را در مبارزه برای به دست آوردن برابری سیاسی و اجتماعی به دست گرفت، و برای دعوت هندیان به عدم اطاعت از دولت چندین بار به زندان افتاد. در 1914 با ی.ک. سماتس پیمانی بست که به موجب آن بعضی از محدودیت‌های هندیان مهاجر در افریقای جنوبی برطرف شد. هنگامی که در گرفت گاندی در انگلستان بود، و دانشجویان هندی را برای خدمت در یک گروه حمل و نقل بیمارستانی در جبهة غرب تجهیز کرد. در 1915 به علت بیماری به هندوستان بازگشت، و در آنجا در شهر احمد آباد، تحت تأثیر تولتوی یک اشرم ] گوشة‌عبادت[ ترتیب داد. 1919 نهضتی دینی و سیاسی به نام «جستجوی حقیقت» به وجود آورد.
در مارس 1919 حکومت هند لایحه‌ای تصویب کرد که به موجب آن دولت حق داشت هر شخص مظنونی را بدون محاکمه زندانی کند. گاندی برای مخالفت با این لایحه مقاومت منفی یا «عدم همکاری آرام» را با دولت اعلام کرد. گاندی که در نتیجة مخالفت‌های خود با دولت بریتانیا و رهبری تودة مردم هند به مهاتما در حزب کنگره ملی هند شخصیت ممتاز درجة اول شد. عدم همکاری آرام با دولت، که گاندی آن را تبلیغ می کرد. عبارت بود از تحریم خدمات دولتی و قضائی و نظایر آن. در 1922 گاندی از طرف دولت هند توقیف، و به 6 سال حبس محکوم شد. در 1924 به علت بیماری از زندان آزاد شد، و مردم را دعوت کرد که خود لباس خود را ببافند. و خود وی نیز در خانة‌خویش پشت چرخة ریسندگی نشست. این عمل برای وارد ساختن ضربه به اقتصاد بریتانیا و برای به دست آوردن استقلال اقتصادی و سیاسی هند بود.
دولت هند بر نمک مالیات وضع کرد و چون این مالیات مستقیم به ضرر طبقة فقیر بود. گاندی بر ضد آن قیام کرد و به زندان افتاد. در 1931 به دستور نایب السلطنة هند از زندان آزاد شد. و نایب السلطنه لرد اروین او را برای مذاکره دعوت کرد، و این مذاکرات به پیمان دهلی (1931) منجر شد به موجب این پیمان، نافرمانی نسبت به دولت موقتاً موقوف، و مالیات بر نمک مورد استفادة شخصی لغو شد، و 10000 نفر از زندانیان که به جرم مقاومت منفی زندانی شده بودند آزاد شدند.
گاندی در پاییز 1931 برای شرکت در کنفرانس میزگرد لندن به انگلستان رفت،‌و در آنجا با احترام فراوان از او پذیرائی شد، و در مدت اقامت مهمان جورج بود. ولی هنگامی که به هند بازگشت دوباره مردم را به نافرمانی نسبت به دولت خواند و باز توقیف شد. در هنگام توقیف اعلام کرد که تا وضع طبقة نجس (و به قول او هریجن) اصلاح نشود روزه خواهد گرفت و این روزه را تا دم مرگ ادامه خواهد داد. روز هفتم که مذاکرات برای یافتن راه حل به نتیجه رسید، گاندی روزة خود را شکست . گاندی در سال 1934 از ریاست کنگرة ملی هند استعفا کرد ولی به عنوان عامل مؤثر در پشت سر تصمیمات کنگره همچنان باقی ماند. گاندی مخالف آلمان نازی بود و همین که جنگ آغاز شد و نایب السلطنة هند شرکت هند در جنگ اعلام کرد، گاندی اعلام داشت که بهای شرکت هند در جنگ بر ضد آلمان نازی باید استقلال بدون قید و شرط آن باشد. در ماه مه‌ی 1942 گاندی درخواست کرد که بریتانی‌ها از هند خارج شوند، دولت هند در اوت 1942 او را با 50 نفر از پیروانش زندانی ساخت و گاندی اعلام یا مرگ یا استقلال کرد. در 6 م ماه می 194 گاندی به دستور ویول از زندان آزاد شد . مذاکرات او با محمد علی جناح، رهبر مسلمانان هند، تقسیم شبه قارة‌هند به دو دولت هند و پاکستان به نتیجه نرسید. در 15 اوت 1947 لرد ماوتناتن استقلا هند و پاکستان را اعلام کرد و گاندی را معمار استقلال هند از راه مقاومت منفی اعلام کرد. در 12 ژانویة 1948 گاندی اعلام کرد که تا مسالمت میان هندوان و مسلمانان و سیخ‌ها برقرار نشود روزه خواهد گرفت. در 18 ژانویة همان سال خبر رسید که نمایندگان فرقه‌های مختلف در دهلی معاهده‌ای امضا کرده‌اند که به موجب آن حق حیات و تملک و اجرای اعمال دینی مسلمانان هند تضمین شده است و گاندی با شنیدن این خبر روزة خود را شکست. در روز جمعه 30 ژانویة 1948 در حدود ساعت 5 بعد از ظهر، هنگامی که گاندی از پله‌ها برای رفتن به عبادت معمولی خود بالا می‌رفت، به ضرب گلولة یکی از متعصبین هند از پای درآمد.
گاندی یکی از بزرگ ترین رهبران قرن 25 م بود، که ملت بسیار بزرگی را که سال‌ها در اسارت بود به استقلال و آزادی رسانید. او در عین حال رهبر معنوی و اخلاقی نیز بود. گاندی یکی از بزرگ‌ترین انسان‌دوستان عالم است،‌و مبارزة او از راه مقاومت منفی دلیل بارز انسان‌دوستی اوست، زیرا نمی‌خواست در راه مبارزة مشروع برای گرفتن حق خون انسانی بریزد، و معتقد بود همچنان که انسان نمی‌تواند انسانی را بیافریند و به او حیات بخشد، حق سلب حیات از او نیز ندارد.
گاندی از لحاظ دینی دین هندوان را داشت، که از فرقه‌های ویشنو و جین متأثر بود. از لحاظ افکار و عقاید، مخلوط فوق العادیه از شرق و غرب بود. افکار و عقاید مارکس، داروین، کراپوتکین، فیبینها، راسکین، و تولستوی در او تأثیر کرده بود. مجموعة آثار او از طرف دولت هند در 8 جلد از 1954 تا 1963 به طبع رسیده است. از آثار معروفش شرح حال او به قلم خودش یا داستان تجربیات من از حقیقت است. آلبرت اینشتین دربارة او گفته است تأثیر معنوی گاندی بر مردم متفکر با دوام‌تر از آن خواهد بود که به نظر مردم عصر ما، عصری که در تأثیر قدرت محض مبالغه می‌کند، می‌آید.(1)
با تحقیقاتی که انجام شد به دیدگاه گاندی دربارة فرقه بهائیت دست نیافتیم.
پی‌نوشت‌ها:
1. دایرةالمعارف فارسی، ج2، ص 2361 ـ 2362

داستانهاى كودكى بزرگان تاريخ (ایندرا گاندی)

داستانهاى كودكى بزرگان تاريخ (ایندرا گاندی)

خانم اينديرا گاندى، دختر جواهر لعل نهرو نوامبر 1917 در الله آباد هندوستان به دنيا آمد.
وى خود مى‏نويسد:
درست بگويم، حيات اجتماعى من از سه سالگى شروع شد، ياد ندارم با ساير كودكان بازى كرده و با آنها قاطى شده باشم، بهترين سرگرمى و تفريح من ايراد نطق و خطابه آتشين براى خدمتكاران بود.
بخاطر تظاهرات ضد انگليسى، تمام اعضاء خانواده، كه تا آن زمان به سن بلوغ نرسيده بودند، بارها دستگير و زندانى شده بودند.
اينديرا به ترتيب در هند و سوئيس به تحصيل پرداخت، در سال 1937 بعد از فوت مادر وارد كالج آكسفورد شد، در 1941 به وطن خويش بازگشت و در سال 1942 با فيروز گاندى روزنامه نگار اهل الله آباد، كه يكى از افراد فعال كنگره ملى بود ازدواج كرد و پس از اينكه تا سال 1946 داراى دو پسر بنامهاى راجيو و سن جاى گرديد، در سال 1960 شوهرش چشم از جهان فرو بست.
در سال 1947 جواهر لعل نهرو، اولين نخست وزير هند شد و اينديرا نيز به يارى پدر شتافت و با توجه به اينكه در امور خارجى و داخلى كارآزموده شده و مدارج علمى خود را هم در اين زمينه طى كرده بود، به عنوان عضو كميته مركزى كنگره، مشاور خوبى براى پدر بود.
جواهر لعل نهرو در سال 1964 چشم از جهان فرو بست و در سال 1966 هيات اجرايى حزب، خانم اينديرا گاندى را براى پست نخست وزيرى معرفى كرد، وى تصميم داشت راه نهرو را ادامه دهد و همين امر باعث شد كه با مخالفتهاى زيادى در داخل و خارج روبرو بشود.
اينديرا مى‏نويسد: يكى از امتيازات من اين بود كه پدرم به من آموخته بود، چگونه با سياستمداران و بزرگمردان روبرو بشوم و با آنها به بحث و گفتگو و تبادل نظر بپردازم، از آن گذشته مهارت و تجربه فراوانى در ملاقات و مذاكره با هنرمندان و نويسندگان و طبقات ديگر اجتماع پيدا كرده بودم، اما تنها اشكالى كه برايم پيش مى‏آمد اين بود كه بايد به سياست بازان حالى مى‏كردم، كه به من به چشم دختر نهرو نگاه نكنند و براى شخص خودم حقى قائل باشند.
اينديرا در تمام مدتى كه در راس حكومت قرار داشت، روزانه هيجده ساعت كار مى‏كرد، برنامه ده ماده‏اى، معروف خود را تحت عنوان: ارتقاء سطح اقتصادى هند ارائه داد و در مه 1967 توسط كميته كار حزب مورد تائيد قرار گرفت و با بهره‏گيرى از محبوبيت و شخصيت و اعتبارش بين مردم توانست در عين مخالفتهاى سنديكاليستهاى كنگره، در ژوئيه 1969 چهارده بانك تجارى را ملى اعلام كند.
در پايان دهه شصت، دولت اينديرا گاندى توجه فراوانى نسبت به توسعه كشاورزى مبذول داشت، اما اين برنامه هرگز نتوانست مشكل دهقانانان بى‏زمين را حل كند و مالكان بزرگ همچنان وجود داشتند و به تاخت و تاز خود ادامه مى‏دادند و معضلات اجتماعى نيز رو به گسترش بود.
در 9 اوت 1971 اينديرا گاندى با برقرارى پيمان مودت 15 ساله هند و شوروى توانست پشتوانه يك قدرت بزرگ را به دست آورد، و اين كار به خصوص براى دولت جوان و نوپاى بنگلادش از اهميت خاصى برخوردار بود، اما اين وابستگى نتوانست مشكلات كمبود و نارضايتى داخلى را حل كند و اينديرا در 26 ژوئن 1976 ناچار وقع فوق العاده اعلام كرد و همزمان دولت با انتشار برنامه 20 ماده‏اى خود تحت عنوان ارتقاء سطح زندگى فقرا وعده داد دنباله برنامه اصلاحات ارضى قبلى را بگيرد و براى اصلاح وضع شهرنشينان و دهقانان تهى دست بكوشد و قيمت ارزاق و مواد غذايى را ثابت نگهدارد، كه متاسفانه اين طرح هم به اجراء درنيامد. و كنگره ملى بعد از 30 سال كه در راس قدرت قرار داشت با شكست مواجه شد.
مخالفان بعد از اين شكست، اينديرا گاندى را از قدرت خلع كردند و با ايراد تهمتهايى او را به زندان انداختند و براى اعضاء خانواده‏اش هم مزاحمتهايى فراهم كردند، اما طرفداران او مبارزه كردند، حزب جديدى تشكيل دادند و او پس از آزادى باز به قدرت رسيد.
بارى، دو عامل عمده سبب به قدرت رسيدن مجدد اينديرا گاندى شد:
1 - اراده پولادين و عزم راسخ او در مقابله با مشكلات و مخالفان‏
2 - برنامه مدون نداشتن حزب جاناتا رقيب او براى جلب اعتماد عموم افراد. زيرا حزب مخالف كارى كه مى‏كرد فقط خورده‏گيرى و انتقاد از رهبران سابق كنگره بود.
اينجا بود كه حزب جديد التاسيس خانم گاندى از موعد 1980 براى انتخابات توانست با موفقيت چشمگيرى برنده شود و دو سوم كرسى‏هاى مجلس را به خود اختصاص دهد و بار ديگر خانم گاندى به نخست وزيرى انتخاب گرديد.
اينديرا مادر هند و مظهر آزادى و استقلال سرزمين پهناور هند و مايه شرف و افتخار تاريخ بود.
اما در صحنه داخلى جدائى طلبان و فرقه گرايان، اين زن مبارز و فداكار به سال 1980 در سن 63 سالگى در يك توطئه ناجوانمردانه به قتل رسيد.- تلخيص از كتاب: نام آوران