تصاویر22بهمن92  لایین نو  مجتمع حامیان ولایت(دبیرستان شهید اکبرزاده- ایرانپور-دولتخواه)

ادامه نوشته

 نامه پدر یا مادری به فرزندش :           فرزند دلبندم، دوستت دارم.

فرزند عزیزم:

آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی،
اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم ویا نتوانستم لباسهایم را بپوشم،
اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است،
صبور باش و درکم کن.
یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت عوض کنم.
برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم… .
وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن.
وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم،با تمسخر به من ننگر.
وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند، فرصت بده و عصبانی نشو.
وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده… همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی…
زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم، عصبانی نشو… روزی خود میفهمی.
از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم، خسته و عصبانی نشو.
یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم.
کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم.

نگرشی در تاریخ به ارزش زن

بنام خدائی که عشق را افرید و به نام پروردگار زیبائی ها

اللهم صل علی محمد و آل محمد.

برای ظهور در فرج حضرت یک صلوات بفرستید.

امیدوارم که از مطالب این وبلاگ لذت ببرید.

نگرشی در تاریخ به ارزش زن

ددمنشى مردم جاهلى تاريخ نسبت به جنس زن فوق العاده شگفت آور است.

آنان كه جداى از منطق حق و نور وحى مى زيستند زن را همچون ابزار و وسيله براى زندگى بوالهوسانه مرد مى شناختند و وى را عامل تهيه انواع لذت ها براى مرد مى دانستند.

خواندن و نوشتن را براى او خطرناك مى دانستند و از خانه بيرون رفتن را براى امور طبيعى زندگى و ديد و بازديد ارحام مجاز نمى دانستند.

مكان زندگى او را منحصر به چهار ديوار خانه قلمداد مى كردند و وى را در مقابل مرد كه موجودى فعال ما يشاء مى پنداشتند بى اختيار مى دانستند.

در مناطق مسيحى نشين كه صد و هشتاد درجه از آئين الهى مسيحيت انحراف داشتند مى گفتند: زن را بايد مانند دهان سگ دهن بند زد و مردد بودند كه روح زن آيا روح بشرى يا روح حيوانى است!!

در آفريقا زن حكم كالا و ثروت داشت و براى او ارزشى بيش از گاو و گوسپند نمى دانستند هر كس زن بيشترى در اختيار داشت ثروتمندتر شناخته مى شد خريد و فروش زن و بكار گرفتن وى براى شخم زمين امرى معمولى و عادى بود.

در ايتاليا وقتى مرد خانه دختردار مى شد از خوشحالى در پوست نمى گنجيد زيرا شيئى به اشيائش اضافه شده بود و پس از سيزده يا چهارده سال او را به بازار برده و مى فروخت و قيمتش را صرف مخارج روزانه زندگى مى كرد!گاهى كه در ايتاليا از دست زن خشمگين مى شدند او را در ديگ جوشانى از روغن زيتون مى انداختند تا نابود شود.از او به عنوان خدمتكار كلفت كنيز كالاى شهوت استفاده مى كردند و هنوز هم در فرهنگ بشرى از بسيارى از حقوق حقه اش محروم است.

در كلده و بابل زنان را مانند ساير كالاها مى فروختند و هر سال بازارى براى اين كار داشتند تا دختران به سن ازدواج خود را بفروشند.

در هندوستان دختر را از سن پنج سالگى شوهر مى دادند و براى آنها حقى قائل نبودند حيات زن را طفيل مرد مى دانستند و چون شوهرش مى مرد او را با شوهر مى سوزاندند و هيچ موجودى را پست تر از زن شوهر مرده نمى دانستند.

امروز همچنانكه در روزنامه ها مى نويسند بسيارى از هندوها از ترس فراهم نشدن جهيزيه دختران خود را در كودكى نابود مى كنند!!

در چين و تبت زنان جز در كار چهار ديوار خانه حقى نداشتند و براى كاستن قدرت راه رفتن زن پس از تولد او پايش را در قالب آهنى مى بستند و پس از رسيدن به سن پانزده سالگى آن قالب را از پايش جدا مى كردند!

در يونان كه مركز علم و دانش و فلسفه و حكمت بود زائيدن دختر به وسيله زن جرم بود و تا دو بار دختر زائيدن در دادگاه محاكمه و محكوم به پرداخت جريمه و بار سوم محكوم به اعدام مى شد.

در عربستان چنانكه قرآن مجيد مى فرمايد: زنده به گور كردن دختران امرى عادى و ساده مى نمود:

چون يكى از آنان را به فرزندى كه دختر بود مژده مى آمد از شدت غم و اندوه رخسارش سياه و سخت و ناراحت مى شد و به خاطر اين خبرى كه به خيال خودش زشت بود روى از قوم مى گرداند و فرار رابر قرار ترجيح مى داد و به فكر مى افتاد كه آن دختر را با خفت و خوارى نگاه دارد يا زنده به خاك گور اندازد بدانيد حكم آن بى خردان نسبت به دختر بد بود و قضاوتشان زشت.

اين مسائل گوشه اى از جناياتى است كه مردم بى خبر و بى خرد نسبت به جنس زن روا مى داشتند مفصل اين مسائل در كتب مربوط به حيات زن ثبت است مى توانيد به آن منابع مراجعه كنيد.

تحقير زن حمله به شخصيت او محدود نمودن وى خازج از دستورات حكيمانه دين زجر دادن به او و ممنوع كردنش از ديدن پدر و مادر و اقوام با تلخى و ترشروئى با او زندگى كردن خسته از كار روزانه و درگيريهاى بيرون به وقت خانه رفتن با او روبرو شدن پاسخ ندادن به غرائز او بخصوص غريزه جنسى وى همه و همه از نظر دين امرى ناپسند و كارى زشت و ظلمى فاحش است.

او ريشه و سرچشمه خير و كشتزار انسانيت و پوشش شما در زندگى و مايه آرامش و گل لطيف و ظريف گلستان هستى و نعمت حق در كنار شماست.

رسول باكرامت اسلام محبت به زن را در عرض علاقه به بوى خوش و نماز قرار داده اند:( همان)

محبوب من از دنيا زن و بوى خوش و  نور چشم من در نماز است.

اگر انسان با رعايت حقوق زن و احترام به شخصيت او از او فرزند صالح و شايسته اى پيدا كند عملش حتى پس از مرگ قطع نمى شود از آثار پاكى و صالح بودن فرزندش بعد از مرگ بهره خواهد برد.

رسول خدا مى فرمايد:

 چون انسان بميرد عملش قطع مى شود مگر از سه چيز: از كار خيرى كه دوام دارد

 از دانشى كه ديگران از او سود ببرند و  از فرزند شايسته اى كه براى وى دعا كند.

( غرر الحكم باب عقل )      

پس پدران و مادران قدر دختر را بدانيد و مردان از همسران پاك و شايسته خود قدردانى نمائيد كه دختر دارى و زن دارى منبع خيرى براى دنيا و آخرت انسان است

                

                                                                   التماس دعا

 

رحلت آموزگار عفت و عصمت,کریمه اهل د عا خواهربزرگوار امام رضا(ع)بی بی فاطمه معصومه(س)تسلیت باد

رحلت آموزگار عفت و عصمت,کریمه اهل د عا خواهربزرگوار امام رضا(ع)بی بی فاطمه معصومه(س)تسلیت باد
کريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه(س)، خواهر گرامي امام رضا(ع) در سال 173 ق در مدينه به دنيا آمدند. ايشان بانويى سخنور، معلمي توانا و در زهد و تقوا برجسته بودند. حضرت معصومه(س) يک سال پس از ورود برادرشان امام رضا(ع) به خراسان به قصد ديدارشان از مدينه به سمت خراسان حرکت کرد، اما پس از حوادثي که در شهر ساوه براي آن حضرت پيش آمد، بيمار شدند. چون حضرت معصومه(س) در شرافت و فضيلت شهر قم احاديثي را از پدران خود شنيده بود، عزم اين شهر کرد و پس از 17 روز توقف در قم، به ملکوت اعلي پيوست. آرامگاه با شکوه دختر امام موسي کاظم(ع) در قم، محفل و زيارتگاه مردم ودانشمندان بافضيلت است. هم چنين حوزه مهم علمي و ديني قم در کنار حرم ايشان شکل گرفته است. امام رضا(ع) در فضيلت زيارت بارگاه حضرت معصومه(س) فرمودند: «کسي که مرقد مطهر حضرت معصومه(س) را با دانايي و معرفت به حق او زيارت کند، سزاوار بهشت مي شود.

علايم لوسمي که کمتر مي شناسيد

لوسمي يا سرطان خون، بيماري خون و مغز استخوان است که تا زماني که در آزمايش خون ديده نشود، متوجه آن نخواهيد شد. از آن جا که تشخيص به موقع آن براي درمان موفقيت آميز حياتي است، دانستن اين علايم که ممکن است ما متوجه آن نشويم لازم است.

لکه هاي بنفش رنگ /جوش هاي قرمز روي پوست؛به نقل از سايت «Readers Digest» اين جوش ها به نام پتسيا (Petechiae) يا لکه هاي بنفش، اغلب به شکل خوشه اي روي سينه، پشت، صورت يا دست ها ظاهر مي شود. اين ها که در واقع رگ هاي خون و مويرگ هاي شکسته است بر اثر پايين بودن پلاکت خون به وجود مي آيد.

درد استخوان و مفصل؛ درد عميق در استخوان ها يکي از علايم لوسمي است که بر اثر فعاليت مغز استخوان به وجود مي آيد.فرد مبتلا، بيش از ساير قسمت هاي بدن در استخوان هاي بلند دست و پا، احساس درد مي کند.

سردرد: يکي از علايم لوسمي به ويژه لوسمي حاد سردردهاي مکرر حاد و طولاني مدت است. برخي از مبتلايان با سردرد همراه با تعريق شبانه و درد کلي از خواب بيدار مي شوند. گاهي سردرد با رنگ پريدگي همراه است.

برآمدگي هاي غيرعادي يا گره هاي متورم لنفاوي:لوسمي، توانايي مغز استخوان براي توليد گلبول هاي قرمز، پلاکت ها و سلول هاي سفيد را کاهش مي دهد. پايين بودن شمار گلبول هاي سفيد توانايي بدن براي نشان دادن واکنش به عفونت را کاهش مي دهد در نتيجه غدد لنفاوي متورم مي شود. احتمال تراکم پيدا کردن سلول هاي سفيد خون نيز در گره هاي لنفاوي وجود دارد. اين برآمدگي دردناک ممکن است در قسمت هاي مختلف بدن از جمله گردن، شکم، زير بغل يا قسمت تناسلي ظاهر شود. گاهي اين برآمدگي ها آبي رنگ يا بنفش است. برآمدگي ها يا گره هاي متورم بر خلاف نوع عفونت ها، بيشتر از يک هفته روي بدن نمي ماند.

احساس خستگي و ضعف:با کاهش ميزان گلبول ها خون نمي تواند اکسيژن را به تمامي قسمت هاي بدن برساند. در نتيجه مبتلايان دچار کم خوني و خستگي مفرط مي شوند و علايمي چون ضعف عضله ، کمبود انرژي و خواب آلودگي دارند.

خون ريزي/کبود شدن پوست:هر نوع خون ريزي بدون دليل ممکن است از علايم لوسمي باشد که با پايين آوردن پلاکت خون مانع لخته شدن آن مي شود. بدون اين که به خاطر بياوريد به کجا خورديد، قسمت هايي از بدن از جمله انگشتان، دست ها، بين انگشتان ، کمر و شکم دچار کبودي مي شود. اين کبودي نسبت به کبودي هاي معمولي تيره تر است. مشکلات خون ريزي شامل، بريدگي هايي که التيام پيدا نمي کند، خون دماغ مکرر بدون دليل و خون ريزي لثه اگر چه بيماري لثه نداريد مي شود. زنان نيز، دچار خون ريزي غيرعادي و طولاني مدت در دوران قاعدگي مي شوند.

تب و عفونت هاي مکرر:لوسمي حاد و مزمن، عملکرد سيستم ايمني بدن را کاهش مي دهد . در لوسمي مزمن، تب کمتر است در حالي که در لوسمي حاد، تب بالاست و علاوه بر آن فرد دچار عفونت بيشتري مي شود. زيرا سلول هاي سرطاني، سلول هاي خوني سفيد را غيرفعال و به خارج دفع مي کند. با کم شدن سلول هاي سفيد خون بدن قادر به محافظت از خود در برابر عفونت نيست. از دست دادن اشتها ، در اين نوع بيماري شايع است و بدون اين که متوجه شويد، دچار کاهش وزن مي شويد. اين علامت ممکن است ناشي از خستگي مفرط و ضعف باشد يا اين که به طور جداگانه رخ دهد.در لوسمي حاد، تراکم سلول ها در ستون فقرات يا مغز به مشکلات متعدد از جمله حالت تهوع، استفراغ، اسهال و يبوست منجر مي شود.

تنفس غيرعادي:برخي نفس کم مي آورند و بعضي هر چه قدر هم که عميق نفس بکشند احساس کمبود اکسيژن مي کنند. زيرا بدن در حال تلاش براي دريافت هواي کافي است. با پيشرفت لوسمي حاد، کبد و طحال دچار ورم مي شود که به عنوان درد شکمي يا احساس سيري در زير دنده ها حس مي شود. برخي افراد نيز دچار درد کمر مي شوند. حالت تهوع، استفراغ و از دست دادن اشتها نيز به متورم شدن کبد يا طحال ارتباط دارد.


10نکته اي که از اين تمدن باستاني نمي دانستيد


نکته اي که از اين تمدن باستاني نمي دانستيد

اين مصر رازآلود
خراسان رضوي - مورخ سه‌شنبه 1392/11/15 شماره انتشار 18616

مصر باستان نزديک به ۳۰۰۰ سال جزو پيشرفته ترين تمدن هاي جهان بود که فرهنگي غني از خود به جا گذاشته است. درباره هنر، معماري و روش هاي تدفين مصري ها افسانه سرايي هاي زيادي کرده اند؛ اما هنوز چيزهاي زيادي هستند که خيلي ها درباره اين سازندگان اهرام مشهور نمي دانند؛ از اولين پيمان صلح ثبت شده در جهان گرفته تا بازي هاي تخته اي کهن. با ما همراه باشيد تا برايتان از ۱۰ واقعيت شگفت انگيز درباره مصر باستان رازگشايي کنيم.

۰۱ - کلئوپاترا مصري نبود

در کنار توت عنخ آمون، احتمالاً کسي مشهورتر از کلئوپاتراي هفتم در دنياي مصر باستان پيدا نمي کنيد. همه کلئوپاترا را مصري مي دانند؛ اما واقعيت اين است با وجودي که کلئوپاترا در اسکندريه به دنيا آمده بود، اهل مصر نبود. او يوناني تبار بود و نسبش به بطلميوس اول مي رسيد که يکي از قابل اعتمادترين سرداران اسکندر کبير بود. سلسله بطلميوسي يا بطالسه از ۳۲۳ تا ۳۰ سال قبل از ميلاد ( در واقع به دنبال کشورگشايي هاي اسکندر) به مصر حکومت مي کردند و بسياري از رهبران آن ها در تمام سال هاي فرمانروايي شان بر مصر به فرهنگ و عقايد و احساسات يوناني شان پايبند بودند و هرگز به زبان مصري حرف نزدند. کلئوپاترا آن زمان به اين علت معروف شد که از اولين افراد سلسله بطلميوسي بود که زبان مصري ها را ياد گرفت و به اين زبان صحبت مي کرد.

۰۲ - مردان مصري هم مانند زنان آرايش مي کردند

قدمت ابتذال با تمدن برابري مي کند و تمدن مصريان هم از اين قاعده مستثنا نيست. در مصر باستان هم زنان و هم مردان زياد آرايش مي کردند و معتقد بودند نيروي محافظت ، الهه ها و هروس  را به آن ها مي بخشيد. اين لوازم آرايش از ساييدن و کوبيدن سنگ هاي معدني مثل مرمر سبز و سرب و تبديل آن به سرمه تهيه مي شد. آن ها با وسيله اي از جنس چوب ، استخوان يا عاج آن را در اطراف چشم استفاده مي کردند. همچنين زنان گونه هايشان رابا رنگ قرمز سرخ مي کردند و با استفاده از حنا دست ها و ناخن هايشان را رنگ مي زدند. مردان و زنان همگي عطري را که از روغن، صمغ و دارچين درست شده بود استعمال مي کردند. مصريان اعتقاد داشتند آرايش آن ها قدرت درمان جادويي دارد و خيلي هم اشتباه نمي کردند. تحقيقات نشان داده لوازم آرايشي ساخته شده از سرب که در کنار رود نيل استفاده مي شده در حقيقت به دفع عفونت چشم کمک مي کرده است.

۰۳ - مصريان باستان عاشق بازي هاي تخته اي بودند

بعد از يک روز کاري طولاني کنار رود نيل، مصريان معمولاً خود را با بازي هاي تخته اي سرگرم مي کردند. بازي هاي متنوعي مثل «مِهِن» و «سگ ها و شغال ها». اما احتمالاً پرطرفدارترين شان يک بازي شانسي به نام «سِنَت» بود. تاريخ اين سرگرمي که روي تخته بزرگي با ۳۰ مربع نقاشي شده، بازي مي شد به ۳۵۰۰ سال قبل از ميلاد برمي گردد. در بازي سنت، هر بازيکن چند مهره داشته که با توجه به گردش تاس يا چوب چرخان روي تخته حرکت مي کردند. مورخان هنوز بر سر قوانين دقيق سنت دعوا دارند اما در پرطرفدار بودن بازي به توافق رسيده اند. نقاشي هايي وجود دارد که ملکه نفرتاري (همسر رامسس دوم) را در حال بازي سنت نشان مي دهد و حتي فرعون هايي مثل توت عنخ آمون تخته هايي داشتند که در مقبره شان با آن ها به خاک سپرده شده اند.

04 - زنان مصري حقوق و آزادي زيادي داشتند

اگر چه ممکن است زنان مصري به لحاظ عمومي و اجتماعي در درجه پايين تري از مردان ظاهر شده باشند، اما استقلال مالي و قانوني زيادي داشتند. آن ها مي توانستند خريد و فروش کنند ، در هيئت منصفه شرکت کنند، از خودشان وصيت نامه به جا بگذارند و حتي در قراردادهاي قانوني وارد شوند.

زنان مصري عموماً بيرون از خانه کار نمي کردند اما آن هايي هم که کار مي کردند، حقوقي برابر با آنچه مردان براي همان کار مي گرفتند، دريافت مي کردند. برخلاف زنان يونان باستان که کاملا تحت سلطه شوهرانشان بودند، زنان مصري حق داشتند طلاق بگيرند يا دوباره ازدواج کنند. زوج هاي مصري حتي پيش از ازدواج توافق نامه اي وضع مي کردند که در آن همه اموال و دارايي هايي را که زن بايد براي ازدواج مي آورد فهرست کرده و ضمانت مي کردند تا در صورت جدايي، مرد خسارت آن ها را جبران کند.

05 - مصريان باستان يکي از اولين پيمان هاي صلح را ثبت کردند

مصريان بيشتر از دو قرن با امپراتوري هيتي ها بر سر کنترل سرزمين هاي شرقي مديترانه که سوريه امروزي است، اختلاف داشتند. اين اختلافات باعث مي شد بين آن ها جنگ هاي خونيني اتفاق بيفتد و هر بار يک طرف کنترل اين منطقه را برعهده بگيرد. در زمان رامسس دوم اين ماجرا به جنگ قادش در ۱۲۷۴ قبل از ميلاد منجر شد که پيروز قطعي نداشت و باعث شد بعد از سال ها کشمکش در ۱۲۵۹ قبل از ميلاد، وقتي مصريان و هيتي ها با تهديدهاي سرزمين هاي ديگر مواجه شدند، تصميم بگيرند ماجرا را جور ديگري حل کنند. به دنبال اين تصميم رامسس دوم و پادشاه هيتي ها، هاتوسيلوس سوم پيمان صلح مشهوري امضا کردند که اختلافات را پايان داد و حکم کرد که دو امپراتوري بايد هنگام تهاجم طرف سوم به هم کمک کنند. پيمان مصري - هيتي امروز به عنوان يکي از اولين عهدنامه هاي صلح باقيمانده از دوران باستان شناخته مي شود که يک کپي از آن بالاي در ورودي اتاق شوراي امنيت سازمان ملل متحد در نيويورک آويزان است.

06 - اهرام را غلامان و برده ها نساختند

مطمئناً زندگي يک سازنده هرم، زندگي ساده اي نبود - اسکلت کارگران عموماً علائم آرتريت (ورم مفاصل) و بيماري هاي مزمن ديگري را نشان مي دهد - اما مدارک موجود نشان مي دهد که معابد عظيم را کارگران حقوق بگير ساخته اند نه غلامان و برده ها.

اين کارگران ساختماني ، ترکيبي از صنعتگران ماهر و کارگران ساده بودند که به خاطر هنرشان ، غرور زيادي هم داشتند. تصاوير يافت شده نزديک بناهاي يادبود و مقبره ها مي گويد آن ها اغلب نام هاي خنده داري مثل «دوستان خوفو» يا «مستان منکور» روي کارکنانشان مي گذاشتند.

اين ايده را که برده ها اهرام را به زور ضربه هاي شلاق ساختند، هرودوت، تاريخ دان يوناني قرن ۵ قبل از ميلاد مطرح کرد اما امروزه اکثر مورخان آن را يک افسانه مي دانند. قطعاً مصريان باستان مخالف برده داري نبودند؛ اما به نظر مي رسد آن ها را به عنوان کارگر مزرعه و خدمتکار خانگي استخدام مي کردند نه براي ساخت اهرام.

07 - کارگران مصري اعتصابات کارگري برپا مي کردند

با اين که کارگران مصري فراعنه را به عنوان خدايي زنده قبول داشتند، اما از اعتراض و طلب شرايط کاري بهتر ابايي نداشتند. معروف ترين مثال به قرن ۲۱ قبل ميلاد و زمان امپراتوري فرعون رامسس سوم برمي گردد. آن ها وقتي اولين اعتصاب ثبت شده در تاريخ را به پا کردند مشغول کار در ساختمان گورستان سلطنتي در ديرالمدينه بودند و دستمزدشان را نگرفته بودند. اين اعتراض به شکل تحصن بود؛ کارگران به سادگي وارد پرستشگاه مردگان شده و در همان جا ماندند تا وقتي شکايتشان به گوش مسئولان برسد. نتيجه هم اين بود که اعتصاب آن ها جواب داد و سرانجام سهميه معوق کارگران پرداخت شد.

۰۸ - مصريان حيوانات زيادي را به عنوان حيوان خانگي نگه مي داشتند

مصريان حيوانات را تجسم و صورت خارجي الهه ها مي دانستند و از اولين تمدن هايي بودند که حيوانات خانگي نگه  مي داشتند. مصريان علاقه خاصي خصوصاً به گربه ها داشتند که به ايزدبانو باستت مربوط مي شد. اما براي شاهين، لک لک، سگ، شير و عنترها هم احترام قائل بودند. بسياري از اين حيوانات جاي مخصوصي در خانه هاي مصري داشتند و اغلب آن ها بعد از مرگ صاحبانشان با آن ها موميايي و دفن مي شدند. جانوران ديگر هم مخصوصاً تربيت مي شدند تا به عنوان حيوان هاي کمک کننده عمل کنند. مثلاً افسران پليس مصري از سگ ها و حتي ميمون هاي تربيت شده استفاده مي کردند تا وقتي براي گشت زني و پاسباني بيرون مي رفتند، به آن ها کمک کنند.

۰۹ - بعضي پزشکان مصري در رشته اي خاص تخصص داشتند

يک طبيب باستاني، همه فن حريف بود و همه بيماري ها را درمان مي کرد اما شواهد نشان مي دهد پزشکان مصري گاهي تنها روي درمان يک بخش از بدن انسان تمرکز مي کردند. اولين بار در ۴۵۰ سال قبل از ميلاد مورخ و جهانگرد هرودوت به اين شکل اوليه از تخصص هاي پزشکي اشاره کرده. او درباره علم پزشکي مصر نوشته: «هر طبيبي درمانگر يک بيماري بوده و نه بيشتر بعضي ها چشم، بعضي ها دندان و بعضي ها بخش هاي مربوط به شکم. اين متخصصان حتي اسم مخصوصي داشتند. مثلاً به دندانپزشکان ، دکتر دندان مي گفتند.»

۱۰ - فراعنه مصر اغلب چاق بودند

هنر مصري اغلب فراعنه را خوش هيکل و تراشيده تصوير مي کرد که شباهت چنداني به اصلش نداشت.

نان و عسل و نوشيدني هاي مختلف رژيم غذايي مصري را تشکيل مي داد که قند زيادي داشت و مطالعات نشان مي دهد اين خوراکي ها اندازه دور کمر مصري ها را شاهانه کرده بود! آزمايش ها روي موميايي ها نشان داده بسياري از فرمانروايان مصري بيمار بوده و اضافه وزن داشتند و حتي از ديابت رنج مي بردند. يک مثال جالب ملکه افسانه اي حتشپسوت است که در قرن ۱۵ قبل از ميلاد زندگي مي کرد. مورخان معتقدند با اين که تابوت ملکه، او را ورزشکار نشان مي دهد، او چاق و کچل بوده.

ماشین های عجیب!

دیدن این ماشینهای زیبا رو ازدست ندهید

سوگند نامه كاركنان دولت / رسمي

 کارمندان عزیز وزحمتکش سلام ضمن عرض خسته نباشید به تک تک شما در مراجعه به بعضی از ادارات و بانکها تعداد اندک ولی قابل توجه هستند که سوگند نامه مشروحه ذیل را فراموش کرده و به جای توجه به ارباب رجوع و انجام کار یا با گوشی همراه مشغولند و یا با همکارشان مسایلی را صحبت می کنند خارج از حیطه کارشان حوصله ارباب رجوع را سر می برند .ضمن سپاس از دوستان محترم و کوشا و صادق که در اکثریتند توجه دوستان را به سوگند زیر معطوف میدارم باشد که مقبول افتد.

بسم الله الرحمن الرحیم

اکنون که به عنوان کارمند دستگاه اجرایی در نظام جمهوری اسلامی ایران افتخار خدمتگزاری به مردم عزیز ایران برای من فراهم شده است، در برابر "قرآن مجید " به خداوند متعال سوگند یاد می‌کنم که تمام تلاش خود را برای انجام وظایف شغلی و  مسئولیت‌های قانونی به کارگیرم و به حفظ حقوق مردم، پیشرفت نظام اداری و اعتلای کشور اهتمام نموده و در این راه وجدان کار داشته و همواره عدالت، صداقت، امانتداری، رازداری و خدمت به مردم را سرلوحه گفتار و کردار خود قرارداده و ارزش‌های دینی، انسانی و اجتماعی و قوانین، مقررات و ضوابط را در انجام فعالیت‌های سازمانی و اداری رعایت نمایم و در همه حال به احکام الهی، قانون اساسی، مقررات حاکم و منشور اخلاقی و اداری کارمندان دولت و دستگاه متبوع خود پایبند باشم و تلاش خود را در جهت جلب رضای خدای متعالی و اجرای احکام و مقررات اسلامی به منظور رسیدن به روابط و مناسبات عادلانه انسانی در جامعه و تحقق جامعه اسلامی و ترویج دین و اخلاق، رفع تبعیضات ناروا و ایجاد محیطی عادلانه در زمینه‌های مادی و معنوی، مهرورزی به بندگان خدا و اعتلای سطح علمی به کار گیرم و با تقویت روحیه خلاقیت و ابتکار در تمام زمینه‌های‌ علمی، فنی و فرهنگی، همواره سلامت و شادابی و نشاط را در محیط کار ترویج نمایم.

پیروان اقلیت‌های دینی مصرح در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، سوگندنامه را با ذکر کتاب

آسمانی خود قرائت کرده و متن امضا شده توسط آنان با ذکر کتاب آسمانی خودشان خواهد بود

سلام  و شروع مجری صحنه



سلام  و شروع مجری صحنه 

به نام حضرت دوست که هر چه هست از اوست  و به شکر وجود ذی جود که قلب تپنده همه دوستی هاست.

دوستان ، یاران سلام . سلامم به گرمای دستت ای دوست . دلم لحظه ای با دلت روبروست. بگو عاشقی تا سلامت کنم . تمام دلم را یکجا به نامت کنم.


سلام  و شروع مجری صحنه :

به نام آن که بندگان را به خطاب کرامت با هزاران لطافت می نوازد و به سوی خود می نماید و می خواند،

و سپاس و ثنای بی حد بر آستان صفات بی همتای احدیت که در کمال رافت و در نهایت عطوفت رخصت سخن گفتن بر بندگان خود عطا فرموده است.


سلام  و شروع مجری صحنه 

همرازان، هم نفسان درود و سلام تان باد.

سلام بر تو که خود را باور داری،  سلام بر اندیشه توانای تو، سلام بر دستان خلاق و سازنده ات،

سلام بر پای استوارت که تا انتهای ایستادگی ایستاده است ؛  تو را می ستایم و دستان پر مهرت را می فشارم.


سلام  و شروع مجری صحنه :

به نام خداوند لوح و قلم                   حقیقت نگار وجود و عدم

به نام فرمانروای اقلیم هنر و سلام بر شما هنرمندان صاحب قلم  ،  حضور سرشار از محبت و مودت شما را در مراسم اختتامیه اولین جشنواره ی ............... را ارج می نهیم و گرامی می داریم.


سلام  و شروع مجری صحنه 

سلام و عرض شاد  باش  داریم خدمت شما عزیزانی که با دستان مهربانتان مأمنی می سازید سر شار از اخلاص ، شما برگزیدگانی که در کلاس ایثار درس سخاوت می دهید ، شما نازنینانی که سعادتمندان دنیا و   آخرتید ، شما خوبانی که انسانیت را تفسیر می کنید و در صحیفه ی دلهایتان وفاداری و از خود گذشتگی را رقم زده اید.

درودی پر آفرین بر شما که با یاری سبزتان اندیشه ها را بارور می سازید ; دستان گرمتان را می فشاریم و حضور ارزشمندتان را گرامی می داریم .

اهدافتان پایدار و گامهایتان استوار باد

اندیشه تان رفیع و مقامتان منیع باد


سلام  و شروع مجری صحنه :7:

سلام ای نیک مردان خدایی                          عزیزان دیار آشنایی               وطن ، چشم انتظار آفتاب است                       امید یاری سبز بهار است

شما که جلوه های پاک عشقید                 نکو مردان و سردار بهشتید             ز یاری شما دلشاد گشتیم                         به احسان شما آباد گشتیم

ز دستان شما ایران مصفاست                    وجود پاکتان مانند دریاست             خدایا ! خیرین را شاد گردان                              زمین از فیضشان آباد گردان


سلام  و شروع مجری صحنه 

درود بر پیشگاه مقدس حضرت ولی عصر ( عج )

درود بر روان پاک بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام شهدا و شهدای انقلاب اسلامی

درود و سلام بر مقام معظم رهبری و آرزوی طول عمر با عزت و پربرکت برای آن بزرگوار .

بزرگواران درود و سلامتان باد. سلامی چون رویهای روشن تر از آقتاب روز و درودی به تجلی ذوالجلال گشته پیروز نثارتان باد.


سلام  و شروع مجری صحنه : 9

به نام آن والایی که شعله عشق را در فانوس سینه پر مهر مادری  روشن نمود و بارور ساخت.

سلام بر سرور بانوان جهان،  عطای خداوند سبحان،  کوثر قران،  همتای امیر مومنان  و الگوی بی بدیل تمام جهانیان حضرت فاطمه زهرا(س)  . سلام بر زنان و مادران عاشق و مشتاق  سلام بر تو ای مادر مهربان که عمرت وفاست  ، مهرت دنیاست ،قلبت صفاست،  و در نگاهت محبت هاست.

تو را می ستایم و دستان پر مهرت را می فشارم.

میلاد مسعود زهرای مرضیه(س) و روز خجسته زن را به زنان عالم اسلام و نیز محبان و  رهروان راه آن بانوی همام ، تبریک و تهنیت عرض می نماییم.

بنویسید به دیوار سکوت

عشق سرمایه هرانسان است 
 
بنشانید به لبحرف قشنگ
 حرف بدوسوسه شیطان است
  
وبدانید که فردا دیر است
 
اگر غصه بیاید امروز
  
تا همیشه دلتان درگیر است
  
پس بسازید رهی را کنون
  
 تا ابد سوی سعادت برود
  
و بکارید به هر خانه گلی
 
که فقط بوی محبت بدهد